نقد و بررسی فصل اول سریال Euphoria
4 خرداد · · خواندن 5 دقیقه
یوفوریا رو بهخاطر اینکه یه فیلم سرگرم کنندهی آمریکایی با بیان صریح مسائل بزرگسالان هست معرفی میکنن و این در حالیه که اگه به عنوان یه فیلمباز و فرد علاقهمند به دنبال کردن سناریوهای پیچیده و جالب به سراغش برید، میتونید تفاوتش با سریالایی که با تکیه به جذابیت های بازیگرای خوشچهره ساخته میشن رو درک کنید.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
موضوع اصلی یوفوریا، مواد مخدر و تاثیر بدش روی روابط افراد درون جامعه است. تعداد شخصیت های کلیدی این سریال، زیاده و همین بهش پتانسیل خوبی داده که برای چندین فصل، غربال بشه. یکی از مشکلاتی که در سریالهایی با شخصیتهای متعدد پیش میاد اینه که روابط علت و معلولی، به شکل سطحی نگرانهای طراحی میشن یا بسیاری از خطوط داستانی، بسته نمیشن و ناقص میمونن، اما در داستان یوفوریا، همه توی تکمیل پازل اصلی، نقش خوبی دارن و ما به تدریج، با شخصیتشون و گذشتهای که پشتسر گذاشتن، آشنا میشیم.
یوفوریا در مورد تکانه ها و تروما های اشخاص درگیر داستان صحبت میکنه. اتفاقات بدی که شخصیتشون، ترساشون و آرزوهاشون رو شکل داده.
این یه سریال خوش ساخت آمریکاییه که علاوه بر مزیت سرگرم کننده بودن، در مورد نابهنجاری هایی که درون جامعه است، مسئولیت پذیری به خرج داده و میتونه ذهن بینندهشو در مورد این موضوعات که بعضا تبدیل به کلیشه شدن، هوشیار تر کنه. جزئیات فیلم خیلی زیاده و پتانسیل اینو داره که ذهن بیننده رو به خودش مشغول کنه تا منظور واقعی شخصیتها رو درک کنه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه محتوای فصل اول سریال رو لو بده.
ما جامعهی آمریکا رو بهعنوان یه جامعهی آزاد میشناسیم و چیزی که توی فیلم و سریالاشون میبینیم اینطوریه که شخصیتها رو تشویق میکنن تا برونگرا باشن، با جامعه آشنا بشن و از سال های جوانیشون برای خوش گذرونی و حضور توی مهمونی و پارتیا استفاده کنن.
این سریال دقیقا از همین الگوها پیروی میکنه اما در عین حال، لایههای تاریکی رو به تصویر میکشه که افراد درون اون جامعه، فقط امیدوارن که از کنار این تاریکی ها نگذرن و این اتفاقات بد، براشون نیوفته.

جامعیت، خودش رو حامی شهرونداش نشون میده اما وقتی که اتفاقات بدی برای افراد میوفته و منافع جمعی شون رو در خطر میبینن، به سختی می تونن قانون مداری خودشون رو حفظ کنن. اینجا یه خونواده رو داریم که پدرشون از قدرت اجتماعی زیادی برخورداره و ثروتشون زبانزد هست؛ پسر بزرگشون توی تیم ورزشی دبیرستان به عنوان یه فرد حرفهای و شاخص شناخته شده و هر حاشیه و بیآبروییای، ممکنه تصویر خانواده ی خوشبختشون رو خراب کنه.
برای همین، وقتی که اعضای خونواده از کارای فاسد همدیگه خبردار میشن، شروع میکنن به نشون دادن رفتارایی که یه چرخهی علت و معلولی از کارای نابهنجارو ایجاد میکنه. با زندگی بقیه بازی میکنن تا بتونن وجههی خودشون رو حفظ کنن و خدشه ای به ثروتشون وارد نشه.
قانون نمیتونه در برابر فشار روانیای که از قضاوتهای درون جامعه یا قلدری های ریز و درشت ایجاد میشه کاری بکنه؛ در این مورد، افراد فقط میتونن روی حمایت دوستا و خونواده شون حساب کنن و وقتی کسی دوست یا خونواده ای که به اندازهی کافی حامی یا قدرتمند باشه رو نداره، بعضا بهسراغ رفتارای پرخطر و نابهنجار میره تا بتونه این فشار روانی اجتناب ناپذیر رو کنترل کنه.
برای رو بهعنوان شخصیت اصلی این داستان، موادمخدر، یه راه حل هست. اما وقتی که میبینه رفتارش چقدر خطرناکه و داره چه آسیبی به اطرافیانش میزنه، کم کم تصمیم میگیره که مصرف مواد رو کنار بذاره. این کار، باعث میشه تا واقعیت جامعهی اطرافش رو به شکل واضح تری ببینه و ارتباط معنادارتری رو با دیگران و ذهن پیچیده شون بگیره.
برای اون واضحه که توی دنیایی زندگی میکنه که آدمای خودخواهی زیادی دارن، اهمیت زیادی به احساسات همدیگه نمیدن و امنیت روانی خودشون رو برای خوش گذرونیهای بی معنی، به خطر میندازن.
رو دوست داره که از افراد مهم زندگیش مراقبت کنه اما اینو هم میدونه که نمی تونه دیگران رو به شکل افراطی، کنترل کنه.
بازی فوق العادهی زندایا
زندایا یکی از بازیگراییه که بازخوردای مختلفی رو به خودش جلب میکنه. اون از نظر بعضیا هیچ کدوم از ویژگیهای زیبایی رو نداره و شهرت و محبوبیتش احتمالا به خاطر اینه که یه دو رگه است یا اسپانسر خاصی داشته.
زیبایی ظاهری خیلی وقته که دیگه یگانه عامل رشد توی کارای آمریکایی نیست. بازیگری رکنای مختلفی داره و سر تا پای هالیوود هم آدم خوشگل کم نداره اما لزوما داشتن زیبایی ظاهری، دلیل بر این نیست که کسی بتونه بهترین نقشا رو به دست بیاره.
زندایا به معنی واقعی کلمه یه بازیگره و کاریزماش رو میشه توی قسمتای اول این فیلم هم فهمید. کاریزما توی نحوه ی دیالوگ گویی، فیگورهای صورت و حرکات بدن ظاهر میشه و یه ارتباط عمیق بین ذهن بیننده و بازیگر، ایجاد میکنه.
شخصیتای این فیلم، همگی مشخصا به یه کارگردانی خوب تکیه دارن و اینقدر روی ویژگی های خاصشون کار شده که عملا توی همون قسمت های اول، ازشون یه شناسنامهی مستقل داریم.
جمعبندی
چیزی که یوفوریا رو بدیل به یه کار آیکونیک کرده، لزوما داستان خاص یا شخصیت های منحصر به فرد نیست بلکه یک شیوهی روایت بسیار صادقانه و بیپرده است که میتونه همپوشانی خوبی با روزمره ی بورژوای آمریکایی داشته باشه. چیزایی که توی دل همچین جامعهای وجود دارن و چالش ها و ترس هایی که یه نوجوون، ممکنه به راحتی در مسیر رشد و آشنا شدن با مسائل جنسی، مواد مخدر و سر و کله زدن با آدما تجربه کنه.
این مالیخولیایی بلوغ، به همون اندازه که واقعا ترسناک هست، توی این سریال به تصویر کشیده شده و شاید بشه گفت از معدود سریالایی هست که درمورد نوجوونا ساخته شده و یه نگاه سطحی به چالشها و روزمرهشون نداشته.