معرفی، نقد و بررسی انیمیشن سریالی Sausage Party: Foodtopia| سوسیس پارتی فودتوپیا

سوسیس پارتی چه به‌عنوان یه اثر سینمایی و چه حالا که سریالش اومده، نتونست دل منتقدا و بیننده‌ها رو نرم کنه؛ هرچند که پویانمایی بسیار زیبایی داره و دیالوگ‌ها و داستان، همگی بسیار خلاقانه و سرگرم‌کننده هستن.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

محتوای این داستان، تقریبا به ساز هیچ ایدئولوژی‌ای نمی‌رقصه. گاها اینطور به‌نظر میاد که خیلی لیبراله اما تقریبا نوعی هذیانه و شبیه داستان تخیلی‌ای هست که به‌صورت بداهه و بدون بازبینی خاصی نوشته شده. با این‌وجود، نمی‌تونم همچین کاری رو تحسین نکنم صرفا چون به عرفای رایج دهن‌کجی کرده. گاها انتقادات جالبی در‌خلال این داستان مطرح میشه و میشه حس کرد که تیم سازنده‌اش هم با‌اشتاق به‌سراغ ساخت سریالش اومده. 
چیزی که پیش از شروع این سریال بهتره بدونید اینه که سوسیس پارتی برای بچه ‌ها و نوجوونا مناسب نیست و یه اثر برای افراد بالغه.

سوسیس پارتی به تمام کلیشه‌های فرهنگ عمومی که به دستش میرسه دهن‌کجی میکنه و سناریوش رو از صریح‌ترین و منزجر‌کننده‌ترین سناریو‌های کمدی شناخته شده که سعی دارن در قالب پویانمایی بیننده‌های خودشون رو سرگرم کنن هم صریح‌تر و منزجر‌کننده‌تر می‌دونم. ما سال‌هاست که کاری مثل ریک و مورتی رو توی کارای تاپ انیمیشن بزرگسال داریم که سراغ سیاه‌ترین و فریکی‌ترین موضوعات میره و سعی میکنه باعث خنده‌ی بیننده‌ی خودش بشه اما توی داستان ریک و مورتی هم گاها میشه نوعی جانبداری رو دید ولی این موضوع، تا حالا درمورد سوسیس پارتی صدق نکرده و شخصیتای اصلی، هم به‌راحتی باورای رایج قدیمی رو به مسخره می‌گیرن و هم رویکردای آینده‌نگرانه رو با تمام کاستی‌ها و ضعفی که میشه در قالب نقد منفی مطرح کرد، زیر سوال میبرن.

اتفاقات سریال سوسیس پارتی، کمابیش دنباله‌ی اتفاقاتی هست که در نسخه‌ی سینماییش دیدیم با این تفاوت که در انتهای نسخه‌ی سینمایی، شخصیتای اصلی وارد یه پورتال میشن و دنیاهای دیگه رو قراره تجربه کنن ولی در جریان این سریال، غذاها هنوز توی سیاره‌ی زمین هستن و تونستن به آدما غلبه پیدا کنن و سراغ یه ایده‌ی آینده‌نگرانه یعنی ساختن شهر آرمانی خودشون میرن.

حتی پیش از انقلاب غذاها، رویکرد‌های فاشیستی و گروه‌زده در فروشگاه دیده میشد با این تفاوت که به‌خاطر قوانین حاکم بر فروشگاه، شخصیتا نمی‌تونستن با هم جدال کنن و تا زمان خروج از فروشگاه، زندگی شخصیتا، ثبات و امنیت خودشو داشت. ولی با هرج‌و‌مرج و انقلاب خوراکی‌ها، انواع جدیدی از رفتارای گروه‌زده و قلدر مآبانه ظاهر میشه که بعضا بیشتر از درگیری با آدما، تلفات ایجاد میکنه و خیلی از غذاها رو درمورد انقلابی که صورت گرفته بدبین و پشیمون میکنه.

غذاها عملا در جمع‌و‌جور کردن و کنترل جامعه‌ی جدیدشون درمونده شدن و دنیای بیرون از فروشگاه، براشون ناشناخته‌های زیادی داره. 
شاید اینطور به‌نظر بیاد که ما با یه داستان پرهرج‌و‌مرج ولی بکر طرفیم که لزوما نخواسته سناریوهای سابق رو تکرار کنه اما هرچه بیشتر به انقلاب فرانسه توجه کنید، بیشتر حس می‌کنید بین تاریخ فرانسه و اتمسفر سوسیس پارتی، همپوشانی وجود داره. 
لذت بردن از کشتار و آرمان‌گرایی خشونت‌زده، از جمله الگوهای تکرار شونده در این داستانه که عینش رو می‌تونید در تاریخ فرانسه هم پیدا کنید.

هرچند که فودتوپیا برای کودکان ساخته نشده اما هم کمدیه و هم انیمیشن که هر دوی این موارد، به نوبه‌ی خودش باعث میشه تا کمتر‌و‌کمتر، نقد سناریو جدی گرفته بشه. ظاهر این مدل داستانا عمدتا منتقدا رو بدبین نمی‌کنه یا کسی رو به ذوق نمیاره که بخواد کالبد شکافیش کنه و ببینه که درونش از چه الگوهایی ساخته شده اما حتی سناریویی که در‌حین تاثیرپذیرفتن از موادمخدر نوشته شده هم ارزش نقد داره چون ناخودآگاه و درونیات انسان‌هایی که پشت اثر هستن رو آشکار می‌کنه. چیزایی که اگر بتونیم رمزگشایی کنیم، ممکنه به داده‌هایی برسیم که حتی برای نویسنده‌ی این داستان هم عجیب جلوه کنه و باعث بشه که الگوهایی رو ببینه که براش آشنا هستن و میدونه که سابقا به همچین قضاوتایی رسیده اما به‌صورت خودآگاه، لزوما اونا رو جدی نگرفته یا قصد نداشته که ازشون استفاده کنه.

جمع‌بندی
برای نقد یه اثر، همیشه لازم نیست که یه سازنده‌ی خاص پشتش باشه یا تبدیل به کاری پرفروش و محبوب شده باشه یا اونقدر بد باشه که بشه ساعت‌ها ایراداتش رو به‌رخ کشید. نقد محتوا بیش از هر‌چیز نیاز به آدمای کنجکاو داره که دوست داشته باشن آناتومی افکار انسانی رو درک کنن. در این‌مورد، فکر می‌کنم که چیزی مثل فودتوپیا هم ارزش نقد داره و می‌تونه جنبه‌های ناگفته و البته تاریک ایدئولوژی‌های مدرن رو به‌خوبی آشکار کنه.