نقد و بررسی انیمه ی Spirited Away 2001
2 خرداد · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی انیمه ی Spirited Away 2001| شهر ارواح
شهر ارواح یکی از کارای تحسین شده و موندگار دنیای انیمه است که شاید بهلحاظ داستانی، با انیمههای عمدتا ترند و محبوب، تفاوت داشته باشه. اتفاقات و نمادپردازیهای درون این انیمه، بسیار سیال هستن و به بیننده اجازه میده تا بهجای دریافت آنی یک مفهوم منسجم، بارها بهش فکر کنه و انیمه رو مورد قضاوت قرار بده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
بعضیا از این مدل داستان پردازیها خوششون نمیاد چراکه نمیخوان کارگردان، تنهاشون بذاره و منظورش از محتوایی که مجسم کرده رو صریحا بیان نکنه، اما برای برخی، همچین محتوایی، چالش برانگیز و سرگرم کننده است.
طبق روال همیشگی، اول سراغ امتیازای انیمه میریم تا ببینیم تونسته چه تاثیری توی ذهن بینندهها بذاره. شهر ارواح آقای میازاکی، تا الان تونسته امتیاز 8.6 رو از سایت IMDb و 95 درصد پسند مخاطبای گوگل رو به دست بیاره که این برای من تصویری از اینه که بینندهها به مراتب، بیشتر از منتقدین، از این انیمه خوششون اومده و تحسینش کردن.
این انیمه تونسته چندین ژانر محبوب رو پوشش بده منجمله ژانر اکشن، ماجراجویی، فانتزی، معمایی، درام و متافیزیکی. همچنین جامعهی هدفش یعنی بچههای درحال بلوغ و نوجوونا، ممکنه بهراحتی بتونن با شخصیتای اصلی این انیمه همزادپنداری پیدا کنن.
زمانی که بچهها دورهی کودکی رو پشت سر میذارن و مرز بین نوجوانی و کودکی رو تجربه میکنن، بهسرعت وادار به قضاوت جامعهای میشن که قرار هست بقیهی عمرشونو هم درونش زندگی کنن. قطعا خیلی از عرفای جامعه به مزاجشون خوش نمیاد و دوست ندارن که با نابهنجاریها یا بعضا مسئولیتهایی که روی دوششون قرار میگیره کنار بیان.

دنیای درون این انیمه، بسیار سوررئاله و شبیه روایت یک خواب طولانی هست که هر فردی میتونه با رجوع به تجربهی خودش از زندگی و دیدگاهی که نسبت به جامعه داره، سمبلهای مختلفش رو تفسیر کنه.
نمادپردازی در کار شهر ارواح، با قدرت خوبی صورت گرفته و لزومی نداره که سازنده بیاد بگه من سعی کردم یه کار نمادین درست کنم. بیننده از اولش اون فانتزی و سیالیت داستان رو درک میکنه و میتونه بارها در حین مرور انیمه، شروع به شکستن سمبلها کنه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان انیمه رو لو بده.

آیا رابطهی بین چیهیرو و هاکو یه رابطهی عاشقانه است؟
هاکو یه پسر جذابه که از ابتدا هوای چیهیرو رو داره و سعی میکنه ازش دفاع کنه اما نوع رابطهشون چیزیه که برای بسیاری از بینندهها مرموز مونده. بعضیا عقیده دارن که رابطهشون عاشقانه است ولی خیلیا هم این حرفو رد میکنن و عقیده دارن که رابطهشون ناشی از حس دلسوزی، انسان دوستی و همدلی بالاشون هست.
نوع حمایتی که ایندو از همدیگه انجام میدن، شباهت زیادی به یه رابطهی عاشقانه داره ولی جوری که هاکو خودشو معرفی میکنه، میشه اینطور حس کرد که هاکو، تصویر مردانهای هست که چیهیرو در درون ناخودآگاهش، از هویت خودش داره.
هاکو درست مثل چیهیرو، لزوما فرد کاملی نیست و نقاظ ضعف خودشو داره. اما ایندو بههم کمک میکنن تا بتونن به نقاظ ضعفشون غلبه کنن و تبدیل به نسخهی بهتری از خودشون بشن. فکر نمیکنم ایرادی داشته باشه که مخاطب فکر کنه ارتباط بین چیهیرو و هاکو یه ارتباط عاشقانه است.

