نقد و بررسی انیمیشن Batman: Death in the Family
28 اردیبهشت · · خواندن 6 دقیقه
چنانچه درست متوجه شده باشم، این انیمیشن در اصل یه کار تعاملی مثل بازی های رمان مانند هست که چندین پایان متفاوت براش درست شده اما نسخه ای که در وب فارسی دست به دست شده صرفا یکی از این پایان ها رو شامل میشه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این محصول، یه کار کوتاهه که دنباله ای معنوی برای Batman: Under the Red Hood به حساب میاد و هدف این بوده که بیننده تصمیم بگیره که داستان قرار به چه پایانی ختم شه و شخصیت کلیدی، چه تصمیماتی رو اتخاذ کنه.
در لحظه های کلیدی انیمیشن، به مخاطب گزینه هایی نشون داده میشه که با انتخابش میتونه روند اتفاقات رو تغییر بده و مهم ترین تصمیماتی که تغییرات اساسی رو درست میکنن، شامل این سوالات هستن:
آیا بتمن، جیسون تاد رو نجات میده یا نه؟
آیا جیسون زنده میمونه یا به ردهود تبدیل میشه؟
اگر زنده بمونه، چه راهی رو انتخاب میکنه؟ انتقام یا عدالت؟
جیسون تاد، فرزند بیولوژیکی بتمن به حساب نمیاد ولی از جمله افراد نزدیک به بتمنه و مسیر خودشو در دنیای دی سی داره. بچه ی کاترین و ویلیس تاد به حساب میاد و بعد از مرگ والدینش، بتمن تصمیم میگیره که تربیتش کنه و به تیمش اضافه بشه با این وجود، رابطه ی بین بتمن و جیسون همیشه پیچیده است. جیسون برخلاف گریسون، شخصیت عصبی و بی رحمی داره و مسیری رو طی میکنه که ازش شخصیت ردهود رو میشه.

جیسون تاد در داستان اصلی کمیک های دی سی، بعد از مرگ و برگشتن به زندگی، تبدیل به ردهود میشه. در ابتدا، جیسون دومین رابین به حساب میومد اما جوکر حسابی شکنجه اش کرد و در نهایت مرد. بعد از یه مدت، جیسون به طرز عجیبی زنده میشه و متوجه میشه که بتمن هیچ انتقامی از جوکر نگرفته و همین موضوع، عصبیش میکنه و تصمیم میگیره که هویت ردهود رو برای خودش انتخاب کنه. این اسم سابقا متعلق به جوکر بود.
جیسون عملا تبدیل به یه شخصیت ضد قهرمان میشه و برخلاف بتمن، از روش های خشن و قتل استفاده میکنه. در نهایت، جیسون به خانواده ی بتمن برمیگرده اما روش های خشنش همیشه باقی میمونه. جیسون تصویر درگیری بین عدالت و انتقام هست و بتمن رو بیش از پیش درمورد تفاوت واقعی خیر و شر به چالش میکشه.
جیسون دوست داره عدالت رو اجرا کنه اما نه به روش بتمن و انتقام گرفتن از جوکر همیشه توی ذهنش هست که باعث میشه روش های بی رحمانه تری رو مد نظر قرار بده.

به شخصه به عنوان یه فرد بی طرف این نقد رو مینویسم و دنیای ابرقهرمانا به خودی خود هرگز برام جذابیتی نداشته. ابرقهرمانا بیشتر اوقات درگیر کلیشه های روایی و فرمول های بازاری هستن و نقد کردنشون یعنی به چالش کشیدن ساختاری که فقط سرگرمی رو به اولویت تبدیل کرده. شاید طرفدارا از نقدای تند خوششون نیاد ولی نقد مستقل باعث میشه که یه اثر بدون زرق و برق تبلیغاتی بررسی بشه.
این انیمیشن تعاملی، داستان جیسون تاد رو روایت میکنه که درگیر سرنوشت پیچیده اش شده. بتمن عقیده داره که جیسون بیش از حد خشونت طلب شده و تصمیم میگیره که دیگه ازش به عنوان رابین استفاده نکنه. جیسون هم با ناراحتی گاتهام رو ترک میکنه اما در بوسنی، دوباره با بتمن متحد میشه تا با جوکر و راس الغول مبارزه کنن.

در ادامه، جوکر، جیسون رو دستگیر میکنه و شکنجه اش میده و در نهایت اونو توی یک انبار بمب گذاری شده ول میکنه. اینجا دقیقا جایی هست که داستان تعاملی میشه و بیننده میتونه انتخاب کنه که جیسون زنده بمونه، بمیره یا مسیر متفاوتی رو طی کنه.
توی یکی از مسیرها، جیسون تاد کشته میشه و بعدا به دست راس الغول در گودال لازاروس دوباره زنده میشه. اما این احیا باعث میشه که شخصیتش تغییر کنه و دیگه مثل قبل یه رابین به حساب نمیاد و تبدیل به رد هود میشه و این نسخه ی استانداردی هست که ممکنه تماشا کرده باشید.
این انیمیشن عملا 7 پایان متفاوت داره. ممکنه این محصول، برای طرفدارای سفت و سخت بتمن جالب باشه اما تنها چیزی که درنظرم جالب جلوه کرد، نحوه ی روایت بتمن بود. بتمن با درگیری فکری و چالش همیشگیش درمورد درک ماهیت خیر و شر هست که جذابیت و عمق پیدا میکنه.

