معرفی، نقد و بررسی انیمهی سریالی Oshi No Ko
24 اردیبهشت · · خواندن 7 دقیقه معرفی، نقد و بررسی انیمهی سریالی Oshi No Ko| اوشی نوکو
اوشی نوکو چارت رنگی به جذابیت پوسترش داره و چنانچه مثل من از جمله افرادی هستید که طراحی خوب یه انیمه خیلی براتون مهمه، گرافیک این انیمه درحد داستانش هست و جذابیتای بصری قابل قبولی داره.

با وجود شروع حساسیت برانگیزش، خیلی خوب تونسته جای خودشو توی قلب مخاطبا و حتی منتقدا باز کنه و بهعنوان کاری که توی سال 2023 منتشر شده، تا الان تونسته امتیاز 8.3 رو از سایت IMDb و 87 درصد پسند مخاطبای گوگل رو به دست بیاره. ولی یه نکتهای که باید بهش توجه کنید اینه که این افرادی که بهش رای دادن، احتمالا بیشتر محدود به افرادی هستن که انیمه و مانگا دوست دارن نه افرادی که بهطور کلی، منتقد هنری هستن یا هنرهای نمایشی رو نقد میکنن.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
کل افرادی که تا امروز توی سایت IMDb به این سریال رای دادن، صرفا 10 هزارتاست که حتی برای یه سریال هم رقم خیلی کمیه و ما نمیتونیم ادعا کنیم که این رای همون منتقدایی هست که کارای برتر IMDb رو مشخص میکنن.

خوده پوستر و خلاصهی کار هم نشون میده که از اون انیمههایی نیست که افراد بالغ و مخاطب عمومی فیلم و سریال، با اطمینان بهسراغش برن و با همچین داستانی سرگرم بشه.
ولی چه اوتاکو باشید و چه فردی که صرفا محض تفنن دنبال دیدن یه انیمه است، این مطلب برای شما نوشته شده و در ابتدا، بدون اسپویل کردن سریال، یه دورنما دراختیارتون قرار میگیره تا بتونید تصمیم بگیرید که میخواید چنین سریالی رو ببینید یا نه.
این سریال توی ژانر ماوراطبیعی و تناسخی قرار میگیره؛ از این بابت که دو تا آدم، بعد از مرگشون مجددا بهعنوان یه دوقلو متولد میشن و کیفیت تناسخشون هم اینطوریه که اطلاعات زندگی قبلیشونو دارن و با هوشیاری کامل، زندگی جدیدشون رو شروع میکنن.
این مدل داستانا توی آسیای شرقی خیلی شیوع پیدا کرده و خب بعضی از اوتاکوها چندان از این قضیه راضی نیستن اما اتفاقا همین تولید انبوهی که در سناریوهای آسیای شرقی صورت میگیره رو راز رونق صنعت مانگا و انیمه میدونم و نمیتونم چنین هنری رو تحسین نکنم.

اینجا کسی یه ژانرو به اسم خودش نمیزنه و اهمیتی هم نداره که سواد دانشگاهیتون چقدره. هر کی میتونه شروع کنه به نوشتن داستان خودش و مطمئنا هر استودیو یا هنرمند خوشذوقی ممکنه شانسشو برای طراحی یه سناریو با تکیه به ژانرهای جدید و محبوب، امتحان کنه.
درمورد ژانر تناسخی هم یهسری مزیتا رو میشه درونش دید که چنانچه با داستان خوبی همراه بشه، میتونه حسابی مخاطب خودشو تحتتاثیر قرار بده. این مدل تناسخ، رویای فرصت دوباره رو محقق میکنه. فرصت دوبارهای که دیگه به خیلی از آزمون و خطاها نیاز نداری و میتونی تصمیم بگیری که مسیرهای جدید رو امتحان کنی.
بسیاری از این مدل داستانا سعی میکنن اون اتفاقاتی رو شبیهسازی کنن که شاید در حالت عادی، پیش پاافتاده است اما میتونه سرگرمکننده باشه و به مخاطبای خودشون که هرکدوم کیفیت زندگی متفاوت و اجتناب ناپذیری دارن، اجازه بده که خودشو جای آدمای دیگهی درون اجتماع بذاره و چیزایی که نداره رو درحین دنبال کردن یک داستان، بهصورت ذهنی و انتزاعی، تجربه کنه.
تحریر این مطلب، مصادف هست با زمانی که خبر جدا شدن خوانندهای به اسم سونگهان از گروهش منتشر شده و دلیلش هم اعتراض طرفدارا به رابطهی رمانتیک سونگهان هست. رابطهای که این خواننده حتی قصد علنی کردنشو نداشته و عکساش ناخواسته پخش شده و ظاهرا هوادارا بهشون برخورده و گفتن این پسر زیبا مال خودمونه و حق نداره با کسی که مورد پسند ما نیست جفتگیری کنه.

