سالتبورن اینطوری بود که حتی تا اواسط فیلم هم انتظار نداشتم چیز زیادی برای ارائه داشته باشه ولی وقتی که تموم شد عملا فکم افتاد. 
این ازون فیلماست که حسابی بیننده رو راغب میکنه تا قضاوت انجام بده و راجب انگیزه‌ی شخصیتا حدس و گمانه زنی داشته باشه.

هشدار: رفته رفته کل فیلم اسپویل میشه.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

الیور  رو میشه به خیلی چیزا متهم کرد اما فارغ از قضاوتی که در ظاهر، شروع به خودنمایی میکنه، نگاه کردن به احساسات مختلفی که تجربه میکنه میتونه جذابیت داشته باشه. سفری که الیور طی میکنه مطمئنا براش پر از لذتای بیمارگونه و در عین حال، بی‌نظیر بوده. هرچند که در طول فیلم، این احساسات گرم و پویایی که تجربه میکنه چندان به سطح نمیاد اما خونسردی‌ای که در پایان و حین جشن و رقص تکی از خودش نشون میده، اینطور جلوه میکنه که انگار اون بارها از درون، چنین روزی رو دیده و اتمام هر مرحله از پروژه‌ی خودش رو جشن گرفته.

الیور توی همه چیز، دست و پا چلفتی و ناشی به نظر میرسه یا حداقل خیلی عادی و به چشم نیومدنی هست؛ تا زمانی که از نیروی جنسیش استفاده میکنه و انگار وقتی که تحت تاثیر این نیرو هست، قادر به انجام هر کاری میشه.

نگاهی که الیور به زندگی داره، یه نگاه نامشروع و طرد شدنیه اما الیور، لزوما نگاه خودش رو به اشتراک نمیذاره و صرفا باورهای خودشو زندگی میکنه. انگار که از درون میدونه که بدون این باورها و لذت‌ها، چیز بخصوصی برای ارائه به جامعه‌ی اطرافش نداره، ناپدید میشه و یه زندگی ناخوش‌آیند و کسل کننده در انتظارشه.

کلمه‌ای که فکر میکنم بیش از هر چیز، برای نامگذاری الگوی رفتاری شخصیت الیور و امثالش جامع و مانع هست، امیال سادومازوخیستیه. یعنی فرد از زجر دادن خودش و دیگران لذت میبره. فارغ از اینکه الیور چه هدفی از پیگیری سیاست‌های پیچیده‌اش داشت، یه نقطه‌ی تاریک و مبهم وجود داره و اونم اینه که چرا یه شخصیت بسیار باهوش با فرصتای مختلف برای رشد اجتماعی، همچین شیوه‌ی عجیب و بیمارگونه‌ای رو برای رسیدن به تجربه‌ی لذت انتخاب میکنه؟

الیور فقط دیگران رو آزار نمیده بلکه مسیری که طی کرد، پر از رفتارای خودآزارانه بود. در حالت عادی، وقتی کلمه‌ی سادومازوخیست رو میشنویم ممکنه صرفا یاد یه اتاق با دکوراسیون سرخ و سیاه و تمایلات جنسی خشونت آمیز بیوفتیم اما این کلمه، توصیف کننده‌ی بسیاری از الگوهای فکری و رفتاری ما در زندگی اجتماعی هم هست.

چیزی که امثال الیور و شخصیتای سایکوپات به طور مستقیم یا غیر مستقیم در اعترافات خودشون بهش اشاره میکنن اینه که جامعه، شکل نافرم و نابهنجاری داره و قابل تقدیس نیست. این دنیا، بیشتر از این که بر پایه‌ی محبت و همدلی شکل گرفته باشه، اراده‌ی آدما برای تبدیل کردنش به یه بازی قدرت و جنگل بدوی رو نشون میده. 
نه که از آدما ساخته نباشه که در همدلی زندگی کنن اما به شکل ریاکانه‌ای، نمی‌خوان که این اتفاق بیوفته. افراد سایکوپات، عمدتا با همین حرفا خودشون رو توجیه میکنن و هیچ شرمی در قبال آسیبی که به دیگران میزنن ندارن. اونا به مرحله‌ای رسیدن که صرفا نه برای بقای خودشون بلکه برای رسیدن به نوعی لذت، چیزی فراتر از لذت صرفا جنسی، به سراغ آزار دادن خودشون و دیگران برن.

اما در نقطه‌ی مقابل الیور، خونواده‌ی اشرافی‌ای قرار دارن که به عنوان طعمه، توجه الیور رو جلب میکنن. اگر بخوایم همه‌ی توجه خودمون رو به الیور معطوف کنیم، نقطه ضعف‌ها و آسیب‌پذیری این خونواده دیده نمیشه. هرچند که این خونواده، خیلی رویایی و متفاوت با چیزایی هست که هر روز می‌بینیم، اما نحوه‌ی رفتار و اندیشه‌شون، بسیار رایجه. اونا بسیار خودپسند هستن و با وجود اینکه هر کدوم از وسایل خونه‌شون از یه گوشه‌ی دنیا اومده و هر وقت که اراده کنن می‌تونن به هر گوشه از دنیا سفر کنن، اما نه تنها موجودات جهان وطنی‌ای به حساب نمیان بلکه شدیدا خودخواه هستن؛ یعنی حتی گروه‌زده و حامی خونواده هم نیستن بلکه در دنیای درونی خودشون، خواسته‌های بسیار فردگرایانه رو به شکلی بیمارگونه، دنبال میکنن.


حرفا و رفتارای مادر خونواده، به حدی شرم‌آور و عجیب و غیر منتظره است که آدم فکر میکنه داره جوک میگه، ولی واقعیت همینه که خیلی از آدما واقعا افکاری مثل این خانوم دارن و اتفاقا به همین شکل هم رفتار میکنن؛ صرفا شاید به اندازه‌ی این خونواده، صاحب ثروت، و بهونه‌هایی جهت تکبر ورزیدن نداشته باشن. 
الیور قدرت اینو داره که ریاکارانه عمل کنه، وگرنه ذاتا تفاوت بخصوصی با اهالی این خونه نداره. اونم به نوبه‌ی خودش از همدلی پایینی برخورداره.

جمع‌بندی
سالتبورن یه سناریوی غیر منتظره داشت؛ هرچند که برخی اونو به تکراری بودن متهم کردن اما حتی اگر یه تکرار هم در نظرش بگیریم، یه تکرار زیبا بود. فارغ از داستان، اتمسفرسازی جالبی رو شاهد هستیم و چهارچوب‌های زیبا و تاثیرگذاری از احساسات انسانی رو به تصویر کشیده. 
خیلیا به تصاویر جنسی و تمایلات عجیبی که الیور از خودش نشون میده انتقاد کردن اما سینما و هنرهای نمایشی، کتابای مدرسه نیست و یه رسانه برای همه‌ی گروه‌های سنی و فکریه.