در ابتدای این فیلم، یهو یه ستون مستطیلی در وسط یه سیاره ی بدوی ظاهر میشه که در دنیای امروز، یادآور مونولیت هاست؛ ستون های تصادفی که در مکان های به ظاهر رندومی ظاهر میشدن و مردم داشتن اونها رو به موجودات فضایی نسبت میدادن. 
فیلم یک ادیسه ی فضایی، توسط استنلی کوبریک در سال 1968 منتشر شد. مونولیت فیلم ادیسه ی فضایی، یکی از نمادین ترین و تاثیرگذارترین تصاویر در تاریخ سینماست. این شی اسرارآمیز سیاه با ظاهر ساده و صیقلی، نمادی از ناشناخته ها، فرگشت و مداخله ی موجودات فرازمینی در سرنوشت بشره. به همین دلیل، این تصویر عمیقا در ناخودآگاه جمعی هوادارهای علم و سینما نقش بسته. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

سال ها بعد، وقتی در اخبار یا شبکه های اجتماعی، شایعه هایی درمورد دیدن ستون های فلزی مرموز در نقاط مختلف دنیا منتشر شد، خیلی از مردم، ناخودآگاه یاد فیلم کوبریک افتادن. 
هنرمندهای زیادی هستن که خودشون رو به نمادهای اسراری میچسبونن تا بیشتر جلب توجه کنن و درموردشون حرف زده بشه ولی کوبریک انگار خیلی خوب و تاثیرگذار با نمادها کار کرده. کوبریک در زمان حیاتش نه فقط معروف، بلکه یک غول سینما بود و ادیسه ی فضایی، در زمان اکرانش یک رویداد بزرگ و جنجال فرهنگی به حساب می اومد. نکته ی جالب اینه که شهرت کوبریک همیشه با جنجال رو به رو میشد و این موضوع لزوما به خاطر شایعه سازی نبود و تا حد زیادی به محتوای هنری و فلسفی فیلم هاش برمیگشت. 
ادیسه ی فضایی در زمان اکران، واکنش های بسیار قطبی ای دریافت کرد. بعضی از منتقدها اون رو خسته کننده و نامفهوم میدونستن اما از همون اول، خیلی های دیگه، بخصوص جوان ها و روشنفکرها، فیلم رو یک شاهکار و تجربه ی سینمایی بینظیری توصیف کردن. 
جلوه های ویژه ی این فیلم در سال 1968 خیلی باورنکردنی و جلوتر از زمانه بود و نوعی شوک رو به صنعت سینما وارد کرد. این فیلم نه یک اثر هنری بلکه یک دست آورد فنی خارق العاده محسوب میشد. 
همین نوآوری باعث شد فیلم تنها جایزه ی اسکار دوران کاری کوبریک رو برای بهترین جلوه های ویژه به دست بیاره. 
فیلم با بودجه ی 10.5 میلیون دلاری ساخته شد و در گیشه فروش قابل توجه 146 میلیون دلاری داشت که نشون میده استقبال خیلی خوبی ازش شده. 
همونطور که گفته شد، فیلم های کوبریک همیشه حاشیه درست میکردن و بعدها فیلم پرتقال کوکی 1971 رو ساخت که در بریتانیا طوری جنجال به پا کرد که خودش فیلم رو از اکران در این کشور خارج کرد. 
اتفاقی که بعد از مرگ کوبریک در سال 1999 افتاد، معروف شدن نبود بلکه عملا اون رو تبدیل به یک اسطوره کرد. خیلی از فیلم هایی که در زمان خودش کمی در ابهام بودن، به مرور زمان مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتن و تحسین های چند برابری دریافت کردن. 
امروزه فیلمسازهای بزرگی مثل کریستوفر نولان، کوئنتین تارانتینو و دیوید لینچ، آشکارا از این کارگردان به عنوان یک فرد تاثیرگذار یاد میکنن. 
کوبریک در مورد فیلم ادیسه ی فضایی گفته که این فیلم طوری ساخته شده تا هر بیننده ای بتونه تفسیر خودش رو داشته باشه. لئونارد ویت در کتابش عقیده داره فیلم یک تمثیل سه لایه است. از جهاتی میشه فلسفه ی نیچه رو درونش دید و به کتاب چنین گفت زرتشت ارجاع پیدا کرده. موسیقی متن فیلم هم از این کتاب گرفته شده و مفهوم ابر انسان در پایان فیلم قابل مشاهده هست. 
این فیلم، ارتباط نزدیکی با سفر اودیسه یا اولیس داره و حتی اسم بومن یا کماندار رو میشه به اولیس به عنوان یک کماندار مشهور نسبت داد. عنوان هال هم به سایکلاپس، غول یک چشم، میتونه ربط پیدا کنه. 
راب ایگر نظریه ی جالبی داره که میگه مونولیت درواقع نمادی از خود صحنه ی سینماس. فیلم یک ماشین آموزش تلویزیونی پیشرفته است و میمون ها و فضانوردهایی که بهش خیره شدن، در حقیقت ما تماشاگرهایی هستیم که به صفحه ی سینما خیره شدیم. 