شما نمیبینید که همچین اتفاقی توی جاهای دیگهی دنیا بیوفته درحالی که مثلا سلبریتیای هالیوود، بهمراتب معروفتر و تاثیرگذارتر از هنرمندای فعال در آسیای شرقی هستن. شاید بعضی از طرفدارای دوآتیشه از درگیر شدن هنرمند مورد علاقهشون با مسائل شخصی زندگیش ناراحت بشن ولی این ناراحتی، لزوما باعث ضربه زدن به تصویر اجتماعی هنرمند نمیشه. خیلیا این تراژدی سونگهان رو به فرهنگ پایین مردم کرهی جنوبی نسبت میدن و این انتقادی هست که بهشخصه بارها درمورد محتوای موسیقی و آثار نمایشی آسیای شرقی و بخصوص کره و ژاپن دیدم.

حتی اگه به تیتراژ ابتدایی انیمهی اوشی نوکو توجه کنید هم سعی داره یه آیدل رو شخصیتی نشون بده که قراره خواسته یا ناخواسته، قربانی فرهنگ عمومی بشه و داره از شخصیتهای سرشناس داستان، افرادی رو میسازه که بهخاطر عشقشون به هنر یا سرگرم کردن مردم، حاضر میشن که به همه دروغ بگن و غم و ناراحتی خودشون یا نیازهاشون رو پنهان کنن.
چرا باید یه نفر تصمیم بگیره که خودشو اینطوری قربانی فرهنگ عمومی کنه و چرا همچین فردی همچنان میتونه دلیلی برای دوست داشتن آدما دستوپا کنه؟ واقعا نیازی نیست که همچین افرادی، انگیزهی خودشون رو به مسائل سانتیمانتال یا چیزایی مثل عشق به مردم نسبت بدن بلکه کافیه بگن از غرور و عزتنفسی که قرارگیری در چنین موقعیتی براشون به ارمغان میاره خوششون میاد. علاوهبر این، همچنان میشه از این نوع فعالیت اجتماعی، بهعنوان یه شغل خوشدرآمد یاد کرد که بستهبه میزان پیشرفت فرد، میتونه ثروت باورنکردنیای رو بهدنبال داشته باشه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فصل 1 این انیمه رو لو بده.

استدلال آکوا درمورد اینکه چرا خودشو درگیر دنیای آیدلا میکنه اینه که میخواد به مخاطبای این صنف یه تلنگر بزنه و بهشون یادآور بشه که زندگی خصوصی آیدلا به خودشون ربط داره و مردم حق ندارن بابت چنین مسائلی، بهشون آسیب بزنن. در ادامه، اون قهرمان آیدلهای ستم دیده میشه و سعی میکنه انتقام مادرشو هم بگیره. آیدلا در اینجا بهعنوان قربانیهایی معرفی میشن که صادقانه سعی دارن توی صنعت سرگرمی باقی بمونن اما از طرف مخاطبا، تهدید میشن.
شخصیتهای مثبت این داستان، به موضوع سرگرم کردن آدما بهچشم یه ماموریت بسیار مهم نگاه میکنن و گاها با حالتی دراماتیک، توضیح میدن که با وجود سختیهای این کار، رسالت ما اینه که آدما رو سرگرم کنیم و باعث بشیم که برای لحظهای، سختیهای زندگی روزمرهشون رو فراموش کنن. این درحالیه که فکر نمیکنم این توجیه چندان جالبی برای درپیش گرفتن یه زندگی ریاکارانه باشه و اتفاقا تن دادن این آیدلا به اتمسفر سمی دنیای سرگرمی و برآورده کردن خواستههای مخاطبینی که هنوز فرهنگ بسیار پایینی دارن و به خودشون اجازه میدن آیدلا رو به این شکل قضاوت کنن، کار چندان مثبتی باشه.

