قسمت اول فصل اول سریال پسران، بیشتر روی شخصیت هیوئی کمپبل تمرکز داره و داستان از جایی شروع میشه که دوست دختر هیوئی به طور فاجعه باری به دست یکی از ابرقهرمان ها به اسم A-Train کشته میشه و این اتفاق، زندگی هیوئی رو زیر و رو میکنه. اون به تدریج متوجه میشه که قهرمان هایی که مردم ستایششون میکنن، درواقع چهره های فاسد و خطرناکی دارن. همین موضوع باعث میشه وارد گروه پسران بشه و با بیلی بوچر همراه بشه تا علیه سیستم فاسد ابرقهرمان‌ها مبارزه کنه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

درکنار هیوئی، شخصیت استارلایت هم معرفی میشه که تازه به گروه The Seven ملحق شده و خیلی زود با واقعیت تلخ پشت نقاب قهرمان‌ها رو به رو میشه.
ما از چشم هیوئی، شروع به قضاوت ابرقهرمانا میکنیم. تراژدی اون به نحوی توجیه کننده ی اعمال بعدی گروه پسران هست. هیوئی برخلاف اغلب اعضا، گذشته ی سفیدی داره و یه شخصیت بی آزار هست و شاید بشه گفت بیشتر از همه، بیننده رو قانع میکنه که گروه Seven باید مورد هجوم قرار بگیره.

اما من حتی مطمئن نیستم که کینه توزی هیوئی، چندان منطقی و اخلاقی بوده باشه، یعنی صرف قربانی بودن نمیتونه مصونیت ایجاد کنه.
هیوئی مرگ دوست دخترش رو نتیجه ی بی مسئولیتی میدونه یا از این ناراحته که اون ابرقهرمان، عذرخواهی درست و حسابی ای نکرد؟ حتی اگر A-Train عذرخواهی نکنه، بازهم نمیشه منکر شد که مرگ دوست دختر هیوئی، یک تصادف بوده. شما نمی تونید کسی رو بابت اشتباه تصادفی، شرور خطاب کنید. هرچند که گروه Seven واقعا شرورانه است اما اونها از عرف جامعه تغذیه میکنن و اگر اونها محکوم به نابودی هستن، کل جامعه هم محکوم به نابودیه. سریال این موضوعو درنظر نمیگیره.


در قسمت اول، هیوئی بیشتر از اینکه صرفا از مرگ دوست دخترش نابود بشه، از بی مسئولیتی و بی تفاوتی A-Train رنج میبره. مرگ هرچند تصادفی بوده اما واکنش A-Train یعنی فرار، بی توجهی و عدم عذرخواهی، اون رو به نماد فساد و بی اخلاقی تبدیل میکنه. هیوئی نه فقط عزادار بلکه تحقیر شده است و این تحقیر، سوخت اصلی خشمشه.

قسمت اول به شکل رقت انگیزی به جمع بندی خودش میرسه. حماقت هیوئی هنوز هضم نمیشه که میبینی استارلایت برای اینکه بتونه جایگاه خودش رو حفظ کنه حاضر میشه اجازه بده ازش سواستفاده ی جنسی بشه و این کارشو با این حرف که میخوام به آدما کمک کنم توجیه کرد. انگار مثلا اگر عضو اون گروه نباشه نمیتونه کسی رو نجات بده.

بعد اصلا با خودش فکر نکرد سازمانی که اینقدر بی در و پیکره که یه بیمار جنسی بتونه اینطوری تهدیدش کنه، احتمالا کلی فساد دیگه هم داره و فضای خوبی برای کار کردن نیست و مسیر رسیدن به هدفش رو آلوده میکنه.

جمع بندی
امثال لایت استار، دقیقا افرادی هستن که با گفتن اینکه هدف وسیله رو توجیه میکنه، باعث قدرت گرفتن فساد سیستماتیک میشن ولی داستان سریال طوریه که ما رو به سمت توجیه رفتار هیوئی و استارلایت میکشونه.