یک نظریه ی فان هم میگه که فیلم درباره ی غذاست چون هر بار که شخصیتی چیزی میخوره، بلافاصله اتفاق مهمی می افته. مثلا دکتر فلوید بعد از خوردن ساندویچش، برای اولین بار مونولیت رو میبینه. 
وقتی که این فیلم منتشر شد، بعضی ها اون رو کم خرج ترین فیلم علمی تخیلی لقب دادن درحالیکه بعضی های دیگه مثل پالین کیل، عقیده داشتن با یه فیلم درجه ی سه طرف هستیم. 
مجله ی لایف با همچین تیتری درمورد این فیلم صحبت کرد: "شاید این مونولیت اسرارآمیز همان موبی دیک باشد." که لزوما تیتر جالبی نیست. 
بخش پایانی فیلم، یعنی توالی دروازه ی ستاره، به قدری شبیه به تجربه های روان گردان بود که جوان ها برای تجربه ی سفر رفتن، بارها به سینما میرفتن و حتی مدیر سینماها از دستشون ناله میکردن. 
طرفدارهای قدیمی علمی تخیلی، این فیلم رو تصویری از تنفر از عقل و علم میدونستن درحالیکه نسل جوان، اون رو به عنوان یک اثر پیشگام و پیامی برای تعالی معنوی، مورد ستایش قرار میدادن. 
یکی از معروف ترین و عجیب ترین حاشیه ها اینه که کوبریک از طرف ناسا استخدام شد تا فرود بر ماه رو در استودیو فیلمبرداری کنه. دلیلش این بود که فیلم اودیسه ی فضایی، یک سال قبل از فرود واقعی آپولو 11 اکران شد و جلوه های ویژه اش به حدی برای مردم باورنکردنی بود که بعضیا فکر کردن کوبریک باید فرود رو از قبل صحنه سازی کرده. 
بعضی از منتقدها مثل بری کیت گرانت، سردی و بی احساسی فیلم، درمقابل شخصیت پردازی عمیق هال رو نقدی بر مردانگی سلطه گرایانه و خشونت آمیز میدونستن که ریشه در علم مدرن داره. این منتقد عقیده داره که فیلم نشون میده چطور فناوری به ابزاری برای اعمال خشونت مردانه تبدیل میشه. 
درنهایت بی بی سی در سال 2001 مقاله ای منتشر کرد و نوشت که فیلم تقریبا در تمام پیش بینی های بزرگش اشتباه کرده و در سال 2001 نه خبری از هوش مصنوعی واقعی بود و نه زندگی در فضا و سفر به مشتری. 
چیزی که توی این فیلم میبینیم نوعی پست سازی موجود هوشمنده. مثلا میمون ها شروع میکنن به خوردن گوشت و در ادامه یاد میگیرن همدیگه رو بکشن. اینکه میمون ها خودشون به همچین ایده هایی میرسن و قبل از بسیاری از نشانه های تکامل بروزش میدن، نوعی تلاش برای وحشی و پست نشون دادن انسانه. که یعنی ببین، این چیزا تو خون ماست و نشونه های ذاتی انسان بودن به حساب میاد؛ برخلاف بسیاری از اخلاقیاتی که بعدها ساختیم و یا فضایی ها بهمون یاد دادن. آخر این حرفا به این میرسه که اخلاقیات تعیین شده، با ذات وحشی ما جور در نمیاد. 
رایج ترین نقدی که به این فیلم مطرح میشه، کش اومدن بیش از حده. یک منتقد نیویورک تایمز در زمان اکران فیلم نوشت: "این فیلم اینقدر درگیر مسائل خودش هست که جایی بین هیپنوتیزم کنندگی و کسالت آوری مطلق قرار میگیره."
بیننده های امروزی هم اغلب میگن: داستان گویی کسل کننده است، میشد مدت فیلم رو نصف کرد و باز هم چیزی از داستان آسیب نمیدید.
خیلی از منتقدها پایان نمادین و مبهم فیلم رو تصویری از ضعفش میدونن. رناتا آدلر، منتقد نیویورک تایمز عقیده داره که خطوط داستانی حل نشده، مثل اتاق آخر، صرفا در فیلم رها شدن و انگار چند فیلمنامه ی اضافی دیگه هم نیازه تا داستان کامل بشه. 
برخلاف چیزایی که زیاد درمورد کوبریک گفته میشه، به شخصه فکر نمیکنم که اون قصد داشته درمورد یک سری حقایق، افشاگری انجام بده بلکه اتفاقا حس میکنم اون درمورد نوعی شایعات باستانی که فرهنگ عمومی، علاقه ای بهش نداره و البته دروغ های زیادی درونشونه صحبت کرده. حرفایی که عمدتا خوراک فرقه ها و افراد علاقه مند به علوم اسراری هستن. این فیلم هم تا حدی به همین سمت رفته ولی بیشتر درمورد تکامل و فضایی هاست.