بازیگرهایی که با آژانس‌هایی مثل wme, caa, uta قرارداد دارن، معمولا دسترسی به پروژه‌های بزرگ، کارگردان‌های مطرح و تبلیغات گستره پیدا می‌کنن.

این آژانس‌ها نه فقط نماینده هستن بلکه مثل دروازه‌بان‌های شهرت عمل میکنن و حلقه های تولید و پخش خاص خودشون رو دارن. عملا خیلی از چهره‌های سرشناس هالیوودی، بدون حمایت این آژانس‌ها، نمی‌تونستن شهرت فعلی خودشون رو به‌دست بیارن. 
بعضی از بازیگرها همیشه با یک گروه خاص کار میکنن مثل تیم‌های پشت صحنه ی نت فلیکس، A24 یا حتی کارگردان‌هایی مثل نولان یا تارانتینو و این حلقه‌ها باعث میشن بازیگرها در پروژه‌هایی با اعتبار بالا دیده بشن حتی اگر نقش کوچکی داشته باشن. 
روابط رسانه‌ای و تبلیغات، از بدیهی‌ترین خواسته‌های هنرمندای هالیوودی هست و شهرت در این جامعه، فقط به بازی خوب ربط نداره بلکه بستگی داره که فرد، چه تصویر رسانه ای خاصی از خودش بسازه، مصاحبه کنه و تبدیل به تیتر اخبار بشه و حتی بعضا درام‌های فیکی بسازه که توجه بقیه رو به خودش جلب کنه. 
بعضی چهره‌ها با تیم‌های pr حرفه‌ای کار میکنن که مسیر دیده‌ شدن‌شون رو مهندسی میکنه و بعضا نوعی پیمان نانوشته هم ممکنه ایجاد بشه یعنی گاهی بازیگرها برای ورود به حلقه‌ی خاص، باید با قواعد نانوشته ای کنار بیان مثل سکوت دربرابر مسائل پشت صحنه یا مشارکت در پروژه هایی که صرفا برای تثبیت برند ساخته شدن. این قراردادها ممکنه رسمی نباشن ولی اثرشون از هر سندی قوی تره.

بازیگرهایی که بیرون از حلقه هستن حتی اگر استعداد داشته باشن، ممکنه در تاریکی بمونن و اون هایی که وارد حلقه میشن، گاهی باید بخشی از خود واقعی شون رو قربانی کنن تا دیده بشن. لزوما مراسم تاریک یا قضیه ی فروختن روح به شیطان در یک معبد خاص نیست؛ همینکه فردی خودشو راضی کنه که در مقابل حقیقت ساکت باشه یا برای جلب توجه و پول درآوردن دروغ بگه، آیا کار پلیدی نیست؟ 
از بیرون، قرارداد با یک آژانس بازیگری ممکنه مثل یه دروازه ی طلایی به نظر بیاد ولی از درون میتونه پر از بندهای محدود کننده، فشار روانی و حتی از دست دادن کنترل هنری باشه. 


آژانس ممکنه فقط پروژه هایی رو پیشنهاد بده که با اهداف تجاری خودش همخوان هست و بازیگر ممکنه نتونه پروژه های مستقل یا خاصی رو که دوست داره، قبول کنه. 
آژانس‌ها گاهی بازیگر رو مجبور میکنن که در قالب خاصی دیده بشه، مثلا فقط نقش های جوان‌پسند یا فقط اکشن رو قبول کنه و این باعث میشه بازیگر نتونه تصویر هنری خودش رو آزادانه بسازه.
معمولا آژانس‌ها بین ۱۰ تا ۲۰درصد از درآمد بازیگر رو دریافت میکنن و گاهی حتی از پروژه‌هایی که بازیگر خودش پیدا کرده سهم میبرن. آژانس‌ها ممکنه بازیگر رو مجبور کنن که در رویدادهای رسانه‌ای، مصاحبه‌ها یا حتی درام‌های تبلیغاتی شرکت کنه و این فشار می‌تونه برای بازیگرهایی که شخصیت درونگرا یا مستقل دارن، آزاردهنده باشه. 
بعضی از قراردادها چند ساله هستن و فسخشون سخت و پرهزینه است و بازیگر ممکنه احساس کنه که توی قفس کاریش گیر کرده.