بتمن بیشتر از اینکه یه ابرقهرمان باشه یک شخصیت فلسفی به حساب میاد که درگیر سوالات بنیادی میشه و هیچ وقت به یه حقیقت مطلق نمیشه. درگیری های ذهنیش گاها متمایل به انتقام و گاها بیش از حد متعهد به یه سری اصول اخلاقیه. برخلاف خیلی از قهرمانایی که مدام سعی میکنن دنیا رو نجات بدن، بتمن بیش از حد درگیر سنجش عواقب تصمیماتش میشه.
داستان های بتمن به خاطر همین پیچیدگی، جنبه ی نمادین زیادی برای تشریح مفهوم عدالت پیدا کردن و اونو تا حد زیادی از بقیه ی شخصیت های کمیک بوکی متمایز کرده.
هرچند فکر میکنم بتمن آنچنان هم در مبارزه ی ذهنیش نبوغ خاصی رو نشون نداده و بیش از پیش، بابت اکشن و مهارتای فیزیکیش هست که محبوبیت خودشو حفظ کرد. جوکر هست که مدام اونو به چالش میکشه اما به نظرم تصویر جوکر، به مراتب دست بالا رو در قانع کردن مخاطب داشته و ناتوانی جهان بینی بتمن رو ثابت کرده.
جوکر در مبارزه ی ایدئولوژیک، کاریزمای بیشتری نشون داده و هرج و مرجش برخلاف نظم بتمن، به منطق قدرتمند داره.
بتمن مدام سعی میکنه که اثبات کنه عدالت، نظم و اخلاق معنی میدن ولی جوکر کاری میکنه که همه ی این اصول، شکننده و بی نتیجه به نظر برسن. توی خیلی از روایت ها، بتمن بیشتر از اینکه یه متفکر باشه، یه تاکتیک دان فیزیکیه که با مهارت های مبارزاتی و تجهیزاتش، مشکل رو حل میکنه.
جوکر به عنوان یه ذهن آنارشیست، مخاطب رو متقاعد میکنه که نظم صرفا یه توهمه و رفتار آدما در شرایط بحرانی نشون میده که اخلاق رایج، یه پوسته ی شکننده است.
بتمن به طور مداوم در حال شکست خوردن از جوکره حتی وقتی که به لحاظ فیزیکی بهش غلبه میکنه. تصویری که جوکر در ناخودآگاه جمعی داره، قدرتمندتر از بتمنه. نگاه بتمن به جامعه، عدالت و انجام کار درست، نگاه کاربردی و قابل تکیه ای نیست و در قلمرو داستان های تخیلی باقی میمونه اما جوکر، قابل همزادپنداریه و تصویر واقع بینانه تری از ماهیت شرارت نشون داده.
بتمن یه شخصیت عامه پسنده، نیازی نیست که واقعیت جوکر رو بپذیره؛ صرفا ازش انتظار میره که تا پای مرگ، محافظ جامعه باشه و هر بار هم در سناریو ها به مرگ بتمن رسیدیم، جامعه موقتا یا دائما، نوعی حالت آسیب پذیر پیدا کرده. بتمن برای جامعه ای میجنگه که شرور پروره و نوع مبارزه اش، هیچ تاثیر ملموسی روی اصلاح فرهنگ جامعه نداره.
بتمن یه محافظ به حساب میاد نه یه مصلح و این تفاوتیه که باعث شده نقش اجتماعیش همیشه مبهم جلوه کنه.
وظیفه ی اصلی بتمن حفظ نظم در لحظه است نه درست کردن نوعی تغییر در جامعه. گاتهام همیشه شرورپرور بوده و بتمن فقط نشونه ای از جواب دادن به بحران های لحظه ایه، نه درمان ریشه ای فساد سیستماتیک.
جمع بندی
بتمن فرم مدرن تری از قهرمان های عامه پسند کلاسیک هست. قهرمان هایی که مردم عادی جامعه بهش تکیه میکنن تا خیالشون از بابت طیف نخبه ی جامعه و افراد قدرتمند، راحت باشه و بتونن صرفا از نخبه ها سود ببرن. در حالیکه این نگاه منتقد جامعه رو میطلبه که اجازه نده در یک سیستم حاوی دموکراسی، افرادی که به لحاظ اخلاقی چندان قابل اعتماد نیستن، صرفا با تکیه به نخبه بودنشون به قدرت برسن و کنترل جامعه رو به دست بگیرن.
جوکر بارها به طور مستقیم و غیر مستقیم نشون داده که متوجه فساد و خودخواهی های پنهان درون جامعه هست و به دلیل ناامیدی از وجود عدالت و مسئولیت پذیری واقعی، ترجیح میده یه شخصیت ضد اجتماع داشته باشه.