آیا شهر ارواح به سیستم سرمایهداری طعنه میزنه؟
بعضیا عقیده دارن که انیمهی شهر ارواح، بهطور سمبلیک به سیستم سرمایهداری طعنه میزنه. علاوهبر سمبلهایی مثل خوک و مصرف خوراکیهای زیاد، میشه یه سیستمی رو دید که برای خدمت کردن به یه طبقهی ثروتمند و خوشگذرون ساخته شده.
اما لزوما این سیستم سرمایهداری نیست که زیر سوال میره. محتوای انیمه در همپوشانی خوبی با برخی مفاهیم اخلاقی و عرفانی شرقی هست که آدما رو به سختکوشی و دوری از طمع دعوت میکنه. یعنی محتوای این سریال، صرفا دورهی زمانی فعلی رو پوشش نمیده و بهسراغ الگوهای رفتاریای میره که در هر دورهای ممکنه از انسانها سر بزنه.
شخصیتایی که در دنیای فانتزی، روبهروی چیهیرو قرار میگیرن، لزوما شکل انسانی ندارن و شبیه به تجلی انتزاعی و سمبلیک ایدهها، عقاید، کهن الگوها و موجودات افسانهای هستن.
چیهیرو برای بازگشت به دنیای واقعی، یه سفر اودیسهوار رو میگذرونه که با وجود سختیهای زیادش، در پایان باعث تحول روحی و تکامل ذهنیش میشه.
چیهیرو درحال پاگذاشتن به دنیای بزرگسالیه و از وضعیت زندگی و مهاجرتشون هم ناراضیه. پدر و مادر، زمانی که چیهیرو وارد شهر ارواح میشه، میتونن سمبلی از باورا و ارزشایی باشن که دختربچه، از فرهنگ اجداد خودش به ارث برده. فرهنگ جامعهی ما تاحد زیادی شبیه به پدر و مادرمون هستن. ما درست مثل پدر و مادرمون، نمیتونیم انتخاب کنیم که توی چهجور جامعهای متولد بشیم.

باظهور ناسازگاری، فرد ممکنه به این فکر کنه که تبدیل به یه شخصیت ناسازگار و ضد اجتماع بشه یا با روشای غلط درون جامعه، بقای خودشو حفظ کنه. نحوهی جامعهپذیری و کنار اومدن با هنجارهای درون جامعه، جزو مهمترین انتخابهایی هست که در سالهای ابتدایی بلوغ، ما رو وادار به تصمیمگیری و شکل دادن به شخصیتمون میکنن.
میشه حس کرد که چیهیرو ریشههای خودشو از جامعه قطع نمیکنه اما اینطوری هم نیست که تصمیم بگیره شبیه بقیهی مردم جامعه زندگی کنه. کائوناشی یا موجود بیچهرهای که توی این انیمه میبینیم، خوی خشن و سرکشی هست که در درون چیهیرو وجود داره اما در نهایت، با مدیریت خوده چیهیرو رام میشه. هرچند که ماهیت مرموز خودشو حفظ میکنه اما از چیهیرو تاثیر میپذیره.
پیامهایی مثل لزوم شجاعت، عشق ورزیدن و دوستی، به شکل واضحی در جریان این انیمه منتقل شدن اما آیا میشه نقد منفیای هم نسبت به داستان این انیمه مطرح کرد؟
کالبد شکافی انیمهی شهر ارواح
بینقصترین و تحسین برانگیزترین سناریوها هم ممکنه نوعی ایراد رو درون خودشون داشته باشن که بعضا پیدا کردنشون دشوار باشه چون همهی پیغامهای یک داستان، آشکار و واضح نیستن و صرفا با ناخودآگاه ما ور میرن.
بهینهترین سوالی که میشه برای رسیدن به این تاثیرات پنهان مطرح کرد اینه که: دیدن این انیمه تونست چه احساساتی رو درونم زنده کنه؟
داستان شهر ارواح، بارها به مرزهای توهمگرایی نزدیک میشه و میشه حدس زد که منطق داستانی خودشو از دست میده. اینکه یه داستانی تخیلی و فانتزیه لزوما به این معنی نیست که توهمگونه است.
توهم برای اشاره به تجاربی به کار میره که ارتباط ما با واقعیت زندگی رو مختل میکنن و نهتنها به رشدمون کمک نمیکنن بلکه قادرن بهمون آسیب بزنن.
اگر فرض بگیریم که شهر ارواح، تجسمی از افکار روزمرهی چیهیرو هستن، میشه گفت که چیهیرو همچنان یهسری رویکردای پوچگرایانه رو دنبال میکنه و برای یهسری از سوالای بنیادی زندگیش، جوابهای بهینهای دست و پا نکرده.
جهانبینی چیهیرو با کار سخت و انضباط زیاد گرهخورده و فرد بهسختی میتونه لذتهایی که دوست داره رو با اعتماد به خودش دنبال کنه. در واقع درک زیادی از حس لذت وجود نداره و بهشکل محافظ کارانهای، از انواعی از لذتها دوری میشه.
چیهیرو خودشو ملزم به عشق ورزیدن میدونه اما مشخصا چندان امید و انتظار نداره که بتونه عشق چندان دندونگیری رو از جامعهی اطرافش بهدست بیاره و در این مورد، چندان نگاه انتقادیای به دنیا نداره.
عشق، یک ارتباط دوجانبه است. عشق ورزیدن یکطرفه و انتظار نداشتن دریافتش از دیگران، روح آدم رو فرسوده میکنه و شبیه موجودی میشیم که روی میز قصابیه و تکهتکه درحال از دست دادن بدنش هست.
جمعبندی
البته هیچ کدوم از این حرفا به این معنی نیست که شهر ارواح یه انیمهی نامناسبه و ارزش دیدن نداره. شهر ارواح همچنان جزو کارای جالب و توصیهشده است که مشخصا سازندههاش ریسک بزرگی کردن و شجاعانه ایدههای پیشروی خودشون رو بخصوص در زمینهی داستان سرایی بهتصویر کشیدن.
دیدن کارهای نمادین میتونه در هر سن و دورهای، احساس نسبتا متفاوتی رو درونمون زنده کنه و شاید همین هم باعث شده تا شهر ارواح، تبدیل به نوستالژی افرادی بشه که تونستن از دیدنش لذت ببرن.