خیلی از افرادی که این روزا زیاد دیده میشن، فقط با استعداد یا شانس بالا نیومدن و پشتشون یه سیستم حرفه‌ای هست که مسیر دیده شدن‌شون رو مهندسی میکنه. مثلا آریانا گرانده تحت نمایندگی Republic Recoed برای موسیقی کار میکنه و همکاری نزدیکی با SB Projects با مدیریت اسکوتر براون داره که این آدم، جاستین بیبر و دمی لواتو رو هم مدیریت میکرد. حضور آریانا در شوها، تبلیغات و حتی پروژه‌هایی مثل ویکید هم به‌خاطر همین شبکه‌ی قدرتمنده.


فردی مثل داکوتا جانسون، تحت نمایندگی WME که یکی از بزرگترین آژانس‌های هالیوود هست کار میکنه و همکاری با TeaTime Pictures، شرکت تولیدی خودش، بهش قدرت انتخاب پروژه‌های خاص و مستقل رو میده. حضور داکوتا در فرش قرمزها و کمپین‌های مد مثل گوجی، ترکیبی از قدرت آژانس و برندینگ شخصیش هست.

انتخاب شدن به دست یک آژانس، فقط به ظاهر یا استعداد بازیگری ربط نداره و ترکیب پیچیده ای از رشد شخصی، آمادگی حرفه‌ای و توانایی ساختن تصویر قابل سرمایه گذاری هست. 
آژانس‌ها صرفا دنبال بازیگر نیستن و یه پکیج کامل میخوان. فرد باید بتونه تحمل رد شدن‌های مکرر رو داشته باشه و از این بابت، اصطلاحا دچار فروپاشی روانی نشه. 
شخص باید نقاط قوت و ضعف خودش رو بشناسه و بتونه این توانایی ها رو تبدیل به ابزار بازیگری کنه که انتظار کاملا منطقی و حرفه ای از یک بازیگر قابل سرمایه‌گذاری به‌حساب میاد. 
از این بازیگرها انتظار میره که به حدی از بلوغ درونی رسیده باشن که بتونن با کارگردان‌ها، رسانه ها و فشارهای شهرت رو به رو بشن اما شما بخونیدش که طرف بتونه سطح همدلی خودش رو کاهش بده و عملا با هر چیزی که به رشد ثروت و شهرتش کمک میکنه کنار بیاد و بشه بازیچه‌ی دست بقیه. 


آمادگی حرفه ای هم به نوبه ی خودش یک مزیت به حساب میاد و از روش های مختلفی میشه کسبش کرد مثلا بازیگر، آموزش رسمی دیده باشه یا چند تا بازی خوب ارائه داده باشه و فن بیان، حرکت بدن و تحلیل نقش خوبی داشته باشه. پورتفولیوی حرفه‌ای، حتی شامل عکس و ژست‌های با کیفیت و حرفه‌ای هم میشه و نشون میده اون شخص، چقدر کاریزما داره و حاضره برای ساختن یک چهره ی خوب از خودش، صبر و تلاش به خرج بده.

در نهایت از فرد انتظار میره که بتونه مونولوگ خوبی اجرا کنه یا حداقل یه صحنه ی کوتاه رو با اعتماد به نفس و انعطاف، ارائه بده و در مورد مهارتش در بازیگری، خودنمایی و ادعای خاص خودش رو داشته باشه. 
آژانی ها دنبال کسی هستن که بشه روش سرمایه گذاری کرد و بتونه در قالب های مختلفی بدرخشه یعنی فقط هنرش در بازی فیلم نباشه و بتونه توی تلویزیون و تبلیغات هم به خوبی ظاهر بشه و شوهای تلویزیونی، فرش قرمز و مصاحبه ها رو هم مدیریت کنه. 
گاهی حتی داستان زندگی بازیگر هم میتونه عامل جذب باشه و این در صورتیه که داستانش برای مخاطبا جذاب باشه. 
آژانس های تخصصی مد مثل IMG یا الیت، مدل ها رو برای کمپین‌های تبلیغاتی، شوها و برندینگ مدیریت میکنن. 
اما وقتی حرف از بهترین و سودآورترین آژانس بازیگری در آمریکا میشه، سه آژانس هست که بیشتر خودنمایی میکنن. Caa, wme, uta, که سابق بر این هم به اسمشون اشاره شد. CAAبزرگترین و قدرتمندترین آژانس در هالیوود به حساب میاد و نماینده‌ی بازیگرها، کارگردان‌ها، نویسنده‌ها، ورزشکارها و حتی سیاست مدارهاست. بین افراد وابسته به این آژانس ممکنه افرادی مثل مارگو رابی، زندایا و تام هنکس رو بشناسید. 
آژانس WME به عنوان ساز و کاری شناخته شده که نفوذ جهانی قابل توجهی داره و ترکیبی از هنر، ورزش، مد و رسانه است و افرادی مثل دلیانا جانسون، ناتالی پورتمن، مت دیمون و سیدنی سوییتی باهاش همکاری دارن. 