فردی مثل آی هوشینو، قهرمان و معشوق آکوا بهحساب میاد و آکوا سعی میکنه اونو الگوی خودش قرار بده و درعین حال، بارها در طول انیمه، به ویژگیهای شخصیتی آی بهعنوان یه فرد با استعداد نگاه میشه که در نهایت قربانی فرهنگ بد ژاپن شد.
بهشخصه فکر نمیکنم آی فردی باشه که عاشقانه برای سرگرم کردن آدما کار کرده باشه بلکه اونو مثل خیلی از آیدلای دیگه، فردی میدونم که دنبال کسب درآمد و رفاهش هست و اتفاقا براش هم مهم نیست که این ثروت رو از چه راههای غیر اخلاقیای کسب کنه. براش مهم نیست که داره بهدروغ، وانمود میکنه که یه آدم همیشه شاد و پرانرژیه.
بماند که ما با قهرمانی طرفیم که زیر سن قانونی رابطهی جنسی داشته و با افتخار، بچهدار شده و توجیهش هم اینه که من زندگی سختی داشتم و آدم تنهایی بودم و حالا دوست دارم که یه خونواده داشته باشم و به کسی هم نمیگم که پدر بچههام کیه.
شما تا حالا چندبار دیدید که توجیه چندان قانعکنندهای پشت فرزندآوری افرادی مثل آی باشه که زندگی بهشدت سختی داشتن و وضعیت فعلیشون هم با مشکلات و ناامنیهای روانی زیادی همراهه؟ این فقط یه هوسه که به سر فردی افتاده که نه خودش زندگی خوبی داشته و نه مطمئنه که بتونه زندگی خوبی رو برای فرزندان خودش فراهم کنه.
اگر واقعا امثال آکوا فکر میکنن که میشه چنین اتمسفری رو بهبود بخشید، فکر نمیکنم راهش این باشه که به حواشی آیدلها شاخ و برگ بدن و سعی کنن افشاگری کنن که این افراد بهنوبهی خودشون چقدر فشار روانی و مشکلات مختلفی رو مجبورن تحمل کنن بلکه بهتره بهاندازهی خودشون، در مورد ریاکارانه و دروغین بودن این صنعت صحبت کنن و به مخاطبا بگن که سرتاپای این داستانهای مربوط به آیدلا یه دروغه که با هدف کسب درآمد، به چنین روزی افتاده.

هیچ قداست و قهرمان بازیای توی این نیست که شما درحال زجر کشیدن باشی و بیای نقش یه خواننده یا رقاص شاد رو برای آدمایی بازی کنی که نهتنها عشق قابل تکیهای بهت ندارن بلکه به زشتترین شکل ممکن میتونن قضاوتت کنن و همیشه هم موقعیتت در خطره و بعضا ممکنه برای کسب درآمد و شهرت بیشتر، تن به کارایی بدی که عزت نفست رو خدشهدار میکنه و باعث میشه که آدمای کاسبکار این صنعت، بیشازپیش ازت سوءاستفاده کنن.
جمعبندی
اوشی نوکو یه انیمهی خوشساخت با گرافیک خوبه که مفاهیم روشن و زود هضمی رو سعی داره منتقل کنه اما میشه گفت که در نحوهی تفکیک خیر و شر، دچار مشکله و نتونسته اهداف و انگیزههای خودشو به شکل قانع کنندهای توجیه کنه.
قطعا این حرفا به این معنی نیست که از دیدن چنین انیمهای اجتناب کنید. نقد میتونه به ما کمک کنه تا بخشهای نابهنجار یه محتوا رو جدا کنیم و از بخشهای سالمش لذت ببریم.