تراژدیهای سونی چه ارتباطی با سیاستش داره؟
1 اردیبهشت · · خواندن 22 دقیقه
استودیوهای فیلمسازی سونی که با اسم رسمی سونی پیکچرز انترتینمنت شناخته میشن، یکی از بزرگترین و مشهورترین استودیوهای فیلمسازی در دنیاست. این شرکت به عنوان یکی از پنج استودیوی بزرگ آمریکا فعالیت میکنه و زیرمجموعه ای از غول فناوری ژاپنی، یعنی گروه سونی محسوب میشه.
سونی پیکچرز به شکلی که امروز میشناسیم، نتیجه ی خرید و فروش و ادغام چندین استودیوی قدیمی و مطرح هالیوودیه و ریشه در کلمبیا پیکچرز داره. داستان از سپتامبر 1989 شروع شد، یعنی زمانی که شرکت سونی به رهبری نوریو اوگا، سهام شرکت کوکاکولا رو در استودیوی معروف کلمبیا پیکچرز خرید. بعد از یه مدت، سونی شرکت تولیدی گوپر پیترز رو خرید و مالکیت کامل کلمبیا پیکچرز رو به دست آورد.
در سال 1991 اسم شرکت به شرکت سرگرمی سونی پیکچرز تغییر کرد و بعد از این خرید، استودیوهای کلمبیا و ترایاستار پیکچرز با همدیگه ادغام شدن تا یک گروه قدرتمد سینمایی درست شد. دفتر مرکزی این شرکت در کالیفرنیا قرار داره و سونی پیکچرز، حالا از مجموعه های متعددی تشکیل شده که هرکدوم وظیفه ی خاصی دارن.
ازجمله فیلم های شاخص و موفق سونی میشه به مرد عنکبوتی، جومانجی و هتل ترانسیلوانیا اشاره کرد. مرد عنکبوتی یکی از مهم ترین دارایی های سونیه. از سه گانه ی ابتدایی با کارگردانی سم ریمی تا همکاری های اخیر در فیلم هایی مثل مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست. انیمیشن تحسین شده ی مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی هم محصول این استودیو هست که برنده ی جایزه ی اسکار شد.
جومانجی، دنباله ی مدرن این مجموعه با عنوان جومانجی: به جنگل خوش آمدید، یکی از پرفروش ترین فیلم های کمدی و اکشن سونیه.
مردان سیاه پوش، سه گانه ی محبوبی که ویل اسمیت و تامی لی جونز درونش بازی کردن و ونوم، مجموعه ی فیلم های ابرقهرمانی با بازی تام هاردی که به یکی از موفقیت های تجاری سونی تبدیل شده.
اما به جز این فرنچایزها میشه به فیلم مردی به نام اوتو اشاره کرد که در ژانر درام و در سال 2022 با بازی تام هنکس ساخته شد و تونست جایزه ی اسکار بهترین فیلم در سال 2021 رو به دست بیاره. به اضافه ی فیلم اسکای فال، فیلمی از مجموعه ی جیمز باند که سونی یکی از توزیع کننده هاش بود.
سود این شرکت، عمدتا از آمریکا به سمت سونی در ژاپن سرازیر میشه ولی شاید بشه گفت تا حدی این رابطه کاملا یکطرفه نیست و پیچیدگی های خاصی داره. سونی پیکچرز یک شرکت تابعه و متعلق به شرکت مادر ژاپنی، گروه سونی هست و سود خالصی که این استودیوی سینمایی در آمریکا تولید میکنه، در نهایت به عنوان بخشی از سود شرکت اصلی در توکیو ثبت و به سهامدارهای اون که عمدتا نهادی و بین المللی هستن تعلق میگیره.
سودآوری این استودیو همیشه ثابت نیست و گاهی با ضررهای سنگینی هم رو به رو میشه. برای مثال، سونی در سال مالی 2016 میلادی، حدود 719 میلیون دلار ضرر کرد که عمدتا به خاطر عملکرد ضعیف فیلم هایی مثل شکارچیان روح و هفت دلاور بود.
شاید مهم ترین و هوشمندانه ترین تصمیم سونی این بود که برخلاف رقبای بزرگش مثل دیزنی، وارنر و پارامونت، وارد جنگ مستقیم راه اندازی سرویس استریم اختصاصی خودش نشد.
