سلام من امروز یه خواب دیدم و همین الان ازش بلند شدم..
خواب دیدم از پدرم خداحافظی کردیم و مادر راننده نشست و داداش کوچیکم عقب ولی من گفتم میخوام بالا بشینم و پیاده شدم دور زدم و رفتم بالای تخت..
یه تخت دو طبقه ای توی خونه مون هست که طبقه بالا برای داداشم ولی چون خیلی بالاعه و گرمش میشده تبدیل به انباری شده..
حالا این تخت کلا توی ماشین بود و وقتی رفتم بالاش آرزو کردم ماشینمون از اونایی بود که سقفش پنجره داشت.. فقط یه ذره کنار ماشین بالای تخت که میتونستم بیرون رو ببینم ولی نبود و یهو جاش یه دور بین یک چشمی گرفتم و به اندازه فاصله تخت و سقف بود و به سقف چسبید وقتی داشتم ازش نگاه میکردم ولی خب طبیعتا چیزی نتونستم ببینم.. تخت هم گفتم بالا بود پس فاصله ش با سقف خیلی نبود و دوربین رو دوربین دزد دریایی در نظر بگیرین..
و حس میکنم یه ربطی به قبل از اینکه خوابم ببره داره چون آرزوی مرگ کردم و در آخر یادم رفت بگم پدرم سالمه و مادر و داداشم مریض شدن
فک کنم خودم کم و بیش فهمیدم که تخت انباری شده مثل تابوت و آرزوی دیدن از یه پنجره، خیلی خواسته کمیه و فاصله کم با سقف که با دوربین پر میشه و خفگی و فقط یه نقطه قابل دیدنه، نمیشه تو اون فضا زاویه دوربین رو عوض کرد ولی در نهایت میدونی که اگر هم میشد دوربین سقف رو نشون میده و جای پنجره رو نمیگیره..
ولی بازم گفتم بگم که خالی بشم و اینکه نظر شما رو هم بدونم..

تعبیر:
ماشین میتونه تصویری از نوعی تغییر باشه، همونطور که در واقعیت، به واسطه‌ی ماشین میشه موقعیت مکانی رو به سرعت تغییر داد. 
میل شما برای کنار رفتن سقف و دیدن آسمون میتونه ایده یا راه حلی رو درون خودش داشته باشه. معمولا آسمون رو میشه به منبع دانش و اطلاعات تشبیه کرد، اونچه که در عین حال، کاوش درونش میتونه لذت بخش باشه. 
همیشه برای افزایش رضایت از زندگی، نیازی نیست یه تغییر خاص رو به خودمون تحمیل کنیم یا منتظرش بمونیم؛ شاید چیزی که الان بهش نیاز دارید نوعی گشت و گذار، خلق هنر و استفاده از قدرت خیالپردازیتون باشه.