معرفی و بررسی سریال Zorro| زورو اسپانیایی
1 خرداد · · خواندن 3 دقیقه
وقتی که داشتم سریال زورو رو دانلود میکردم، انتظار نداشتم که چیز چندان دندون گیری رو تحویلم بده. اول به این خاطر که یه سریال اسپانیاییه و معمولا کم پیش میاد که چیز چندان حرفه ای و جالبی ارائه بدن، دوم به خاطر امتیازش هست. پوسترش هم تصویر یکی از بازیگرای سریال الیته که مشخصا ازش انتظار زیادی نداشتم.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
اولین چیزی که حین دیدن این سریال توی ذوقم زد، اکشن کار بود. کار قراره اکشن باشه درسته؟ قراره که با مبارزه و تهاجم، شما رو به وجد بیاره؟ خب اکشن کار خیلی فیک و سطحیه. کارگردان، به جای این که به بازیگرا یکم تعلیم بده یا از بدلای خوبی استفاده کنه، گفته یکم چخ چخ کنید و بعد با تکنیکای فیلم برداری و اسلوموشن کردن پرواز شمشیر در آسمان، فکر کرده که میتونه به هیجان کار، اضافه کنه.
این کارا شاید برای بعضی ها جالب و دیدنی جلوه کنه ولی کسی که چشمش به اکشنای جالب تر و حرفه ای تری عادت کرده، دیدن همچین سریالی بدجوری میزنه توی ذوقش و قابل درکه که چرا امتیاز این سریال، اینقدر پایینه.
این سریال، بازسازی مدرنی از داستان کلاسیک زورو به حساب میاد و تلاش کرده تا با ترکیب ژانر اکشن، ماجراجویی و درام، نقطه عطف خودش رو شکل بده اما در تکرار بسیاری از کلیشه ها، ناشیانه عمل کرده.

داستان در مورد دیگو د لا وگا، زمین دار جوان در سال 1834 هست که به عنوان زورو، نقاب به چهره میزنه و سعی داره از مردم تحت ستم کالیفرنیا حمایت کنه.
قهرمان تک رو و عدالت عامه پسند
زورو نمونه ای از یه قهرمان تک رو به حساب میاد که با اقدامات فردی و بدون وابستگی به ساختارهای اجتماعی، سعی میکنه تا عدالت رو اجرا کنه. در داستان های زورو، تمرکز روی اقداماتی هست که تاثیر فوری و آنی ایجاد میکنن و این داستان هم این الگو رو کاملا تکرار کرده. نحوه ی اجرای عدالت زورو، لزوما همیشه منطقی جلوه نمیکنه و پیچیدگی چندانی نداره. نحوه ی قهرمان بازی های این شخصیت، انگار که صرفا برای ایجاد نوعی جذابیت عمومی طراحی شدن؛ به ویژه میتونن برای مخاطبایی که دوست دارن عدالت رو به سرعت و بدون پیچیدگی عملی کنن، زورو یه شخصیت خیلی ایده آله.
زورو ایده آل فرهنگیه که منتظر یه قهرمان و نجات بخشه تا بدون وابستگی به بوروکراسی یا سیستم های اجتماعی، مبارزه کنه.

در دنیای واقعی، عدالت بدون همکاری و سازمان دهی و تعامل اجتماعی، بیشتر شبیه یک فانتزیه. در مورد چنین قهرمانایی، به هیچ عنوان تاثیر داستانشون رو مثبت نمیدونم و فکر میکنم که میتونه سطح خودخواهی آدما و عدم توجه شون به اشتباهاتی که در طولانی مدت، باعث ایجاد فساد سیستماتیک میشه رو افزایش بده.
جمع بندی
تاکید زیاد روی قهرمان های تک رو، میتونه مخاطب رو به این باور برسونه که مشکلات فقط با اقدام فردی و بدون توجه به ساختارهای گسترده، قابل حل هستن که این تصویر، لزوما واقعی به نظر نمیرسه.
چنین قهرمانایی شانس اینو دارن که به صورت ناخودآگاه، نوعی فرار از مسئولیت های جمعی رو تقویت کنن؛ یعنی آدما به جای تلاش برای بهبود ساختار جامعه، دنبال راه حل های کوتاه مدت میرن. همچین رویکردی می تونه مانع از درک عمیق دلیل مشکلات و ایجاد تغییرات پایدار در سیستم های اجتماعی و سیاسی بشه.