درحالیکه رقبا میلیاردها دلار ضرر کردن تا پلتفرم های استریم خودشون رو راه بندازن، مثلا پیکاک ان بی سی یونیورسال حدود 10 میلیارد دلار ضرر داد، سونی محتوای خودش رو به بالاترین قیمت به همه ی پلتفرم ها فروخت.
این استراتژی به سونی اجازه داد تا ریسک های مالی بزرگ رو قبول نکنه، نقدینگی ثابت داشته باشه و بتونه این درآمد رو دوباره در تولید محتوای سینمایی سرمایه گذاری کنه.
برخلاف رقبایی که تمام هستیشون به صنعت سرگرمی وابسته است، سونی پیکچرز فقط یکی از 5 بازوی درآمدی گروه سونی محسوب میشه و حتی بزرگترینشون هم نیست. از اونجایی که بقای شرکت به سودآوری فوری هر فیلم وابسته نیست، مدیرها میتونن با دید بلندمدت تری تصمیم بگیرن و ریسک های حساب شده رو قبول کنن.
سونی خودش رو به عنوان تنها استودیوی بزرگی که 100درصد به اکران سینمایی متعهده معرفی کرده و این یک برندسازی هوشمنده است چون باعث جذب استعدادها میشه.
کارگردان های بزرگی مثل کوئنتین تارانتینو که به تجربه ی سینمایی اصیل اعتقاد دارن، جذب این استراتژی شدن. تارانتینو سونی رو آخرین گزینه ی موجود در شهر، برای فیلمسازهای سینمادوست معرفی کرده.
در دوره ای که رقبا فیلم های خودشون رو همزمان با اکران آنلاین یا با تاثیر کم، به پلتفرم ها میفرستادن، سونی به یک پناهگاه برای فیلم هایی تبدیل شد که دوست داشتن اکران سنتی و بلندمدت رو تجربه کنن.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
سونی با درست کردن روابط بلندمدت با ستاره ها و فیلمسازها، مدل قدیمی هالیوود رو احیا کرد. درحالیکه بقیه ی استودیوها از هزینه های بالای ستاره ها فاصله میگرفتن، سونی روی چهره های ثابت شرط بست. مثلا آدام سندلر 16 فیلم از 21 فیلم آخرش رو با سونی ساخته. ویل اسمیت از 10 فیلم آخرش، 8 فیلم رو با سونی بوده. دنیس دوگان کارگردان، 9 فیلم از 10 فیلم آخرش رو با سونی ساخته.
این مدل به سونی اجازه میده تا با استفاده از حسن نیت و روابط بلندمدت، هزینه ها رو کنترل کنه؛ مثل فیلم Bad Teacher که با بودجه ی 20 میلیون دلاری، 134 میلیون دلار فروخت. همچنین ریسک تولید کم میشه و در تصمیم گیری ها، سرعت عمل بیشتری ایجاد میشه.
سونی برخلاف دیزنی، کتابخانه ی عظیمی از شخصیت های کلاسیک نداره ولی همین ضعف رو به یک فرصت تبدیل کرده و فرنچایز هایی از تکه های کوچک داستان هاش میسازه. مثلا تام راثمن، رئیس گروه سینمایی سونی، تونست با استفاده از آی پی های موجود، فرنچایزهای جدیدی بسازه. سونی از دارایی های بزرگ دیگه اش مثل پلی استیشن استفاده کرد و بازی های محبوب رو به فیلم تبدیل کرد مثل آنچارتد و لست آو آس که تبدیل به سریال پربیننده ی اچ بی او شد.
جهان مرد عنکبوتی هم شهرت خاص خودش رو داره و با ساخت فیلم هایی مثل ونوم و انیمیشن تحسین شده ی درون دنیای عنکبوتی، و بعدا موربیوس، سونی تونست بدون وابستگی کامل به دیزنی، یک جهان سینمایی براساس شخصیت های اسپایدرمن بسازه.
همچنین سونی استفاده ی گسترده ای از انیمه ها کرد و این رو میشه یک استراتژی آینده نگرانه درنظر گرفت. این شرکت با خرید کرانچی رول، و ادغامش با فانیمیشن، به قدرت ملامنازع دنیای انیمه تبدیل شد. کرانچی رول از 3 میلیون مشترک به 17 میلیون مشترک رسیده و یک اکوسیستم کامل، شامل استریم، رویدادهای زنده، محصولات و بازی به حساب میاد. این یک سرمایه گذاری هوشمندانه در بازاری هست که رشد فوق العاده ای داره.
