نقد و بررسی انیمیشن Leo 2023| لئو
29 اردیبهشت · · خواندن 5 دقیقه
لئو از جمله انیمیشنای کودکانهی جدیدی هست که بعد از گذشت حدود یه سال، میشه گفت که هنوز چندان دیده نشده. گرافیک بسیار خوب و داستان جالبش رو میشه از جمله مزیتای این انیمیشن درنظر گرفت که تقریبا تا سنین حدود 15 سال رو میتونه جذب خودش کنه.
این انیمیشن موزیکال، کمدیهای بسیار جالب و خلاقانهای داره و بهسراغ یهسری از حساسترین چالشهای دورهی رشد مثل نگاه بچهها به تولد و مرگ و اعتماد بهنفس رفته.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
یکی از مشکلاتی که حین نقد کارای مخصوص کودکان وجود داره اینه که ظاهر رنگارنگ و معصومانهی این قبیل محتوا، باعث میشه تا نه توسط والدین و نه منتقدا، چندان جدی گرفته نشه و اینطور فکر کنیم که پیغام، عموما همون چیزیه که صریحا بیان میشه یا اگر هم کسی سراغ تاثیرات غیر مستقیم اثر میره، دچار نوعی پارانویا و تئوریپردازیهای عجیبوغریب بشه که آخرش به این ختم میشه که مراقب بچهها باشید و از این تولیدات هالیوودی شیطانی دور نگهشون دارید.
درحالی که فکر نمیکنم هدف نقد اصلا این باشه که شما رو از دیدن یه اثر خاص، منع کنه. بچهها هم دیر یا زود وارد جامعه میشن و همین الانشم نمیتونیم ادعا کنیم که میتونیم تا پایان دورهی کودکی، اونا رو کاملا امن و دور از هر محتوای رندومی نگه داریم و تکتک انیمیشنایی که میبینن رو نقد و بررسی کنیم تا مبادا محتوای پنهان یا آشکار خطرناکی رو به بچهها منتقل کنن.

هدف نقد میتونه ایجاد نوعی آگاهی و امنیت روانی باشه و از والدین، افرادی رو بسازه که میتونن همصحبت خوبی برای بچهها باشن و درک کنن که بچه داره چه تاثیری از فیلم یا انیمیشن میگیره و چنانچه چالش و نگرانیای براش پیش اومد، بتونه با ادبیات سادهی خودش، با والدین مشورت کنه و ازشون پیشنهادات خوبی رو دریافت کنه. شما بهعنوان اطرافیان کودک میتونید براش تبدیل به همصحبت خوبی بشید که به جای دیکتهی قوائد، تفکر انتقادی رو درون ذهن بچهها تقویت و تشویق میکنه.
داستانهایی مثل لئو، ازون دسته کارایی هستن که هم بیان هنری جالبی دارن و هم سعی دارن پیغامهای اخلاقی رو بهشکل صریحی منتقل کنن. اما همین پیغاما رو میشه زیر سوال برد و عمدتا سناریوهایی که تعلیممحور هستن، معمولا دچار اشتباهات بیشتری هم میشن.
یه هنر نمایشی یا داستان، بهتنهایی شانس زیادی برای منتقل کردن یه محتوای علمی نداره و چنانچه بخواد بهزور به همچین سمتوسویی بره، دیگه حالت داستانی خودش رو از دست میده. داستانها، شانس اینو دارن که سلسلهای از اتفاقات رو با چهارچوبهای زیبا و کنجکاوکنندهای بهنمایش بذارن و اینکه قراره چی ازشون یاد بگیرن، در تحلیل و فرآیند نقد محتوا اتفاق میوفته.

