دختر ترسناک یا scary girl یه انیمیشن فانتزیه که در ابتدا با تردید زیادی به سراغش رفتم چون امتیازش توی سایت مرجع، چنگی به دل نمیزد و پوستر و اسمش هم بهم این حسو میداد که قراره با یه داستان خیلی کلیشه‌ای که یه نگاه سطحی‌نگرانه به مسائل دنیای بچه‌ها داره رو به رو بشم؛ اما در نهایت، چیزایی داشت که غافلگیرم کرد و از دیدنش پشیمون نشدم.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

در واقع انتظار داشتم که دختر ترسناک، در رابطه با کاراکتری باشه که به خاطر ناخوش‌آیند بودن ظاهرش یا تفاوتی که با بقیه داره، همدلی لازمو دریافت نکنه و طرد بشه. اما این انیمیشن، سعی داره که عشق و قدرت درونش که می‌تونه به شرارت و بی‌رحمی غلبه کنه رو به تصویر بکشه. به موارد مختلفی میشه ایراد گرفت اما حسنای مختلفی داره. دختر ترسناک، یه انیمیشن با جزئیات زیاده، گرافیکش خلاقانه است و یه دنیای پیچیده رو به خوبی به تصویر میکشه، داستانش به خوبی غربال شده و نگاهش رو نمیشه سطحی در نظر گرفت.

اینطور آثار هنری، می‌تونن برای بیننده‌ی خودشون که توی سال‌های ابتدایی رشدش هست، الهام بخش واقع بشن و بهشون مفاهیمی در مورد انسانیت و عشق رو یاد بدن. این موضوعی هست که توی خیلی از انیمیشنا بهش پرداخته میشه و باعث میشه تا پایان‌های زیبا و شیرین زیادی ایجاد بشه و نوعی حس اطمینان و امنیت روانی رو برای بچه ایجاد کنه، و این باور براش ایجاد بشه که این مفاهیم مثبت، واقعا کاربردی هستن و میشه به کمکشون دل سنگو هم آب کرد.


مشکلی که با بعضی از این آثار دارم اینه که کمی به موضوع شرارت، نگاه سطحی‌نگرانه‌ای دارن. یعنی شخصیت منفی داستان که در حال بازی با زندگی طیف زیادی از مردمه، به خوبی غربال نشده و کمی راحت‌تر از اونچه که انتظار میره تحت تاثیر قرار میگیره. چیزی که در نظرم جالب نیست اینه که رو به رو شدن با همچین شخصیت‌هایی می‌تونه یه جور تصور واهی رو برای بچه درست کنه و بعد که ببینه شرارت و بی‌رحمی آدما خیلی پیچیده است و راحت نمیشه دلشونو نرم کرد، به کلی از انسانیت و مفاهیم خوبی که یاد گرفته دلسرد بشه.
این منصفانه‌تره که در مورد ماهیت سرسخت شرارت، با بچه‌ها صادق باشیم و محتوای خوبی رو در این زمینه تحویل‌شون بدیم. این کمک میکنه تا ذهن‌شون، به قضاوت کردن اونچه که به واقعیت دنیای ما شباهت داره خو بگیره, نه اینکه توی یه دنیای فانتزی گیر بیوفتن و یهو به دنیای واقعی و چالش‌هاش، پرت بشن. 
نشون دادن ذات سرسخت شرارت، به خودی خود یه موضوع بی‌رحمانه و غیر اخلاقی نیست؛ این کار وقتی غیر‌اخلاقی میشه که شما در کنار نشون دادن تاریکی، امید به حل شدن مشکل رو از بین ببری و به مخاطب، اینطور تلقین کنی که باید تسلیم چالش‌های پیچیده بشه. 
سطح واقع‌بینی این فیلم نسبت به تاریکی رو میشه کمی بهتر از انیمیشنایی در نظر گرفت که این روزا ترند هستن و بر حسب اتفاق، خیلی هم تحسین میشن. 
***

تصویر ایده‌آلی از زیستن 
یکی از ادعاهای جالب شخصیت منفی این داستان، تصویری هست که از مخلوق ایده‌آل ارائه میده. اون توی دنیایی که انواع هیولاها با آناتومی‌های مختلف وجود دارن، سعی داره که همه‌شون رو تبدیل به گونه‌های انسانی کنه و این رو راه حل مشکلات‌شون میدونه. در حالی که توی دنیاشون، تفرقه و خشونت موج میزنه و از همدلی پایینی برخوردارن، کار این مغز شرور هم راحت‌تر میشه. 
با این وجود، دنیای هیولاها می‌تونست بدون تغییر دادن ویژگی‌های کالبد فیزیکی‌شون هم به وضعیت ایده‌آل‌تری برسه و نیازهای خودشون رو به کمک توانایی‌های خاصی که هر کدوم‌شون دارن برطرف کنن.
درسته که ما آدما ظاهر و آناتومی‌های نسبتا مشابهی داریم اما درست مثل دنیای هیولاهای این انیمیشن، از توانایی‌های ذهنی متفاوتی برخورداریم. ما می‌تونیم مکمل همدیگه باشیم به شرط اینکه در مقابل همدیگه و همچنین در مقابل توانایی‌های خودمون، مسئولیت‌پذیر باشیم. اگر قدرتی داریم، اونو صرفا برای افزایش منفعت شخصی‌مون، به شکل خودخواهانه‌ای به کار نگیریم بلکه واقعا به این فکر کنیم که چطور میشه به شکل اخلاقی‌ای از این توانایی استفاده کرد و زندگی دیگران رو مورد سو‌استفاده قرار نداد. 
این موضوعیه که در جریان این انیمیشن، به خوبی، ساخت و پرداخت شده و دیدنش می‌تونه حتی برای افراد بالغ هم جذابیت داشته باشه.

جمع‌بندی
حتی برای افرادی که سنین کودکی رو پشت سر گذاشتن اما به دنیای فیلم و سریال علاقه دارن، دیدن انیمیشن، می‌تونه بخشی از سرگرمی جدی و معنادارشون باشه و توی این دسته از محتوای بصری هم به دنبال مفاهیمی برای فکر کردن باشن. اگر از این دسته افراد هستید، scary girl میتونه انتخاب خوبی باشه و احتمالا خوراک ذهنی جالب و سرگرم کننده‌ای رو در اختیارتون قرار میده.