سونی پیکچرز تنها استودیوی هالیووده که مالکش یک شرکت تکنولوژی هست. این باعث میشه تا تسهیلات فنی پیشرفته ای داشته باشن. سونی پیکچرز ایمیج ورکز، یکی از پیشروترین استودیوهای جلوه های ویژه است که نه تنها برای فیلم های خود سونی، بلکه برای رقبا مثل آلیس در سرزمین عجایب دیزنی و گرین لانترن وارنر کار میکنه.
استودیوی سونی در کالور سیتی با 22 سالن فیلمبرداری و پیشرفته ترین امکانات صداگذاری و پست ولید، مثل بزرگترین سالن دوبلاژ جهان با 330 صندلی، به یک قطب فنی برای تمام هالیوود تبدیل شده. حدود 70درصد از کارهای پست ولید این مرکز برای پروژه های استودیوهای دیگه انجام میشه.
اون روی سکه ی سونی، چند حقیقت تاریک هم وجود داره.
بزرگترین رسوایی اخلاقی سونی در نوامبر 2014 اتفاق افتاد، زمانی که گروه هکری حافظان صلح، با حمله ی سایبری به این شرکت، حجم عظیمی از ایمیل ها و اسناد محرمانه رو منتشر کرد. این افشاگری، پرده از فرهنگ سازمانی بسیار زشتی برداشت. اسناد نشون داد که ستاره های زن بزرگی مثل جنیفر لارنس و ایمی آدامز در فیلم های پرفروشی مثل American Hustle دستمزدی به مراتب کمتر از همبازی های مرد خودشون دریافت کردن.
ایمیل های لو رفته نشون داد که ایمی پاسکال، رئیس وقت استودیو، و تهیه کننده ی قدرتمند، اسکات رودین، در مکالمات خصوصی خودشون فیلم های با موضوع زندگی سیاه پوستا که مورد علاقه ی باراک اوباما بود رو مسخره کردن و توهین های نژادپرستانه ای به ویل اسمیت و خانواده اش کردن.
در همین ایمیل ها، اسکات رودین، آنجلینا جولی رو بازیگر بی استعداد و لوس خطاب کرد.
همون حمله ی سایبری، سونی رو در موقعیتی قرار داد که به شدت از طرف جامعه ی هنری آمریکا مورد انتقاد قرار بگیره. هکرها با تهدید به حمله های تروریستی مشابه 11 سپتامبر، خواستار لغو اکران فیلم کمدی The Interview شدند که داستانش درمورد ترور رهبر کره ی شمالی بود.
سونی ابتدا تحت تاثیر این تهدیدها، اکران فیلم رو به کلی لغو کرد که با واکنش تند چهره هایی مثل باراک اوباما و جرج کلونی رو به رو شد. اوباما این کار رو یک اشتباه و مغایر با آزادی بیان دونست و گفت که آمریکا نباید اجازه بده یک دیکتاتور در نقطه ی دیگه ای از دنیا، سینمای این کشور رو سانسور کنه.
جورج کلونی هم مدیرهای هالیوود رو به خاطر فرار از مسئولیت و حمایت نکردن از سونی مورد انتقاد قرار داد.
در سال 2017، فیلم فروشنده، ساخته ی اصغر فرهادی به خاطر فضای سیاسی علیه ترامپ، شانس اصلی دریافت اسکار شده بود. این وسط، تام برنارد، یکی از مدیرهای سونی پیکچرز کلاسیکس، یعنی بخش هنری سونی، به این جریان سازی سیاسی اعتراض کرد و گفت حمایت ها از فیلم فروشنده، صرفا به خاطر هنرش نیست و این برای رقباش، که سونی توزیع کننده شون بود، ناعادلانه است.
این اعتراض، هرچند از روی نگرانی تجاری برای فیلم های تحت توزیع سونی بود اما از زبان مدیری در بخش هنری استودیو، تصویری از نگاه رقابتی و تجاری، حتی به مقوله ی اسکار و سینمای مستقله.
در سال 2016، سونی پیکچرز اعلام کرد که به خاطر افت فروش گیشه و کاهش شدید فروش دی وی دی، نزدیک به یک میلیارد دلار ضرر کرده. کارشناس ها این ضرر رو نه فقط یک اشتباه ساده، بلکه تصویری از اشتباه در کل استراتژی این شرکت دونستن.
درواقع سنی گاها کارهای پرفروش و موفق هم داره ولی کارای شکست خورده اش هم قابل توجهه. بازیگرهای فیلم مادام وب، درمورد فریب صحبت کردن و عملا این فیلم باعث تحقیر بازیگراش شد و انگار سونی از سینمای لیبرال انتقام گرفت.
