زشت‌ها یه فیلم علمی تخیلی تینیجری هست که موضوع جالبی رو انتخاب کرده و پیام آشکار والدین‌پسندی رو سعی داره منتقل کنه. این فیلم هرچند که امتیازای چندان دندون گیری رو از طرف منتقدا به دست نیاورده اما بیشتر از حد انتظار دیده شده و تا الان تونسته از مجموع 30 هزار مشارکت کننده، امتیاز 4.7 رو از سایت IMDb و 52 درصد پسند مخاطبای گوگل رو به دست بیاره.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

این داستان می تونه برای نوجوونا و بچه‌ها جذابیت بیشتری داشته باشه از این جهت که به دغدغه های رایج این سنین میپردازه و ممکنه چندان جذابیتی برای افراد بالغ نداشته باشه.
زشت‌ها مشخصا جوری تموم میشه که نوید یه مجموعه فیلم مثل دوندگان ماز یا کارای مشابه رو میده. شخصیت‌های کلیدی فیلم، توی سال های ابتدایی بلوغ هستن و تازه سعی دارن دنیا رو بشناسن و ممکنه تحت تاثیر فریب های سطحی نگرانه ای، توی تله بیوفتن. اما به اندازه‌ی شخصیت‌های محبوب رمان‌های نوجوون پسند، می تونن سرکش باشن و برای حفظ آزادی خودشون تلاش کنن.

اگر بازی‌های نه چندان حرفه ای و کلیشه های داستان رو نادیده بگیریم، عملا چیزی جز تحسین رو ممکنه جلب نکنه؛ یعنی با خودت میگی که این فیلم مگه چه چیز بدی داره؟ سعی میکنه به آدما یادآور بشه که خودشون رو همونطوری که هستن بپسندن و نذارن که جامعه با اهداف نابهنجار، کنترلشون کنه.
این در حالیه که وقتی میرید تو دل داستان، میبینید که اعتماد واقعی، هرگز بین هیچ کدوم از فرم های پیشنهادی برای شکل دادن یک جامعه ایجاد نمیشه، یعنی فقط آدمای این داستان، مجبور میشن که سراغ یه فرم ابتدایی‌تر زندگی برن و دلشون رو خوش کنن که می تونن محصولات رو با دستای خودشون بسازن و ساعت‌ها روی زمین کار کنن تا بتونن شکم خودشون رو سیر کنن. دیگه توی این جامعه ی مستقل، خبری از تکنولوژی‌های رفاهی و عمل های زیبایی نیست و شما نمی‌تونید نارضایتی ای که از ظاهر و بنیه‌ی خودتون دارید رو به کمک علم، چندان تغییر بدید.


علم و تکنولوژی‌ای که تمدن پیشرفته‌ی درون این فیلم به کار میگیره، به خودی خود ماهیت شرورانه ای نداره و اتفاقا می تونه به نفع موجودات زنده کار کنه. ولی سناریو به شکلی پیش میره که حتی علمی که بتونه کمک کنه تا شما بیشتر از حدود رایج، عمر کنید رو زیر سوال میبره و قبیح میدونش. این در حالیه که میانگین طول عمر بشر، هیچ وقت ثابت نبوده و به لطف همین علم و تکنولوژی و افزایش رفاه، ما تونستیم این میانگین رو افزایش بدیم. آیا درست بود که اجازه ندیم علمی مثل پزشکی پیشرفت کنه و بگیم اگر مرگ و بیماری به سراغمون میاد، خواست خداست و باید در هر سنی بهش تن بدیم؟
تلاش ما برای تغییر دادن خودمون، چه یه تغییر ظاهری باشه و چه روانی، اینه که تجربه مون از زندگی متحول بشه و احساس بهتری داشته باشیم. این هدفی هست که به خودی خود نمیشه شرورانه فرضش کرد. بستگی داره که ما دقیقا دنبال چجور تجربه‌ای باشیم. خوده تغییر چهره نمی تونه زیاده خواهی نابهنجاری درنظر گرفته بشه.

وقتی که چیزی مثل فرصت زندگی رو صرفا به قانون طبیعت بسپارید، مثل این میمونه که هوش و نبوغ خودتون رو به شکل مازوخیستی ای نادیده بگیرید. دقیقا یکی از دلایلی که ما انسان ها می تونیم بیشتر از حیوونا تکامل پیدا کنیم و رفاه بیشتری داشته باشیم همینه که قادر به کنترل بسیاری از ویژگی های فیزیکی و غرایزمون هستیم. ما می تونیم تولید مثلمون رو به شیوه های مختلفی کنترل کنیم و مجبور نشیم که سر کمبود منابع، با دیگران رقابت کنیم و دست به کشتار بزنیم. همین الانش هم معمولا جوامعی‌مون که قادر به کنترل بهینه ی جمعیت هستن و به کیفیت زندگی، بیشتر از کمیتش اهمیت میدن، رفاه بیشتری دارن.
چپ‌گراهای درون این فیلم، به شکل کاتولیکا یا فرهنگای سنتی‌تر، پیرو قانون طبیعت هستن و سعی میکنن با هر چیزی کنار بیان. برای اونا، یه حاکمیت یا سیستم که سعی داره جامعه و جمعیت رو مدیریت کنه، چیزی جز شکلی از شرارت نیست. این ناشی از ناامیدی از بشره که شما نتونید گروهی از انسان ها رو به‌عنوان حاکمیت جامعه انتخاب کنید و امید داشته باشید که بتونن رفاه جمعی رو تامین کنن و در چهارچوب شیوه‌های بدوی زندگی، به بقای خودتون ادامه بدید.
در واقع جامعه‌ی رادیکالی که توی این فیلم ساخته میشه، بیش از پیش شبیه ایده های کمونیستی هست که انتقادات زیادی نسبت بهش وجود داره و آدمای زیادی ممکنه درونش دست به کار شرورانه ای نزنن، نه از این بابت که خوش قلبن یا به نوعی مسئولیت پذیری رسیدن بلکه بابت اینکه اصلا سرمایه و قدرت چندانی به دست نمیارن و همیشه هشتشون قراره گرو نهشون بمونه.
توی چنین جامعه‌ای، شما هیچ فرصتی برای تجارب خارج از چهارچوب ندارید و به قولا نمی تونید برای دل خودتون خرج کنید. همیشه باید نگران این باشید که شکم خودتون رو سیر کنید و چیزای بخور نمیری که به دست میارید رو با بقیه به اشتراک بذارید.

جمع‌بندی
جامعه‌ی پیشرفته‌ی درون این فیلم، چنانچه محوریت همدلانه‌تری پیدا کنه و به شکل خودخواهانه ای پیش نره، می تونه فرصت های بسیار خوبی رو برای شهروندای خودش فراهم کنه که در یک فضای امن، بسیاری از موقعیت ها و تغییرات ایده آل خودشون رو تجربه کنن و در عین حال، واقعا تکامل پیدا کنن. تا پایان قسمت اول، شما نمی بینید که سناریو، از افکار کمونیستی دور بشه و بتونه تکنولوژی افزایش طول عمر یا تغییر ظاهر رو تحسین کنه.