اما انیمیشنایی مثل لئو، بهکرار سراغ دیکتهی موضوعی که قصد تدریسشو دارن میرن که عموما مرتبط با روانشناسی هستن. در اینجا هم چند موضوع مهم و کلیدی مثل مرگ و نحوهی بهرهبردن از زندگی و درک موقعیت اجتماعی رو سعی کردن تعریف و به بچه دیکته کنن که لزوما هم نمیشه گفت پیغامای چندان جالب و قابل اعتمادی رو منتقل کردن. جوابهایی که توی این انیمیشن درمورد نحوهی بهرهبردن از زندگی، ارتباط گرفتن با دیگران و درکمون از مرگ و زندگی ارائه شده، همپوشانی زیادی با فلسفهی اگزیستانسیالیسم داره و نقدایی که میشه به این انیمیشن مطرح کرد، شامل همون نقدایی هست که میشه به اگزیستانسیالیسم نسبت داد.
یه جهانبینی اگزیستانسیالیستی میتونه به شما کمک کنه که بار بسیاری از مسئولیتها رو از روی دوش خودتون بردارید و عملا غصهی خیلی از چیزا رو نخورید اما دقیقا همین موضوع هم میتونه باعث بشه که فرد، نسبتبه جامعهی اطرافش، بهشکل افراطی، دچار بیتفاوتی بشه و نه به فرآیند رشد خودش و نه رشد جامعه، اهمیت خاصی نده.
شاید بچهها حتی نتونن کلمهی اگزیستانسیالیسم رو بگن ولی چنین محتوایی میتونه جهانبینی بچه رو با ایدهآلهای یک فیلسوف اگزیستانسیال، همسو کنه.

پس هرچند که انیمیشن لئو یه ظاهر زیبا و رنگارنگ و داستان بهظاهر ساده و کودکانهای داره اما بهلحاظ مفهومی، فرق خاصی با مفاهیمی که افراد بالغ باهاش سروکله میزنن نداره و بد نیست که ما بهعنوان والدین یا اطرافیان کودک، از این دیوار معصومانهی محتوا بگذریم و پابهپای بچهها درک کنیم که درمعرض چهنوع خوراکی فکریای هستن. اینجاست که میتونیم مشاور خوبی برای دغدغهها یا سوالات و کنجکاوی بچهها بشیم و وقتی همچین انیمیشنایی رو منبع تفکرات و جهانبینی خودشون اعلام میکنن، به جای شوکه شدن، این انیمیشنا و سناریوشون رو زیر سوال ببریم.
این خیلی خوبه که بچهها بهطور افراطی درگیر خجالتزدگی یا کمبود اعتماد بهنفس نشن اما فکر کنید چی میشه اگه بچه حس کنه که زندگی چیزی جز لذت بردن نیست و بهتره به همون کاری بچسبه که راحتتر و سرگرمکنندهتره؟ چهچیزی تعیین میکنه که ما درقبال بقیه مسئولیتپذیر باشیم یا اهمیتی به قضاوتاشون ندیم؟ حد تعادل رو میشه در موضوع عشق و همدلی پیدا کرد. اگر رفتاری خودخواهانه است، حتی اگر ظاهر زیبا و کیوتی داشته باشه، پس لزوما اخلاقی نیست و نمیشه توجیهش کرد.

جمعبندی
شخصیتای درون این انیمیشن، بیشتر دنبال آزادی هستن ولی درمورد این موضوع توجیه نمیشن که کاراشون چطور داره روی جامعهی اطرافشون تاثیر میذاره. آرزوهایی که بدون درنظر گرفتن فرهنگ جامعه طراحی بشن، صرفا توی رویاپردازیهای قبل از خواب ممکنه ما رو خوشحال و هیجانزده کنن. اینکه ما چطور داریم بهنوبهی خودمون روی فرهنگ جامعه تاثیر میذاریم، سوالی هست که ما رو با انتخابها و موقعیتهایی که پیشرومون هست و مسئولیتپذیری، آشنا میکنه.
فکر نمیکنم اجتناب از دیدن انیمیشنایی مثل لئو بتونه ایدهی خوبی برای مراقبت از بچه باشه بلکه هدف از این حرفا این بود که اهمیت تفکر انتقادی رو یادآور بشیم. بچهها هم میتونن با دایرهی لغات محدود خودشون، یه نگاه انتقادی به محتواهای مختلف پیدا کنن و وقتی میبینن یه ایده با منطقشون جور در نمیاد، از تاثیر گرفتن و عملی کردنش اجتناب کنن.