مادام وب به عنوان یکی از محصولات سونی، نه فقط در گیشه شکست خورد بلکه بازیگراش رو در معرض تحقیر عمومی قرار داد و زاویه های تاریک سیاست های استودیویی رو بیش از پیش آشکار کرد.
فروش جهانی مادام وب حدود 100 میلیون دلار بود و هزینه ی تولیدش حدود 80 میلیون دلار، به اضافه ی هزینه های بازاریابی شده. در راتن تومیتوز 11درصد امتیاز گرفته که واقعا فاجعه بار به حساب میاد. برنده ی تمشک طلایی برای بدترین فیلم و بدترین بازیگر زن، یعنی داکوتا جانسون شد.
سیدنی سویینی در مصاحبه ای قدیمی که بعد از شکست فیلم، دوباره وایرال شد، با هیجان گفت که از پیوستن به دنیای سینمایی MCU خیلی خوشحاله و حتی در شبکه های اجتماعی، استودیوی مارول رو تگ کرد.
مشکل اینجاست که مادام وب ربطی به MCU نداره. این فیلم محصول دنیای مرد عنکبوتی سونی هست و طرفدارها و منتقدها عقیده دارن که یا عوامل استودیو، یا مدیر برنامه های سیدنی سوئینی، اطلاعات درستی بهش ندادن یا اون فکر میکرده که قراره وارد دنیای فیلم های موفق مارول بشه. یکی از کاربرها در واکنش به این ماجرا نوشت: "مطمئنم فیلمنامه ای که براشون فرستادن یک طرح بیت اند سوئیچ (فریب آمیز) بود. دخترای بیچاره."
داکوتا جانسون بعد از شکست فیلم، صراحتا به لس آنجلس تایمز گفت: "تقصیر من نبود." و توضیح داد که این فیلم "یک جوری شروع شد و تبدیل به یک چیز دیگه شد. من در اون مقطع فقط سوار قطار بودن و هر جا میرفت، میرفتم."
مهم ترین انتقادش این بود که: "تصمیم های خلاقانه توسط کمیته گرفته میشه. یا توسط افرادی که یک ذره خلاقیت در وجودشون نیست. و ساختن هنر به این شکل واقعا سخته." اون حتی درباره ی استفاده از هوش مصنوعی در فیلمسازی هشدار داد.
سیدنی سویینی هم به نوعی از فیلم فاصله گرفت و گفت: "من فقط به عنوان بازیگر استخدام شدم، پس فقط سوار بر قطار بودم."
حتی با وجود اینکه سیدنی از تجربه اش لذت برده بود، تاکید کرد که نتیجه ی نهایی براش مهم نبوده، که شاید نوعی کنایه به بیهودگی پروژه باشه.
منتقدها نوشتن که "همه ی بازیگرهای با استعداد در این فیلم به هدر رفتن."
فیلمی که ظاهرا میخواد سه ابرقهرمان زن رو معرفی کنه، درنهایت انقدر بی کیفیت از آب درمیاد که به سوژه ی تمسخر تبدیل میشه. یکی از تحلیلگرهای سینما در واکنش به فیلم سیندلا 2021 جمله ای داره که انگار برای مادام وب نوشته شده: "این که سونی و آمازون از فمینیسم لیبرال حمایت میکنن تعجب آور نیست... اما حیفه که پتانسیل این قهرمان ها با بیزاری از تفکر رادیکال تضعیف میشه." یعنی استفاده ی ابزاری از مفاهیم لیبرال برای تولید محصولی بی روح رو شاهد هستیم.
این فیلم نشون داد که بازیگرها قربانی یک سیستم تولید بی هدف و بدون خلاقیت شدن و استودیوی سونی به جای تولید هنر، صرفا به فکر حفظ مالکیت معنوی خودش بود. نتیجه ی نهایی نه فقط یک فیلم بد، که مایه ی تحقیر و تمسخر بازیگرها و تخریب برند شخصیشون شد.
این رو میشه نمونه ای از استعمار نوین هنرمندان دونست چون شرکت ها از اسم و شهرت بازیگرها برای پیشبرد اهداف تجاری خودشون استفاده میکنن، بدون اینکه کوچکترین مسئولیتی در قبال کیفیت اثر یا آینده ی هنریش قبول کنن. و وقتی همه چیز خراب میشه، مدیر عامل به جای عذرخواهی، منتقدها رو سرزنش میکنه.
