سلام بادوم پفکی تند عزیز
امیدوارم حالت خوب باشه
دیشب یه خوابی دیدم که وقتی بیدار شدم سریع چیزایی که ازش یادم بود رو نوشتم
یک مرد توی حیاط آپارتمانمون انگار داشت یه چیزی رو درست می کرد دستش هم یه چاقو بود ، ولی بعدش آروم آروم وقتی با من و بچه ای که نزدیکم بود صحبت می کرد (شاید اون بچه ، برادرم بود دقیق یادم نمیاد )، روی بدنمون خط مینداخت و بهمون چاقو می زد در حال صحبت و حتی روی صورتمم با چاقو خط انداخت ، شبیه یه آدم روانی
آخرش حتی به خودشم آسیب زد و فکر کنم به خاطر همین مرد و ما تونستیم نجات پیدا کنیم

تعبیر:
گاهی در دنیای واقعی، ممکنه با افراد یا افکاری رو به رو بشیم که قدرت خاصی در دروغ گویی و دستکاری واقعیت دارن. راه حل اینه که حتی اگر بهترین خوبی ها و محبت ها رو هم از این افراد دیدید، باز هم هر حرفی رو باور نکنید و اجازه ندید واقعیت رو در ذهن شما، دستکاری و مهندسی کنن. 
این خواب مثل زمانیه که آدم با یه فرقه یا طرز فکر خاص رو به رو میشه و سعی میکنن ظاهر خودشون رو خوب نشون بدن و انتظار دارن به خاطر اون ظاهر سازی خوب، حرفا و باورهای غیر منطقیشون هم قبول کنیم. شما ناخودآگاه متوجه این موضوع شدید که پذیرش حرفای غیر منطقی، میتونه در ادامه، باعث درگیری فکری و ایجاد ناامنی روانی بشه. 
راه حل، قضاوت منطقی و بی طرفانه‌ی افکاری هست که در معرضشون قرار میگیرید و سعی دارن روی زندگی شما تاثیر بذارن.