تعبیر خوابی با موضوع حاملگی و بیماری پوستی
25 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه
سلام. خواب دیدم خاله ام که شوهرش فوت شده حامله است و مامانم رفته اونو بیاره برای وضع حمل . من بهت زده بودم و ولی خاله ام خیلی خوشحال بود می خندید وقتی بغلش کردم قدم نمی رسید توخواب قدش یهو بلند شده بود نتونستم صورتشو بوس کنم دیدم اصلا علایمی از حاملگی نداره می خندید. بعد بچه ها و نوه های خالمو دیدم رو دستشون زگیل سیاه دارن و خواهرم کرم داد بزنن بره اما اونها قبول نکردن گفتن خودمون کرم داریم می مالیم خوب می شه ولی همه شون رو دستهاشون زگیل های بزرگ سیاه و زیاد داشتن و داشتیم سر یه سفره با هم غذا می خوردیم ولی چون اونها زگیل داشتن یا جوش سیاه بود نمی دونم، من چندشم می شد از غذا بخورم اما برای اینکه اونها ناراحت نشن از غذا خوردم ولی خیلی ناراحت بودم
تعبیر:
حاملگی و حس تعجب و همچنین نحوهی برخورد آدما با بیماری پوستیشون در این خواب، نماد بازخورد ناخودآگاه شما نسبت به برخوردی هست که آدما در واقعیت دارن و ممکنه ناشی از بی مسئولیتی و خودخواهی باشه. گاهی آدما سعی میکنن کارهای ناشی از خودخواهی رو جوری جلوه بدن که عادی به نظر برسه و ما هم ممکنه بسته به شرایط، باهاشون کنار بیایم اما این خواب ازتون میخواد که نسبت به حس انزجاری که دارید بی تفاوت نباشید و اجازه ندید که کنار اومدن با رفتارهای بیمارگونه و خودخواهانهی دیگران باعث بشه که رفته رفته ازشون تاثیر منفی بگیرید یا ذهن شما رو هم آلوده به الگوهای رفتاری بیمارگونهی خودشون کنن.
شاید خیلی وقتا نشه انتقادی رو به صورت علنی مطرح کرد اما کافیه با خودمون درمورد انتقادی که نسبت به دیگران داریم صادق باشیم. این صداقت کمک میکنه تا ازشون تاثیر منفی نگیریم.