گزارش سالانه ی سازمان دیده بان الجیبیتی کیو در سال 2025، سونی پیکچرز رو در زمینه ی ارائه ی تصویری عادلانه از جامعه ی دگرباشان، ناکافی ارزیابی کرده. این سازمان به کاهش تعداد و درصد فیلم های فراگیر نسبت به سال قبل اشاره کرده و تاکید داره که در فیلم های این استودیو هیچ شخصیت اصلی دگرباش دیده نشده.
یکی از جنجالی ترین تصمیم های سونی، لغو ساخت سه گانه ی فیلم Sunshine با بازی کیلین مورفی بود. تام راثمن، مدیرعامل گروه سینمایی سونی، به دلیل پایان غم انگیز و تاریک فیلم اول که مناسب یک فرنچایز چندگانه نبود، جلوی ساخت دنباله ها رو گرفت.
این درحالی بود که فیلم با بودجه ی 40 میلیون دلاری، 34 میلیون دلار فروخته بود و دنی بویل به عنوان کارگردان و الکس گارلند نویسنده، نقشه های گسترده ای برای دنباله ها داشتن. دنی بویل این دخالت رو سبب درگیری بزرگ خلاقانه با استودیو توصیف کرد.
ممنوعیت استفاده از محصولات سونی برای شخصیت های بد
سث روژن، نویسنده و بازیگر فیلم Superbad 2007 فاش کرد که سونی به خاطر ناشایست و زننده بودن شخصیت ست با بازی جونا هیل، به تیم سازنده اعلام کرد که جونا حق ندارد پلی استیشن را لمس کند.
روژن با کنایه گفت: این شخصیت براساس من ساخته شده، خیلی توهین آمیز بود.
این تصمیم تصویری از اولویت دادن به برند و تصویر محصولات سونی بر داستان گویی و باورپذیری شخصیت هاست.
پرونده ی بلیک لایولی
در جریان جنجال های فیلم It Ends With Us 2024 اسناد حقوقی منتشر شده، تصویر تکان دهنده ای از فرهنگ سازمانی سونی رو نشون داد. در حالیکه این استودیو در بیانیه های عمومی از بلیک لایولی حمایت میکرد، ایمیل های خصوصی مدیران ارشد نشون میداد که سنفورد پانیچ، رئیس گروه سینمایی سونی، در اوت 2024 نوشت: "اون احتمالا دیگه هرگز کار نمیکنه... خودش این کارو کرد."
تام راثمن در ایمیلی وضعیت رو "یک فاجعه ی لعنتی" توصیف کرد و نوشت: "آشفتگی حالا تبدیل به داستان شده و تا ابد نحوه ی نگاه مخاطب به فیلم رو تغییر میده."
تاهرا گرانت، معاون ارشد ارتباطات، لایولی رو متهم کرد که "همه این درام رو به شکلی کاملا غیر حرفه ای و آماتور قضاوت کردن."
یکی از مدیرها در اظهار نظری، لایولی رو "تروریست" خطاب کرد. این افشاگری ها یادآور هک 2014 سونی بود و نشون داد که فرهنگ پنهان سازمانی این شرکت هنوز روی مدار تخریب و بی احترامی به هنرمندان میچرخه.
فرار از مسئولیت و سرزنش دیگران
بعد از شکست های تجاری فیلم هایی مثل مادام وب و کراون شکارچی در سال 2024، تونی وینچیگرا، مدیر عامل وقت سونی پیکچرز، در مصاحبه ای اعلام کرد که منتقدها این فیلم رو نابود کردن و این فیلم ها بد نبودن.
این نظر با واکنش تند منتقدها و تحلیلگرها رو به رو شد چون مادام وب با بودجه ی 80 میلیون دلاری فقط 100 میلیون دلار فروخت و امتیاز 11 درصدی منتقدها رو کسب کرد.
یا کراون شکارچی، با بودجه ی 110 میلیون دلاری فقط 43 میلیون دلار فروش داشت و امتیاز 17درصدی منتقدها رو دریافت کرد.
در مقابل، مخاطب های عادی هم زیاد روی خوشی به این فیلم ها نشون ندادن و امتیاز مخاطب های مادام وب فقط 55درصد بود.
منتقدها تاکید کردن که اگر مشکل فقط منتقدها بودن، فیلم هایی مثل ونوم که نقدهای منفی دریافت کردن اما توسط مخاطبا پذیرفته شدن، باید شکست میخوردن درحالیکه برعکس این اتفاق افتاد.
