انیمیشن ریک و مورتی، از چندین الگو برای ایجاد گره‌های داستانی پیاپی استفاده میکنه و شاید بشه همینو دلیل جذابیتش تا چندین فصل دونست. معمولا سریالا بعد از یکی دو فصل، روی دور تکرار میوفتن و بیننده رو کسل میکنن اما ریک و مورتی، در ابتدا خیلی پیچیده و پر از اتفاقات بداهه است و مدتی طول میکشه تا بیننده متوجه الگوهای تکراریش بشه. 
توی فصل پنجم، تقریبا تا حدی از پیچیدگی نحوه‌ی داستان‌سرایی کم شده و بیننده می‌تونه پیش‌بینی کنه که با توجه به موضوعی که انتخاب شده، قراره با چه اتفاقاتی رو به رو بشه.

این مطلب، قرار نیست که داستانو اسپویل کنه.

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

توی یکی از قسمتای این فصل، ما همون اول، یه ابر‌قهرمانو می‌بینیم که داره حرفای خیلی تبلیغاتی و از پیش نوشته شده‌ای در مورد حفاظت از محیط زیست میگه و خیلی برای سلامت سیاره، ارزش قائله. اینجا فورا آدم یاد اکولوژیستا یا این افرادی که تعصب خاصی روی مراقبت از محیط زیست دارن میوفته. 
افراط و تفریط توی افراد باورمند به این ایدئولوژی خیلی رایجه و برای سریال ریک و مورتی که حتی موجه‌ترین سنتای فکری رو به راحتی نقد میکنه و طی یه سری آزمایش ذهنی، نقاط ضعفشون رو نشون میده، اکولوژیستا خیلی خوراک راحت و خوبی هستن.

شاید مهم‌ترین ویژگی ریک رو بشه بدبینی بی‌حد و مرزش نسبت به همه‌ی الگوهای فکری دونست که بهش اجازه میده تا بدون وابستگی به هیچ سبک زندگی خاصی، راه خودش رو بره و تجاربی که دوست داره رو خلق کنه. هرچند که در بسیاری از مواقع، به سختی مسئولیت‌پذیری و همدلی خودشو نشون میده و اگه به این موضوع تن بده هم بیشتر به نفع خونواده‌ی خودش انجام میده.

در مورد ریک، شاید بشه گفت که وجه منفیش، خودخواهی و بی‌مسئولیتیش باشه اما بدبین بودنش، در عین جذابیت، یه ویژگی مثبت به حساب میاد و از این طریق، طعنه‌ی زیادی به رویکرد‌های سطحی نگرانه و البته رایجی میزنه که جوامع ما رو می‌چرخونن. بدبینی، به خودی خود یه رویکرد منفی نیست بلکه گاها می‌تونه از ما در مقابل سو‌استفاده‌هایی که می‌خواد ازمون صورت بگیره مراقبت کنه. بدبینی می‌تونه جلوی تاثیر منفی تبلیغات و شست و شوهای فکری و سیستمای پروپاگاندا رو بگیره و اجازه بده که اختیار زندگیمون، تا حد بیشتری دست خودمون باشه.

همیشه ما رو نصیحت میکنن که آدما رو قضاوت نکن یا سرت به زندگی خودت باشه اما این ایده، وقتی که یه عده از هر گوشه‌ای و پشت هر مانیتور کوچیک و بزرگی ظاهر میشن و ازمون میخوان که بهشون توجه کنیم یا بپذیریم که آدمای خوبی هستن و طرفدارشون بشیم، اونقدرا هم کارآمد نیست. 
زندگی بقیه اگه مدام مشغول خودنمایی و علنی نشون دادن خودشون نباشن، احتمالا به خودشون ربط داره اما وقتی یه چهره‌ی سرشناسی میاد و راجب فلسفه‌ی زندگی صحبت میکنه یا تلاش میکنه تا مردمو با حرفا و ظاهر زیبای خودش فریب بده که پول توی جیبش یا فالوراش بیشتر بشه، احمقانه است که بگیم قضاوتش نخواهیم کرد.

این در مورد افراد معمولی هم صدق میکنه و فقط مختص زندگی افراد سرشناس نیست. ما با زندگی و کارمون، روی زندگی دیگران تاثیر میذاریم و وجهه‌ی اجتماعی خاص خودمون رو داریم. نمی‌تونیم دیگران رو فریب بدیم و انتظار داشته باشیم که آدما همدیگه رو قضاوت نکنن یا بدبین نشن. بدبینی یه کار ذهنی بسیار منطقی، مخصوصا توی جوامعی هست که سیستم عدالت قابل تکیه نداره و در مقابل افراد نابهنجار، ارگان خاصی نیست که مسئولیت‌پذیری خودشو نشون بده. 
توی این انیمیشن، جری، پدر خونواده، یه شخصیتیه که به وجهه‌ی اجتماعیش اهمیت زیادی میده و دوست نداره که بقیه به شکل بدی قضاوتش کنن و ممکنه برای راضی نگه داشتن دیگران، دست به کارای احمقانه‌ی زیادی بزنه؛ در عین حال، به موقع‌اش می‌تونه به شدت خودخواه و شرور باشه و زندگی بقیه رو برای بقای خودش به خطر بندازه. جری رو میشه منفور‌ترین فرد خونواده در نظر ریک به شمار آورد و عملا باهاش اختلاف نظر زیادی داره.

ریک همچنین به شکل‌های سنتی ابرقهرمان بودن و ابرشرور بودن طعنه میزنه و توی یه کمدی تاریک، در مورد نقاط ضعف و روشای احمقانه‌ی این شخصیت‌ها که عمدتا توسط فرهنگ عمومی تحسین میشن صحبت میکنه و نسبت به محدودیت‌ها و حد و مرز حساس بین خیر و شر، کمابیش از آگاهی خوبی برخورداره. اون روی دیگه‌ای از هیجان ابرقهرمان بودن رو نشون میده که پر از میل به خودنمایی و ریاکاریه و سرنوشت آدما، درونش اهمیت زیادی نداره.

جمع‌بندی
نمیشه منکر نگاه خودخواهانه‌ی این انیمه به زندگی شد. هیچ کدوم از اعضای این خونواده رو نمیشه به خاطر افکارشون چندان تحسین کرد. ویژگی‌های سرگرم کننده‌ی خاصی دارن اما بقیه‌ی رویکرد‌هایی که حتی خوب میدوننش هم بیشتر فرمایشی و متظاهرانه هستن و صرفا بهشون حس اینکه توی مسیر صحیح هستنو میده. این در مورد شخصیت ریک هم صدق میکنه. اون اغلب کسله و از علم خودش، برای سرگرم شدن و فرار کردن از کسالت زندگیش استفاده میکنه، حتی اگر ایده‌هایی که به کار میگیره، غیر اخلاقی باشه. 
این حرفا به معنی بد بودن این سریال و تشویق شما به کنار گذاشتنش نیست. من به شخصه این انیمیشن رو دوست دارم و صرفا سعی میکنم تا محتوای فیلم و سریالایی که میبینم رو یکجا سر نکشم و نگاه نقادانه‌ای بهشون داشته باشم؛ چرا که فکر میکنم این کار میتونه از سلامت روانیم در مقابل محتواهای نامناسب، مراقبت کنه.