نقد و بررسی انیمیشن WALL-E 2008
31 اردیبهشت · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی انیمیشن WALL-E 2008| وال-ای
وال-ای رو شاید بشه یکی از موفقترین انیمیشنای دو دههی اخیر در نظر گرفت که با داستان و گرافیک بسیار جذابش، نهفقط بچهها بلکه بیشتر از اون، مخاطبین بزرگسال رو تحت تاثیر قرار داد. اگر دنبال یه کار خونوادگی جالب هستید، وال-ای از توصیه شدههاست و امتیازای خیلی خوبیو هم از مخاطبا و هم از طرف منتقدین، دریافت کرده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
همزاد پنداری با شخصیت وال_ای کار دشواری نیست. اون شبیه به خالصانهترین و ابتداییترین احساسات معصومانه و عاشقانهای هست که درون هر انسانی ممکنه شکل بگیره. دنیایی که وال_ای درونش زندگی میکنه، مشخصا به یه وضعیت پساآخرالزمانی رسیده و ربات کوچولو، خودش با خودش تنهاست.
اون یه روزمرهی جالب داره که از همون ابتدا، اونو متفاوت با یه گونهی بشری نشون میده ولی در عین حال، خواستهها و علایقش در همپوشانی با یک ذهن انسانیه و اشتیاق به کشف و کسب تجربه رو میشه توی الگوهای رفتاری وال_ای دید.
در حال حاضر، امتیاز گوگل این انیمیشن، 92 درصد و در سایت IMDb هم با درصد مشارکت بسیار بالایی به امتیاز 8.4 رسیده. این امتیاز، نتیجهی مشارکت بیشتر از 1 میلیون نفره و رسما باعث شده تا وال_ای، تبدیل به کارای برتر این سایت نقد بشه.

عشق خالصانه و وفاداری، موضوعی هست که در دنیای ما بسیار کمیاب شده و اینطوری هم نیست که ضمیر ما با چنین مفاهیمی ناآشنا باشه. بعضی از ما عادت کردیم و خیلی وقته که از انسانیت ناامید شدیم، بعضی تصمیم گرفتیم که شبیه همون افرادی بشیم که ما رو قربانی خیانت و سواستفاده کردن. وال_ای، افکار، خواستهها و شخصیت آشنایی داره و خوب میدونیم که وال_ای بودن، برخلاف ظاهر ساده اش، اصلا هم کار آسونی نیست. بخصوص وقتی قراره که امتحان خودتو در یک جامعهی واقعی که پر از دروغ، خیانت و شرارت هست پسبدی.
وال_ای رسما آخرین بازمانده از گونهی خاص خودش بهحساب میاد. درک وظیفهای که برای این نوع از رباتها درنظر گرفتهشده کار سختی نیست. امثال وال_ای ساخته شدن تا کار کنن و بدون هیچ احساسی، نیازهای یک جامعه رو برطرف کنن.

میشه حدس زد که جامعه دچار وضعیت نابهنجاری شده و وال_ایها نتونستن زیر سایهی گونههای انسانی مسئولیتپذیر، بقا و دوام خودشون رو حفظ کنن.
وال_ای رو میشه یه نسخهی تکاملیافته بهحساب آورد که از چرخهی روزمرهای که براش طراحی کردن و نوشتن، خارج شده و سیر تکامل خاص خودشو طی کرده. وال_ای نمونهی شخصیتی هست که علایق متعدد و خاص خودشو دنبال کرده و با همون امکانات و فرصتهایی که در اطرافش هست، شروع به ماجراجویی و اکتشاف کرده. هرچند که درابتدا اون هیچ جفت و دوستی نداره و با اشیایی که اطرافش هستن تنهاست، اما میشه عشق و خلوص درونی این موجود رو حس کرد و این ویژگیها، در نتیجهی اهمیتی که به علایق و تجربیات خلاقانهاش میده قابل درکه.

ترس از عشق ورزیدن
ترس از عشق، هرچند اصطلاح رایجی در فرهنگ عمومی نیست اما بحث در موردش رو میشه تا کتابای فلسفی بسیار کلاسیک هم جستوجو کرد. ترس از عشق میتونه در قالب کنارهگرفتن از کسب تجارب جدید، عدم علاقه به نشون دادن همدلی، عدم اشتیاق برای تعامل سالم با انسانها و همچنین در تضاد با انگیزهها و اهدافی که دنبال میکنیم ظاهر بشه.
ما از عشق، انتظار داریم که دشواری خاصی مثل لزوم مسئولیتپذیری و تعهد رو جلوی پای ما قرار نده و یا ما رو وادار نکنه که در مقابل جنبههای منفی شخصیت آدما یا فرهنگ جامعهی اطرافمون واکنش نشون بدیم.
وقتی وال_ای رو با همچین گزارههایی مورد بررسی قرار بدیم، میشه حس کرد که اون انگیزههای روشنی داره و براساس این انگیزهها هم خیلی خلاقانه عمل میکنه و با شرایط جدید، به سازگاری میرسه. اون همیشه مشتاق عشق هست و براش فرقی نمیکنه که صرفا یه هم سیارهای داشته باشه یا وارد یه جامعهی خیلی بزرگ بشه. شاید بشه همین موضوع رو دلیل قدرت بقای بسیار بالای این موجود دونست.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان انیمیشن رو لو بده.