منتقدها، سونی پیکچرز رو به عنوان نهادی دورو، غیر مسئول و گاه دشمن با هنرمندها و ارزش های لیبرال توصیف میکنن.
با این وجود، سونی پیکچرز و شرکت مادر یعنی گروه سونی، به طور مشخص و مداومی با حزب دموکرات همپوشانی بسیار بیشتری داشته. این گرایش رو میشه از سه منظر پول، افراد و سیاست، به وضوح مشاهده کرد.
الگوی کمک های مالی سونی به سیاستمداران و کمیته های حزبی، هم در سطح فدرال و هم در ایالت ها، نشون میده که حمایت قاطعی از دموکرات ها دارن.
براساس داده های سازمان غیر حزبی و معتبر OpenSecrets در چرخه ی انتخاباتی 2023-2024، کمیته ی اقدام سیاسی سونی پیکچرز 63.79درصد از کمک های خودش رو به دموکرات ها و صرفا 36.21درصد رو به جمهوری خواها اختصاص داده. این یک الگوی پایدار هست و برای مثال در چرخه ی 2007-2008 هم این نسبت 73.72درصد به دموکرات ها و 26.28درصد به جمهوری خواها بود.
در چرخه ی انتخاباتی 2022، مجموع کمک های مالی شرکت های تابعه ی سونی به مبلغ حدود 846 هزار دلار، با اختلاف زیادی به نفع دموکرات ها و کمیته های وابسته به اونها بوده. دریافت کننده های اصلی شامل کمیته ی سناتوری دموکرات، کمیته ی کنگره ی دموکرات و کمیته ی ملی دموکرات و همچنین سناتورهای دموکراتی مثل رافائل وارناک و مارک کلی بوده.
داده های ایالت کالیفرنیا نشون میده که کمک های سونی پیکچرز تقریبا به طور کامل به قانونگذاران دموکرات ایالتی اختصاص پیدا کرده.
مدیرهای ارشد سونی هم از نظر سیاسی فعال بودن و جهت گیریشون به روشنی مشخصه.
براساس اسناد ویکی لیکس، مرتبط با هک 2014، مایکل لینتون، مدیرعامل سابق سونی، در سال چندین سال بیش از 200 هزار دلار به نامزدها و کمیته های دموکرات کمک کرده بود. این شخص با باراک اوباما شام خورده و به مشاور ارشدش، والری جارت دسترسی داشته. کارکنان سونی هم در مراسم های جمع آوری کمک های مالی برای حزب دموکرات شرکت داشتن.
ایمیل های لو رفته نشون داد که سونی پیکچرز در سال 2014 برای جمع آوری 50هزار دلار برای کمپین انتخاب مجدد فرماندار دموکرات، اندرو کوئومو، تلاش میکرد. در مکاتبات داخلی، یکی از مدیران ارشد سونی به اسم کیت ویور، دلیل این حمایت رو "محافظت قوی" بودن کوئومو از مشوق های مالیاتی فیلم در نیویورک اعلام کرد.
سونی پیکچرز در آوریل 2011، میزبان یک مراسم جذب کمک مالی برای باراک اوباما در محوطه ی استودیوی خود در کالور سیتی بود. در اون زمان، این کار به عنوان حرکتی نمادین برای حمایت از رئیس جمهور دموکرات تعبیر شد.
فیلم Zero Dark Thirty به کارگردانی کاترین بیگلو که به ماجرای کشتن اسامه بن لادن میپرداخت، به دست سونی پیکچرز برای اکران در اکتبر 2012، یعنی چند هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری، برنامه ریزی شده بود. این تصمیم، حدس هایی رو درست کرد که میتونه به نفع کمپین باراک اوباما که عملیات ناوشکن اسامه بن لادن در دوره اش انجام شد باشه.
شاخصترین و پرفروشترین آثار سینمایی سونی در دههی اخیر
در دهه ی اخیر، یعنی از سال 2015 تا 2025، سونی پیکچرز عملکرد بسیار قطبی داشته و در کنار کارهای پرفروش و رکورد شکن، شکست های تجاری بزرگی هم دیده میشه. فیلم The Book of the Chance با فروش 6 میلیون دلار فروش، دچار شکست تجاری شد.
فیلم Spider-man: Across the Spider-Verse 1.92 میلیارد دلار فروخت و موفقیت بزرگ انیمیشنی به حساب میاد.
