کتاب EATING DISORDERS AND OBESITY:
HOW DRUGS CAN HELP
 

اختلالات خوردن و چاقی: چگونه داروها می‌توانند کمک کنند

نقل قول‌های جالب کتاب:

قبل از اینکه هر غذایی را در دهان خود قرار دهیم، معمولاً می‌توانیم آن را ببینیم و اغلب بوی آن را حس کنیم. این محرک‌های پیش از بلع، وقتی مثبت باشند، تغییراتی را در دستگاه گوارش ایجاد می‌کنند که برای هضم غذا، یعنی «مرحله سفالیک» که اولین بار توسط پاولوف در سال ۱۸۹۵ توصیف شد، آماده می‌شود. پس از قرار دادن غذا در دهان (بلعیدن آن)، آن را می‌جویم و سپس می‌بلعیم. وقتی غذا در دهان قرار می‌گیرد، گیرنده‌های دهانی و بویایی را تحریک می‌کند. ما از تجربه خود می‌دانیم که هر چه طعم غذا خوشمزه‌تر باشد، تمایل بیشتری به خوردن آن داریم. عکس این قضیه نیز صدق می‌کند. به طور کلی‌تر، می‌توانیم بگوییم که چنین تحریک «پیش حسی دهانی» عامل تعیین‌کننده مهمی در اندازه وعده غذایی مصرف شده است. محرک‌های حسی دهانی، وقتی لذت‌بخش باشند، «بازخورد مثبتی» ارائه می‌دهند، به این معنی که ادامه خوردن را تقویت می‌کنند. چشایی از طریق چندین سطح عصبی-آناتومیکی در مغز عمل می‌کند (اسکات ۲۰۰۱)، و سیگنال‌ها از گیرنده‌های چشایی در زبان و کام به بصل النخاع، پل مغزی، تالاموس، قشر مغز، آمیگدال و هیپوتالاموس منتقل می‌شوند. کنترل بهینه اشتها زمانی اتفاق می‌افتد که سیگنال‌های حسی دهانی با سیگنال‌های ناشی از معده و روده همراه شوند (فرنچ و سیسیل ۲۰۰۱).
 

حیوانات آزمایشگاهی پس از توقف غذا خوردن و قبل از شروع دوباره غذا خوردن، مجموعه‌ای از رفتارهای مشخص را از خود نشان می‌دهند: که به آن «آبشار سیری» می‌گویند (بلاندل، ۱۹۹۲). انسان‌ها بسیار متغیرتر هستند.

مقدار غذای خورده شده در وعده غذایی بعدی، یا در واقع در هر وعده غذایی خاص، بسیار کمتر قابل پیش‌بینی است. همانطور که اسمیت اظهار می‌کند، "کنترل اندازه وعده غذایی با کنترل تعداد وعده غذایی متفاوت است. بنابراین مدت زمان غذا خوردن و مقدار غذای خورده شده در طول یک وعده غذایی توسط مکانیسم‌هایی تعیین می‌شود که پس از شروع غذا خوردن، خوردن را ادامه می‌دهند" (اسمیت ۲۰۰۰).