گیم آو ترونز یا بازی تاج و تخت، از سنگین‌ترین پروژه‌های ساخت سریال و البته تحسین برانگیزترین و محبوب‌ترین کارای تلویزیونیه که هنوزم نقد و بحثای زیادی در موردش صورت میگیره. 
شما به سختی می‌تونید یه فیلم یا سریال رو پیدا کنید که به رغم پرتماشاچی بودن و داشتن منتقدای زیاد، اینقدر از سمت هر دو گروه، مورد تحسین قرار بگیره و بازخوردای مثبتی رو دریافت کنه. 


این مقاله، هیچ بخشی از سناریو رو لو نمیده و صرفا به نقد محتوای سریال، اختصاص داره.

اما گیم آو ترونز، مثل هر سریال دیگه‌ای، بازخوردای منفی هم داشته. خیلیا از سطح زیاد خشونت و پورن درون این سریال، خوششون نیومده و عقیده دارن که نشون دادن این چیزا توی یه سریال، نه فقط برای بچه‌ها که حتی برای افراد بزرگسال هم موجه نیست؛ که خب نمیشه زیاد حرف درستی قلمدادش کرد. بله برای بچه‌ها مناسب نیست اما هیچ بزرگسالی نیست که ندونه آدما چقدر می‌تونن بی‌رحم و خشن باشن و تمایلات جنسی منحرفانه‌ای رو حمل کنن. فقط کافیه تا موقعیت و قدرتشو به دست بیارن و بدونن براشون دردسر خاصی نمی‌تراشه تا این تمایلات رو زندگی کنن.

حتی اگر بسیاری از ما افراد بالغ، سعی کنیم به شکلی اخلاقی و انسان دوستانه زندگی کنیم، نمی‌تونیم ادعا کنیم که دنیای ما، افراد شرور و نابهنجاری شبیه به شخصیت‌های درون این سریال نداره. 
نمیشه به یه هنر نمایشی به خاطر نشون دادن تصویری که اتفاقا خیلی واقعی و منطقی هست ایراد گرفت، اما میشه به سراغ تاثیر روانی روایت داستان رفت و از این طریق، سالم بودن یا نابهنجاری اثر رو بررسی کرد. این در مورد یه اثر که هیچ صحنه‌ی جنسی یا خشونت‌آمیزی هم نداره صدق میکنه؛ یعنی صرف اینکه برید یکی از کارای کریستوفر نولانو ببینید به این معنی نیست که قراره هیچ تاثیر روانی بدی روی ذهنتون نذاره، اما نگاه منتقدانه برای کشف همین الگوهای تاثیره.

توی این سریال، نوعی سادیسم اجتماعی وجود داره که از شخصیت‌های مختلف، افرادی میسازه که واکنش سالمی در مقابل رنجی که متحمل میشن نشون نمیدن بلکه قدرت خودشون در بروز دادن رفتارای سادیستی رو به شکل مخرب و منفی‌ای پیاده میکنن. این در مورد مثبت‌ترین شخصیت‌ها هم صدق میکنه. 


خیلیا به این داستان انتقاد کردن چون عقیده دارن که توی یه داستان سالم، نباید همه‌ی آدمای خوب شکست بخورن و شرارت و بدی پیروز بشه، اما حتی این تصویرو هم به خودی خود چیز بدی نمی‌دونم؛ یعنی وقتی که شرارت رواج پیدا کنه، معلومه که آدمای صلح طلب هم می‌تونن شکست بخورن؛ بحث اینه که این سریال، پتانسیل اینو داره که به مخاطب خودش، نوعی از جبرگرایی رو تحمیل کنه و بگه که فرقی نمیکنه شما چقدر سعی کنید فرد سازگار، سازنده و مبارزی باشید که نیروی خودشو برای از بین بردن شرارت صرف میکنه. هیچ زمان و مکان درستی برای شما وجود نداره و در نهایت، تبدیل به شخصیتی میشید که توی حالت بقا زندگی میکنه و اونقدر رنج میکشه و خشونت، وارد زندگیش میشه که حتی اگه نمیره هم لازمه مثل یه موجود بدوی، به مسیر خودش ادامه بده و با آدما برخورد کنه.

کاری که محتوای این سریال انجام میده اینه که مخاطب رو از رشد ذهنی و شخصیتی ناامید میکنه و بهمون میگه که ببین، دنیا اینطور جائیه، قرار نیست که بتونی توی همچین دنیایی، بدون دست زدن به کارای کثیف و بد، کار خوبی رو به سرانجام برسونی و نقش آدم خوبه رو بازی کنی. تو نمی‌تونی تا آخرین روز زندگیت، در مقابل کارایی که انجام میدی مسئولیت‌پذیر باشی و مراعات دیگرانو کنی؛ و اصلا دیگران ارزشش رو دارن که به خاطرشون فرد سر به‌راه و بشر دوستی باشی؟ 
اگر قدرت بقا پیدا کردن داری، ازش برای انتقام گرفتن به شکل شرارت آمیز و افزایش قدرت خودت استفاده کن، حتی اگر به شکل غیر اخلاقی‌ای به سراغ کسب قدرت میری.

شاید این حرفا صراحتا توی سریال گیم آو ترونز گفته نشه اما برای پیدا کردن تاثیرش، صرفا کافیه که به جهان‌بینی آدمایی که ازش تاثیر پذیرفتن نگاه کنید.


جمع‌بندی
خشونت، یه موضوع رایج و نقطه‌عطف نمایش گیم آو ترونزه. این خشونت، صرفا نه به کمک ابزارهای جنگی بلکه در بسیاری از رفتارای اجتماعی ظاهر میشه. همه‌ی بیننده‌های این سریال میدونن که رفتارای جنسی و رسوم قبیله‌ای، بعضا شکل سادیستی و بیمارگونه‌ای به خودش میگیره و شخصیت‌های کلیدی، با این ویژگی‌های خاصشون معرفی میشن. 
معمولا این مدل رفتارا در زیر مجموعه‌ی رفتارای سایکوتیک مورد مطالعه قرار میگیرن؛ اما نقطه عطفشون رو میشه سادیست اجتماعی خطاب کرد. یعنی ما با آدمایی طرف هستیم که از رنج دادن خودشون و دیگران، کسب لذت میکنن و رنج، براشون تبدیل به پدیده‌ای سرگرم کننده شده.
این الگویی رایج در بسیاری از آثار سینمایی و سریالای پربیننده است و اتفاقا از طرف بیننده‌ها هم مورد تحسین قرار میگیره. مطالعه‌ی رفتارای سادیستی به عنوان یه پدیده‌ی اجتماعی، موضوع مهمیه؛ چرا که در حالت عادی، صرفا به چشم نوعی شرارت و نابهنجاری بهش پرداخته میشه. وقتی شما کلمه‌ی سادومازوخیست رو به کار ببرید، برای خیلی از آدما، صرفا تداعی کننده‌ی بازی‌های جنسی هست؛ اما کسب لذت از رنج دادن دیگران _حتی اگر به صورت آشکارا به وجه لذت بخش این کار اشاره نشه_ موضوع بسیار رایجیه و فکر میکنم که این سریال، بهونه‌ی خیلی خوبی برای بررسی و صحبت کردن در مورد این موضوع باشه.