عنوان کتاب:
Wade N. - Perception and Illusion_ Historical Perspectives (2004)

وید ن. - ادراک و توهم _ دیدگاه‌های تاریخی (۲۰۰۴)

نقل قول‌های جالب:
عوامل بسیار دیگری نیز وجود داشتند که رنسانس را در طول قرن‌های پانزدهم و شانزدهم شکل دادند. این عوامل شامل کاهش قدرت کلیسای کاتولیک روم، همانطور که در اصلاحات و استقرار پروتستانتیسم مشهود است؛ اختراع ماشین‌های چاپ؛ و انقلاب کوپرنیکی بود که زمین را به عنوان بخشی جانبی از یک جهان بزرگتر قرار داد

اختراع پرسپکتیو خطی در اوایل قرن پانزدهم تحت تأثیر ترجمه‌های لاتین کتاب پرسپکتیوای قرون وسطایی قرار گرفت که هم نورشناسی فیزیکی و هم نورشناسی فیزیولوژیکی را توصیف می‌کرد. نظریه‌های تشکیل تصویر روی سطحی در مقابل چشم منجر به نقاشی‌هایی شد که نورشناسی دنیای واقعی را دقیق‌تر منعکس می‌کردند و صحنه‌های واقعی و همچنین تمثیلی به تصویر کشیده می‌شدند.

توهم ماه - ظاهر بزرگتر آن در نزدیکی افق نسبت به بالای آسمان - البته یک توهم اندازه است، اما به عنوان یک توهم فاصله نیز تفسیر شده است. توهم ماه در گذشته یک معما بود و معمایی است که هنوز هم پابرجاست. تلاش‌های مدرن برای توضیح آن همچنان مشکل‌ساز است (به RossandPlug، ۲۰۰۲ مراجعه کنید). این یک نمونه بارز از توهم است زیرا مشاهدات سازگار بوده‌اند اما تفسیرها یک تغییر تدریجی را نشان داده‌اند: در ابتدا به عنوان یک مسئله فیزیک، سپس فیزیولوژی و در نهایت روانشناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. توهم آسمانی مدت‌ها قبل از ارسطو شناخته شده بود. پلاگ و راس (۱۹۸۹) کتیبه‌ای به خط میخی از قرن هفتم پیش از میلاد بر روی لوح گلی از نینوا را توصیف می‌کنند که می‌توان آن را به عنوان توصیف این پدیده تفسیر کرد. روایت ارسطو واضح بود و او تغییرات اندازه را به اثرات مه ربط داد: «خورشید و ستارگان هنگام طلوع و غروب بزرگتر از نصف النهار به نظر می‌رسند» (راس، ۱۹۳۱، صفحه ۳۷۳ب). این اساساً توضیحی بود که بطلمیوس در المجسطی ارائه داد، با وجود اینکه او اذعان داشت که اشیاء در یک محیط نادرتر کوچکتر به نظر می‌رسند: «درست است که اندازه واقعی آنها [اجرام آسمانی] در افق بزرگتر به نظر می‌رسد. با این حال، این نه به دلیل فاصله کمتر آنها، بلکه به دلیل جو مرطوب اطراف زمین است که بین آنها و دید ما قرار می‌گیرد.