فیلم Uncharted با فروش 1.7 میلیارد دلاری، موفقیت در اقتباس بازی ویدیویی هست. فیلم اسپایدرمن راهی به خانه نیست با فروش 2.95، پرفروش ترین فیلم سونی به حساب میاد. این فیلم نه تنها پرفروش ترین فیلم سونی در همه ی دوران هاست بلکه به یک پدیده ی فرهنگی تبدیل شد که نوستالژی سه نسل از مخاطب های سینما رو ترکیب کرد.
مجموعه انیمیشن مرد عنکبوتی علاوه بر موفقیت تجاری تونستن جایزه ی اسکار رو به دست بیارن و انقلابی در سبک انیمیشن های ابرقهرمانی درست شد.
جومانجی: به جنگل خوش آمدید 2017 با فروش قابل توجه، ثابت کرد که سونی میتونه بدون تکیه به ابرقهرمان ها هم فرنچایزهای پرفروش بسازه.
ونوم علی رغم نقدهای منفی، با فروش خوبش به سونی جرات داد تا جهان مرد عنکبوتی سونی رو بدون حضور خود شخصیت پیتر پارکر گسترش بده.
سال 2024 یکی از ضعیف تری سال های سونی در دهه ی اخیر بوده. فیلم The Book of Clarence یک کمدی درام مذهبی بود و نتونست حتی بودجه ی کمی که صرفش شده رو در گیشه جبران کنه و تصویری از افت کیفیت یا اشتباه در استراتژی بازاریابی سونی محسوب میشه.
اما کارهای موفق سونی، عموما شامل کارایی هست که بازی ویدیویی دارن و یا تجربه شون نزدیک به بازی هست. این استودیو زیاد سناریوهای پیچیده رو به کار نمیگیره و بیشتر با نوستالژی کار میکنه. زیاد در همپوشانی با لیبرالیسم رادیکال یا لیبرالیسم عامه پسند نیست و سعی میکنه نوجوون ها رو هدف قرار بده.
سونی تنها استودیوی هالیوود هست که مالکش یک شرکت پیشرو در بازی های ویدیوئیه. موفقیت فیلم آنچارتد در سال 2022 دقیقا براساس همین منطق بود. این فیلم مثل یک قسمت طولانی از بازی عمل میکنه. تعقیب و گریزهای پرهیجان، گنج یابی و دیالوگ های کمدی، بدون ورود به مسائل فلسفی پیچیده.
فیلم های پرفروش سونی، بخصوص در ژانر اکشن، از ساختاری اپیزودی و شبیه مراحل بازی پیروی میکنن. سناریوهای پیچیده در اولویت نیستن. کارگردان فیلم آنچارتد، روبن فلیشر، صراحتا گفته بود که میخواد فیلم رو مثل یک سواری هیجان انگیز در پارک تفریحی بسازه و علاقه ای به ساخت یک درام عمیق نداره.
سونی به این نتیجه رسیده که رقابت با دیزنی در خلق جهان های تازه بی فایده است و ترجیح میده خاطرات جمعی رو احیا کنه. فیلم مرد عنکبوتی راهی به خانه نیست، قله ی این استراتژیه. این فیلم با آوردن سه نسل از بازیگران مرد عنکبوتی و دشمنان مرد عنکبوتی، یک جشن نوستالژیک سه ساعته ساخت و به پرفروش ترین فیلم سال تبدیل شد. این فیلم نیازی به توضیح پیچیده ای نداشت و کافی بود مخاطب، دهه ی 2000 رو به یاد بیاره.
جومانجی 2017 بازسازی فرنچایزی متعلق به دهه ی 90 بود یا Ghostbusters: Afterlife 2021 برگشت به دنیای فیلم محبوب دهه ی 80 به حساب میاد.
سونی پیکچرز به نوعی از جنگ های فرهنگی که دیزنی و نتفلیکس درگیرش هستن فاصله گرفته. سونی خوب میدونه که مخاطب اصلی فیلم های پرفروشش نوجوان ها و جوان ها هستن. این گروه سنی معمولا دنبال سرگرمی و هیجانه و علاقه ای به مسائل سیاسی نداره.
سونی معمولا از قرار دادن مستقیم مسائل داغ سیاسی مثل نژاد، جنسیت و هویت در مرکز فیلم های پرفروشش خودداری میکنه. حتی در فیلم های جهان مرد عنکبوتی مثل ونوم، موربیوس و مادام وب، خبری از دستکاری های ایدئولوژیک جدی که در کارهای دیزنی یا مارول استودیوز دیده میشه نیست. البته این به معنی لیبرال نبودن سونی نیست.
