معرفی و بررسی سریال دروس شیمی| lessons in Chemistry
دروس شیمی یه سریال خوش ساخته که تصاویر یه جامعه‌ی آمریکایی دهه‌ی 1960 رو به تصویر میکشه اما نیازی نیست که زمان زیادی بگذره تا به رویکرد به شدت فمنیستی این سریال پی ببرید. 
دنیای رسانه همینه، شما می‌تونید از چهارچوبای هنری استفاده کنید که هر باوری رو بازتولید کنید، افکار تخیلی و فانتزی یا سیستم‌های ارزش خاصی رو به تصویر بکشید؛ ولی اینکه از پیش، بیننده رو با نتیجه‌ای که قصد دارید بگیرید رو به رو کنید و اتمسفر نتیجه رو به ذهنش تزریق کنید، طبیعتا می‌تونه بعضی‌ها رو از هنرتون زده کنه.

کسی نیست که اهل دیدن فیلم و سریال باشه و از ترند شدن موضوعات فمنیستی و ضد نژاد‌پرستی، توی محصولات جدید، بی‌خبر باشه. 
اهمیت دادن به این موضوعا تا جایی پیش رفته که بعضا شعار‌زده و حماقت آمیز جلوه میکنن و هر کی هم علیه‌شون صحبت کنه تبدیل میشه به یه فرد ضد‌اجتماع یا نابهنجار که احتمالا نیتای بدی توی سرش داره. 
این احترام سازنده به مخاطبو می‌رسونه که روی روایت زیبای کارش، بیشتر از قصدی که منظور رسوندن‌شو داره کار کنه. چیزی مثل دروس شیمی، برای کسی که طرفدار اندیشه‌های فمنیستی هست می‌تونه جذابیت داشته باشه، نه لزوما به خاطر حرفه‌ای ساخته شدنش؛ بلکه اندیشه‌ی مورد علاقه‌اش رو بازتولید کرده. برای من چنین سریالا و فیلمایی شبیه نوعی تجاوز ذهنی هستن که می‌خوان یه اندیشه‌ای رو با تحریک احساساتم و نه لزوما حرفای منطقی، تلقین کنن.

الیزابت توی یه جامعه‌ی بیمارگونه زندگی میکنه. جامعه ای که خیلی از عرفا و بخشای فرهنگش فرمالیته است. توی یه جامعه‌ی نابهنجار، همه عذاب میکشن و اذیت میشن و فرقی نمیکنه رنگ پوستت چه رنگی باشه یا چه جنسیتی داشته باشی. ولی دنیای ذهنی الیزابت، دنیای بسته‌ایه. اون مشکل رو در زن بودن خودش میبینه و صرفا درگیر ترومای خودشه. 
در دنیای علم هم چیزی رو میخواد که لزوما همتایان مرد خودش با حفظ اخلاقیات خاصی و به صورت عادلانه بهش نرسیدن. دعوا کردن برای کسب اعتبار و ثروت، توی جامعه‌ای که سیستمای باور و ارزش و کسب ثروتش فاسده، مثل کشتی گرفتن خوکاست و نه چیز دیگه. 
***

حالا شاید بگید با این همه مشکل، پس چرا مخاطبای سریاله اینقدر زیادن و تونسته همچین امتیازی رو بگیره؟ ساخت و پرداخت فیلم، منجمله دیالوگ‌ها و اتمسفرسازی بصریش از یه دوره‌ی تاریخی خاص، خیلی زیبا و خاصه. اگه شما مشکلی با فیلمای فمنیستی و ضد نژادپرستی رایج ندارید، قطعا این سریال هم میتونه جذبتون کنه. حتی بعضا ته‌مایه‌های طنز داره و ذهن فرد رو با استعاره‌های جالبش به بازی می‌گیره. 
برای من، طنز درون این فیلم هم چیزی از سیاهیش کم نکرده و علاقه‌ای ندارم با شخصیت اولش همزاد‌پنداری کنم. دنیایی که این فیلم و نویسنده‌اش سعی دارن تصویر کنن، بعید می‌دونم که با واقعیت، همپوشانی داشته باشه. 


این رسانه‌ها هستن که دارن سعی میکنن روی موج افکار فمنیستی و ضد‌نژاد‌پرستی‌ای که حتی خودشون هم در عمل بهشون اهمیتی نمیدن، اسکی برن و احساسات آدما رو تحریک کنن. توی دنیایی که تاریکی قدرت داره، زندگی برای همه سخته، نه لزوما یه نژاد یا جنسیت خاص. با توجه نشون دادن به مشکل این افراد خاص هم مشکل اصلی برطرف نمیشه. 
شخصیت اصلی این سریال هم فاقد رفتار همدلانه است و بعضا خودخواهانه رفتار میکنه. سازنده‌های سریال سعی کردن ازش یه قهرمان بسازن اما اون بیشتر شبیه یه شخصیت ضد اجتماع به نظر میرسه و من به این نمیگم یه رفتار همدلانه. 
اگر واقعا این شخصیت، دغدغه‌مند بود، نمی‌اومد توی شیشه‌های آزمایشگاهی برای همکارای مردش قهوه درست کنه تا بتونه توی اون آزمایشگاه بمونه و علم مورد علاقه‌اش رو دنبال کنه. 
خیلیا دوست دارن توی یه شغل یا زمینه‌ی خاص پیشرفت کنن ولی به کسی هم باج نمیدن و هیچ علاقه‌ای هم توجیه نمیکنه که بخوایم به بقیه سواری بدیم. این کارایی که ایشون هم برای موندگار شدن خودش توی محیط آزمایشگاه میکنه، بیشتر ضد فمنیستی هست.

به عنوان جمع‌بندی
دنیا همچین جایی نیست و واقعا همچین شخصیتایی وجود ندارن. نژاد‌پرستی به این نیست که هر نژادی، هر کار و فرهنگ غیر اخلاقی‌ای رو دنبال کرد، بهش حق بدیم و قضاوتشون نکنیم. 
نژاد پرستی یعنی اینکه بیای یه نژادو بکشی چون فکر میکنی فقط خون و ژن خودت ارزش ادامه پیدا کردن داره.
احترام به جنسیت‌های مختلف هم به این نیست که میکروفونو بدی دستشون یا قضیه‌شون رو یه جوری دراماتیک جلوه بدی که انگار پری‌های دریایی مظلومی هستن که تمام نوع بشر بهشون مدیونه. ظلم، مثل ویروس و فساده، وقتی وارد جامعه بشه، جنس مردو هم عذاب میده. عذابی که ممکنه اینقدر براشون عادی و پذیرفته شده باشه که فکر کنن روالش همینه و حقشونه. 
وقتی که جنگی میشه، اگه یه مرد بخواد از جنگ فرار کنه، توسط اطرافیانش تحقیر میشه و ممکنه مردونگیش زیر سوال بره. هزار تا هنجار برای مرد بودن تعریف شده که تن ندادن به هر کدوم‌شون قراره یه جوری عزت مردو زیر سوال ببره و تحقیرش کنه. اندیشه‌ی فمنیستی‌ای که امثال این سریال سعی دارن نشون بدن، صرفا می‌خواد به مساله‌ی جنسیت دامن بزنه و دنیای مردا رو خوب و سعادتمند جلوه بده و بگه که اینا سعادت زن‌ها رو خوردن. 
اصلا توی جوامع ما سعادت واقعی و با‌ ثباتی هست که حالا یه جنسیت خاص بخواد بخورش؟