نقد و بررسی انیمهی The Seven Deadly Sins 2022
27 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی انیمهی The Seven Deadly Sins 2022| هفت گناه مرگبار، کینهی ادینبورگ
هفت گناه مرگبار، یه انیمهی دو قسمتی هست که خودش دنبالهی دو داستان دیگه با اسامی زندانیان آسمان و زمین نفرین شده بهحساب میاد. هرچند دیدن این هفت گناه مرگبار، بدون دیدن دو قسمت قبلی هم امکانپذیره و داستان مستقلی داره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
داستان این فیلم، بیشتر برای بچهها مناسبه و جذابیتهای لازم برای سرگرم کردن افراد بالغ رو لزوما نداره. گرافیک انیمه رو میشه متوسط ارزیابی کرد و بهسراغ فرم سادهای برای شخصیتپردازی و متحرکسازی رفته. داستان هم روند نسبتا کندی داره و نتونسته بخش درام ماجرا رو چندان خوب پوشش بده. ما با اکشن و موقعیتهای حماسی بیشتری طرفیم و اتمسفری که خلق شده، بیشتر با ایدهآلهای کودکانه همپوشانی داره. امتیازای این انیمه، چه از طرف بینندهها و چه از طرف منتقدین، متوسط ارزیابی شده که البته بنابه دلایلی، درمورد کارهایی که برای بچهها درست میشه، چندان به امتیازایی که از طرف افراد بالغ ارائه میشه اهمیتی نمیدم.
کارای کودکانه ظاهر معصوم و بیگناهی دارن و بهسختی ممکنه یه ذهن نقاد رو راغب کنن تا همون ظرافتی رو برای تحلیلشون بهکار بگیره که در حین نقد یه کار هالیوودی که از یه کارگردان سرشناس هست بهکار میگیره.

اما واقعیت اینه که گاها مفاهیمی که در داستانهای مخصوص کودکان و نوجوانان سعی داره منتقل بشه، خلاقانهتر و پیچیدهتر از مفاهیم داستانهای کارای بالغانه است. درواقع هیچ فیلم و انیمیشنی به اندازهی کارایی که برای بچهها ساخته میشه، تلاش نمیکنه تا حتما نوعی پندآموزی رو درون خودش داشته باشه.
درمورد هفت گناه مرگبار هم میتونید بهراحتی متوجه بشید که درمورد مفاهیمی مثل فداکاری، کمک به دیگران و مبارزه با شرارت و تاریکی صحبت میشه. قدرتهای جادویی، در این دنیای فانتزی از اهمیت زیادی برخوردارن و شخصیت اصلی داستان، سعی داره خودش بهعنوان فردی که قصد داره از قدرتهاش بهنفع آدما استفاده کنه، به دیگران ثابت کنه.
انگیزهی شخصیتهای اصلی، خیلی سریع روشن میشه. آدم خوبا دوست دارن دنیایی با ثبات و آرامش خلق کنن ولی موجودات شرور، اهداف خودخواهانهای رو دنبال میکنن که گل سرسبدشون، حاکمیت بر تمام دنیاست.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان انیمهی کینهی ادینبورگ رو لو بده.

هرچند این سناریو دست گذاشته روی موضوع پیچیده و پرطرفداری مثل نبرد خیروشر اما درمورد برخی از ابتداییترین مسائل مرتبط با خلق چنین داستانی، دچار نقصه. بسیاری از گرههای داستان، صرفا در نتیجهی اشتباههای سطحینگرانه ایجاد شدن که میشد با کمی صحبت کردن و افشاگری درمورد خواستهها و احساسات طرفین حلش کرد. همچنین میشه حس کرد که حتی شخصیتهای مثبت داستان، مثل شخصیت پادشاه، با وجود قدرت و نیت خوبی که دارن اما قادر نیستن سطحیترین مسائل انسانی رو درک کنن و بهسختی میشه درک کرد که چنین فردی جزء شخصیتهای کلیدی نیروهای خیرخواهه.
به بیان ساده، شخصیتهای کلیدی خیرخواه، عمدتا بهشکل ضعیفی طراحی شدن اما در مسیر تصمیمات و انجام کارهایی قرار میگیرن که بسیار مهم و سرنوشتساز هستن و ناجی طیف زیادی از موجودات زنده میشن. شاید در دنیای واقعی، موجودات شرور و پر از حماقتی تونسته باشن روی زندگی دیگران، تاثیر جدی بذارن اما افراد خیرخواه، نمیتونن با سطحینگری، به هرجومرج و شرارت درون جامعه، غلبه کنن و تاثیر اجتماعی چشمگیری رو ایجاد کنن.

قدرتهای نجات بخش در این داستان، لزوما بهخاطر صلاحیت شخصیتها و کارهای خوبی که انجام دادن بهشون نرسیده بلکه نتیجهی نوعی میراث خونی هست که از والدین، به فرزندان میرسه و اونا رو بهشکل اجتنابناپذیری تبدیل به شخصیتهای قهرمان یا ضدقهرمان میکنه. این تصویر، پیغام نامناسبی رو منتقل میکنه که در همپوشانی با افکار فاشیستی و گروهزده است و این حسو به مخاطب میده که برای تبدیل شدن به یک شخصیت تاثیرگذار، لازمه حتما چیز خوبی رو به ارث ببری. این درحالیه که ایجاد تاثیرات خوب، نیازمند شخصیتهای خودساختهای هست که نبوغ خودشون رو پرورش میدن و میتونن با ضعیفترین افراد جامعه، بهنوعی همدلی برسن.

جمعبندی
شاید با یک میراث خوب بشه کارهایی رو انجام داد که دهنپرکن هستن اما لزوما این کارها رو نمیشه مثبت قلمداد کرد.
البته هیچکدوم از این حرفا به این معنی نیست که از دیدن این انیمه اجتناب کنید. این مدل پیغامها، بهکرار در داستانهای کودکانه تکرار میشن و شاید بهتر باشه که بهعنوان والدین بچهها، نوعی نگاه انتقادی رو نسبت به این سناریوها بهدست بیاریم و تبدیل به همصحبت خوبی برای بچهها بشیم. اینطوری میتونیم بهنوبهی خودمون، اونا رو درمورد نقد چنین داستانهایی ترغیب کنیم.