آژانس UTA هرچند قدرت قبلی ها رو نداره اما به عنوان یک آژانس خلاق تر و مستقل تر شناخته شده و روی پروژه های خاص هنری تمرکز داره و تیموتی شالامی، از جمله چهره های معروفی هست که باهاش همکاری میکنه. 
به لحاظ سودآوری، CAA معمولا در صدر هست و با قراردادهای چندصد میلیون دلاری، مخصوصا در حوزه ی فیلم های بلاک باستر، تبلیغات و حتی ورزش، ثروت خودشو تامین میکنه.

حواشی اخلاقی آژانس‌های کسب شهرت
براساس گزارش های معتبر، هر سه آژانس در مقطعی با انتقادهایی رو به رو بودن ولی WME, CAA بیشتر زیر ذره بین رفتن. مالک اصلی wme شرکتی به اسم Endeavor هست که در سالهای اخیر به خاطر ادغام های گسترده، فشارهای تجاری و ورود به حوزه های بحث برانگیز مثل شرطبندی ورزشی، مورد انتقاد قرار گرفته. بعضی از هنرمندا هم سابقا از فشارهای بیش از حد این آژانس برای حضور در پروژه های تجاری یا تبلیغاتی گله کردن و در جریان اعتراضات صنفی نویسندگان، wme یکی از آژانس هایی بود که به خاطر دریافت هزینه های بسته بندی و مالکیت در شرکت های تولیدی، مورد اعتراض قرار گرفت که در این مورد، در ادامه توضیح داده میشه.

آژانس CAA بعد از ادغام با آژانس ICM Partners با نگرانی هایی درمورد تمرکز بیش از حد قدرت و کاهش رقابت سالم رو به رو شد. اتحادیه‌های بازیگران و نویسندگان هشدار دادن که این ادغام ممکنه باعث تضعیف قدرت چانه زنی هنرمندهای مستقل بشه و بعضی از منتقدها هم گفتن که caa گاها هنرمندها رو به سمت پروژه هایی هل میده که بیشتر به نفع آژانس هست تا خود هنرمند.

آژانس uta نسبت به دو مورد قبلی، حواشی کمتری داشته و تمرکزش بیشتر روی پروژه های مستقل و خلاقانه است و اخیرا با سرمایه گذاری های خارجی مثل EQT در حال گسترش جهانی هست اما بعضیا نکران هستندکه همین گسارش باعث بشه که این آژانس هم به سمت مدل های تجاری تر حرکت کنه.

قضیه‌ی اعتراضات صنفی نویسنده ها و حواشی آژانس ها
در سال های اخیر، نویسنده های هالیوود عضو اتحادیه ی WGA علیه آژانس های بزرگ اعتراض کردن و دلیلش انتقاد نسبت به یک مدل تجاری به اسم بسته بندی هست که باعث میشد آژانس ها پول بیشتری از استودیو ها بگیرن ولی نویسنده‌ها سهم کمتری ببرن. 
آژانس‌ها به جای گرفتن درصد دستمزد از نویسنده ها، میان و خودشون یه بسته درست میکنن و مثلا میگن ما نویسنده، کارگردان و بازیگر رو داریم و همه رو با هم به شما میفروشیم. 
استودیو به آژانس پول میده بابت این بسته ولی اون پول، مستقیما به آژانس میرسه، نه به نویسنده.
در نتیجه نویسنده ها نه تنها سهمی از اون پول نمیگیرن بلکه ممکنه دستمزدشون هم کمتر بشه چون آژانس دیگه انگیزه ای برای چانه زنی نداره.

جمع بندی بخش اول
نکته ای که بهتره یادآوری شه اینه که آژانس‌ها صرفا بازیگرها و خواننده ها رو جذب نمیکنن و میتونن با طیف بزرگی از چهره‌های عمومی، هنرمندا و متخصص‌های پشت صحنه، فعالیت داشته باشن. 
بازیگرها و خواننده ها بیشتر به چشم میان چون جلوی دوربین و صحنه هستن و خوده حضورشون در یک آژانس میتونه اعتبار و قدرت اون ساز و کار رو افزایش بده اما آژانس ها برای فیلمنامه نویس ها و کارگردان‌ها هم نقش مذاکره کننده دارن و به فروش پروژه ها و یا جذب سرمایه گذار کمک میکنن.