نقد و بررسی فیلم Wanted 2008
2 مرداد · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Wanted 2008| تحت تعقیب
فیلم تحت تعقیب، با درخشش بازیگرایی مثل آنجلینا جولی، مورگان فریمن و جیمز مک آووی، یه کار اکشن و هیجانانگیزه که میتونه انتخاب خوبی برای سرگرم شدن توی تعطیلات یا وقتایی باشه که حوصلهی دیدن یه کار سنگین و پیچیده رو ندارید.
اتمسفر بصری این فیلم، توی محیطای زیرزمینی که پر از گوشت و خون حیوانات هستن میگذره و شخصیت اصلی، بیشتر وقت خودشو صرف تمرینایی میکنه که با سلاحهای گرم صورت میگیره و ازش یه مبارز قویتر میسازه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
آنجلینا جولی رو میشه نقش دوم این فیلم به حساب آورد که ستارهی درخشان این کار هم به حساب میاد. این کار تا الان تونسته 66 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 6.7 رو از سایت IMDb به دست بیاره. به لحاظ اکشن و سرگرمکننده بودن، ما با یه فضای نسبتا خشن و جبرآلود رو به رو هستیم. چیزی که ممکنه توی ذوق بینندهها زده باشه، علاوهبر بعضی موارد تخیلی و جبرآلود کار، عدم تعهد داستان فیلم به کمیکی هست که ازش اقتباس شده.
موضوع دیگه، نحوهی پایانبندی و بخش دراماتیک داستان هست که بیننده رو با سوالات زیادی تنها میذاره یا شاید بهتره بگیم که منطقش نمیتونه بیننده رو راضی کنه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه محتوای فیلم رو لو بده.
گروهی که وسلی به عضویتش در میاد، تا پایان یه ماهیت مرموز داره و خودشو بهخوبی معرفی نمیکنه. این سرسپردگی و آدم کشیای که اعضای این سازمان در پیش گرفتن، در حالی که واقعا نمیدونن دارن از کی دستور میگیرن، از سطح کاریزمای شخصیتها، تاحد زیادی کم میکنه.

نحوهی انجام ماموریتها هم بیشازحد تخیلیه و شاید بدترین ایده رو بشه همون شلیک منحنی دونست که با هیچ منطقی جور در نمیاد و فیلم هم زیادی روش زوم کرده.
تبدیل شدن به یه آدمکش و قاتل، اونم قاتلی با این همه مهارت و مزیتها، نیازمند یهسری انگیزهی بسیار قدرتمند و شفافه و وقتی که بیننده میبینه این شخصیتها تحتتاثیر انگیزههای چندان جالب و قانع کنندهای نیستن، طبعا واکنش چندان مثبتی نشون نمیده.

اما فارغ از وجه سرگرم کننده و ویژگیهای بازارپسند فیلم، میتونیم با سوالات سادهای به سراغ بررسی محتوای داستان بریم. بعضی ویژگیهای مثبت و منفی هستن که وجودشون لزوما روی بازارپسند شدن کار تاثیری نداره اما دقیقا توصیف کنندهی تاثیر روانی یه فیلم هستن و نشون میدن که یه اثر، چطور میتونه برای ما الهام بخش واقع بشه.
فیلم تحت تعقیب، شخصیتهایی رو بهتصویر میکشه که به دنبال ایجاد صلح و عدالت هستن. این در مورد اغلب شخصیتا منجمله وسلی و فاکس هم صدق میکنه. آنجلینا جولی در نقش فاکس، به خاطر اتفاقی که در دوران کودکی براش افتاده، به آرمانای سازمانی که براش کار میکنه، اعتماد خوبی پیدا کرده اما از خودش نمیپرسه که آیا واقعا عدالتی که با قتل و خونریزی برقرار میشه، نقطهی مقابل شرارت هست؟

شخصیتای اصلی این فیلم، بهرغم مهارت بسیار زیادی که دارن اما در مورد جهانبینی خودشون، هیچ چیز تحسین برانگیز و جالبی ارائه نمیدن. در مورد مردی مثل وسلی، اون تماما درگیر آسیبهای روانی خودشه و همینکه میبینه زندگیش میتونه وارد وضعیتی بشه که اعتماد بهنفس نابود شدهاش رو احیا کنه، کنجکاویش در مورد هدف و ماهیت سازمانی که درونش عضو شده، کاهش پیدا میکنه. اون در هر صورت تصمیم میگیره که راه پدرش رو ادامه بده و به هیچعنوان دلش راضی نمیشه که دوباره مثل یه آدم معمولی زندگی کنه.
زندگی وسلی، زندگی یه کارمند معمولی با مشکلات زیاد بود که انتخابهای زیادی رو پیش روی خودش نمیدید اما همینکه دری باز شد تا اونو از این وضعیت نجات بده، بدون در نظر گرفتن ماهیت سازمانی که اونو فراخونده، درگیرش میشه. بله، یه مقدار مقاومت نشون میده اما در ادامه میتونیم ببینیم که با پشتکار زیادی، تلاش میکنه تا مهارتهایی که نیازه رو بهدست بیاره و ماموریتهای آدم کشی خودشو شروع میکنه.

پرسش در مورد ماهیت سیستمی که براش کار میکنیم، کمترین کاری هست که برای مراقبت از خودمون در مقابل تراژدی عضویت در حرکتهای جمعی، میتونیم انجام بدیم اما وسلی، همون اشتباهی رو انجام میده که سابق بر این، در حین عضویت توی ساز و کارهای مختلف جامعه انجام داده. به سختی میشه گفت که فردی مثل وسلی، واقعا و به طور صد درصد به دنبال خیر جمعی و اصلاح جامعه است. چنین خواستهای، لزوما اولویت اصلیش نیست. اون به دنبال بهبود کیفیت زندگی خودشه و براش هم اهمیتی نداره که این کار، باعث میشه تا خودشو به چه موقعیتهای خطرناکی بکشونه یا عاقبت کاراش، چه تاثیری روی زندگی بقیه بذاره.
جمعبندی
نویسندهی این داستان، توی توجیه کارای شخصیتای اصلی، شکست خورده و ایدهها و حرفایی که به بیننده نشون میده، بههیچ عنوان، راضی کننده نیست. این فیلم، مشخصا روی موضوع تشخیص خیر از شر دست گذاشته اما در این زمینه، موفقیت خاصی به دست نیاورده.