آدمهایی که ایو برای خدمت بهشون به سیارهی وال_ای سفر فرستادن، افرادی هستن که بهشدت خودشون رو ایزوله کردن و به یه زندگی بیتحرک خو گرفتن. این انسانها مشخصا با اشتیاق کمی زندگی میکنن و متوجه نیستن که سبک زندگیشون چقدر باعث شده که ضعیف بشن و مسیر رشدشون تا حد زیادی مختل بشه.
وال_ای بهعنوان فردی که برای عشق و آزادیش ارزش زیادی قائله، عملا تبدیل به ناجی چنین جامعهای میشه و کمکشون میکنه تا بتونن به شکل ماجراجویانهتری زندگی کنن و به سیارهای برگردن که بهش تعلق دارن و محیط مناسبی برای رشد و تکامل پیدا کردنشون هست.
آناتومی بدن انسانهایی که توی این انیمیشن میبینیم، بهطور استعاری، شبیه به بچههایی شده که دست و پاهای تپلی دارن و چندان قادر به فعالیت فیزیکی نیستن و به همین اندازه هم آگاهی خودشون رو نسبت به انسان بودن و ماجراجوییهایی که پیش از این داشتن از دست دادن. گیاهی که وال_ای و ایو نجاتش میدن هم تصویری از رشد هست که حتی در بدترین شرایط هم بالاخره راه خودشو پیدا میکنه و مشتاقانه در سیارهای که یه دورهی آخرالزمانی رو پشت سر گذاشته، مجددا رشد میکنه.
انتخاب دو ربات بعنوان ناجی نوع بشر، نگاه خوشبینانهای نسبت به تکنولوژی ایجاد میکنه. این موجودات دست ساخته، چنانچه بتونن از هوش انسانی و شعور برخوردار بشن، درست مثل ما آدمها میتونن در مورد خوب و بد، دست به قضاوت بزنن.
هرچند که در دنیای واقعی، ما لزوما همچین دست ساختههایی نداریم اما بدبینی و خوشبینیهای بعضا افراطیای نسبت به تکنولوژیهای جدید و ماهیتشون وجود داره. برخی میترسن که دست ساختههای جدید، قدرتی پیدا کنن که برعلیه خوده ما کار کنن. چرا بشر باید اینقدر از دستساختهی خودش بترسه؟ مگهنه اینهکه ما خودمون اخلاقیات رو به هوش مصنوعی و دستساختههامون یاد میدیم؟
بدبینی نسبت به اونچه که قادر به ساختش هستیم رو میشه کمابیش منطقی در نظر گرفت. دلیلش هم اینه که ما انسانها به عنوان خالق این تکنولوژیهای جدید، عملکرد چندان جالبی در قبال همنوعان خودمون نداشتیم و تاریخ ما پر از تصمیماتیه که برعلیه خوده ما کار کردن و تمدن انسانی رو تا مرز انقراض هم بردن.
چهبسا که درحال حاضر هم بوی جنگ و نابودی، مرتبا به مشام میرسه و میشه حس کرد که انسانها تا چهاندازه، خودخواه هستن و در مقابل همدیگه، حس مسئولیتپذیری چندان دندونگیری ندارن.
جمعبندی
زمانی که ما بهعنوان موجوداتی که دارای قدرت تاثیرگذاری زیاد، در تعیین سرنوشت سیاره هستن؛ به حد مناسبی از مسئولیتپذیری برسیم، میشه انتظار داشت که تکنولوژی هم به نفع ما کار کنه و ما بتونیم واکنش بهموقع و مناسبی در مقابل پیامدای مخرب این دست ساختهها نشون بدیم.
با این وجود آیا ما واقعا میتونیم بگیم که خواستیم که از ارادهمون برای کمک به رشد دیگران استفاده کنیم؟ آیا رشد زندگی خودمون رو در گرو رشد جمعی میدونیم یا بهراحتی حاضریم که تصمیمات خودخواهانهای رو اتخاذ کنیم؟ دنیای ذهنی وال_ای، دنیای زیبایی هست که شانس رشد و بقای قابل توجهی رو داره اما آیا تحسینکنندههای این شخصیت هم حاضرن افکار و جهانبینی وال_ای رو زندگی کنن؟