در فیلم مادام وب، تلاش ناشیانه ای برای معرفی سه شخصیت زن قدرتمند وجود داره اما چون پشتش یک تفکر رادیکال و اصیل نیست، به سوژه ی تمسخر تبدیل شد. سونی در بهترین حالت، مثل انیمیشن درون دنیای عنکبوتی، میتونه موضوعاتی مثل هویت، فقدان و خانواده رو بدون شعارزدگی مطرح کنه اما در مواردی مثل مادام وب، ابزاری و پوچ جلوه میکنه.
سونی پیکچرز مثل برند مک دونالد در هالیووده، محصولی سریع، قابل پیش بینی، خوشمزه برای نوجوون ها و متکی به طعم های آشنا یعنی اتکا به نوستالژی. این برند از پیچیدگی سناریو مثل فیلم های کریستوفر نولان یا آری آستر بیزاره و از درگیری مستقیم با لیبرال رادیکال، مثل دیزنی، پرهیز میکنه چون این درگیری برای مدل تجاریش ریسک داره.
سونی به شدت بر تجربه ی اشتراکی تاکید داره و تماشای یک فیلم مرد عنکبوتی یا جومانجی در سینما، شبیه یک رویداد اجتماعیه.
این استراتژی تا الان بارها جواب داده و بارها هم شکست خورده اما نکته ی مهم اینه که سونی یاد گرفته چطور با کمترین ریسک درمورد ایدئولوژی، بیشترین سود رو از مخاطب نوجوان و نوستالژیک زده ببره.
میشه حس کرد که محوریت اصلی داستان های سونی بر فردگرایی تکیه داره. معمولا نابهنجاری های سناریوهاشون هم در همین الگو ظاهر میشه. فرمول های تولید ثروت سونی خیلی ساده به نظر میرسه و معمولا پشت چنین ایده هایی، کار سخت و کارمندهای استعمار شده وجود داره چون فرمول های ساده، معمولا در طولانی مدت جواب نمیدن و نمیشه به خودی خود، به کمکشون به سود رسید.
برخلاف انتقام جویان که یک تیم هستن، مرد عنکبوتی همیشه تنهاست. شعار معروفش "با قدرت بزرگ، مسئولیت بزرگ میاد" خطاب به فرد هست، نه جمع.
در فیلم ونوم، حتی سمبیوت یا همزیست هم که قراره ما باشه، در نهایت به رابطه ی دوگانه ی ادی و ونوم تقلیل پیدا میکنه و ما شاهد یک جفت منزوی هستیم.
معمولا وقتی این فرمول فردگرایانه به هم میریزه، نابهنجاری ظاهر میشه. فیلم مادام وب سعی کرد چند شخصیت زن رو به عنوان یک تیم معرفی کنه اما چون استودیو درک عمیقی از کار جمعی نداشت و اون رو صرفا به عنوان یک برچسب فمینیستی به کار برد، نتیجه کاری شد که خود بازیگرها هم ازش بیزار بودن.
جمع بندی
ایده ی سادگی فرمول و عدم جواب دادنش در بلند مدت، در همپوشانی با مفهوم نرخ بهره برداری در اقتصاد مارکسیستی هست. در بلند مدت، ما شاهد استهلاک نوستالژی هستیم. نوستالژی مثل یک منبع طبیعی تمام شدنیه. مخاطب دهه ی 2000 که برای دیدن توبی مگوایر به سینما رفت، حالا پیرتر شده. نسل جدید هیچ خاطره ای از توبی مگوایر نداره. سونی مدام در حال استخراج از معدن نوستالژی هست، اما برای این معدن، سرمایه گذاری مجدد نمیکنه. نتیجه اش میشه فیلم هایی مثل مادام وب که نه نوستالژی دارن و نه کیفیت.
وقتی سیدنی سوئینی و داکوتا جانسون در مادام وب تحقیر میشن، این فقط تصویری از شکست فیلم نیست. این یعنی استهلاک سرمایه ی انسانی. این بازیگرها در آینده با احتیاط بیشتری با سونی همکاری میکنن یا قیمتشون رو بالا میبرن. سونی با این سیاست، در حال سوزوندن پل های خود با نسل جدید ستاره هاست. در هک 2014، دیدیم که چطور با آنجلینا جوبی و ویل اسمیت رفتار شد. تمام این موارد، روی آینده ی مالی سونی تاثیر میذاره.