نقد و بررسی فیلم Avengers Endgame 2019| انتقام جویان: پایان بازی

مجموعه فیلم انتقام جویان، از جمله موفق ترین محصولات سینمایی ابرقهرمانی هست که حتی برای افرادی که به فیلمای ابرقهرمانی علاقه ندارن، ممکنه به راحتی جذاب واقع بشه. ضعفی که توی اغلب چنین فیلمایی دیده میشه، یعنی نبود یه درام خوب، توی انتقام جویان تونسته تا حد خیلی خوبی برطرف بشه و از این بابت، به مخاطب شانس اینو میده که بتونه با احساسات  و انگیزه های شخصیت های کلیدی، تا حد زیادی همراه بشه.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

پایان بازی تونسته با درصد مشارکت یک میلیون نفر، امتیاز خیلی خوب 8.4 رو از سایت IMDb و 92 درصد پسند مخاطبای گوگل رو به دست بیاره. فیلم قبلی با اسم جنگ ابدیت، بیشتر مقدمه ای بر شروع یک فاجعه ی جهانی هست که نه تنها سیاره ی زمین بلکه تمام موجودات هوشمند جهان رو تحت تاثیر قرار میده. در پایان بازی، ما با اکشن و البته تراژدی و داستان های دراماتیک بسیار جالبی طرفیم که درمورد طیف زیادی از شخصیت هاست. 
فروشی که این فیلم تجربه کرد، نسبت به هزینه ای که براش صورت گرفته، میشه گفت فراتر از حد انتظار بود و قشنگ نشون میده که چنانچه شما یه داستان خوب رو نوشته باشید، ارزشش رو داره که سنگین ترین جلوه های ویژه و اکشن های گسترده رو به کار بگیرید که تبدیل به فیلم بشه. گاهی پیش میاد که با یه پروژه ی سنگین طرفیم که جلوه های ویژه و اکشنای گرون و جذابی داره اما به لحاظ داستانی، بیش از حد سطحیه و نمی تونه هزینه ای که براش صورت گرفته رو جبران کنه. نه یه درام خشک و خالی و نه جلوه های ویژه ی صرف، به تنهایی ممکنه جواب ندن اما یه فیلم که تونسته باشه به خوبی، چند ژانر محبوب رو پوشش بده، نتیجه اش میشه چیزی مثل پایان بازی. 
اما بیاید بریم سراغ داستانش و ببینیم که این داستان پر و پیمون و پر جزئیات، دقیقا از چه اجزایی تشکیل شده.

 

هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو کمابیش لو بده. 


وقتی شما بخش اکشن کار رو جدا کنید و اتفاقی که در حال رخ دادن هست رو به طور جداگونه و به عنوان یک داستان درام بررسی کنید، به موضوعات بسیار ساده ای برخورد میکنید که با یه داستان علمی تخیلی ترکیب شدن. 
تا پایان فیلم، سعی میشه تا به انگیزه ی قهرمان ها و دلیل مشارکتشون در نجات دنیا، پرداخته بشه و تقریبا به جواب های یکسانی میشه رسید. شاید در ابتدا، این قهرمان ها صرفا به خاطر انجام وظیفه و از روی علاقه، در عملیات نجات دنیا شرکت میکنن اما تداوم پیدا کردن این تراژدی و مشکلات شدیدی که دامنگیرشون میشه، هر کدوم رو به شکل جداگونه ای درمورد انگیزه ای که دارن، به چالش میشه و وادارشون میکنه که درمورد دلیل مشارکتشون، جواب های قدرتمندی رو طراحی کنن. 
شخصیت منفی داستان و مغز متفکر تمام بلایای به وجود اومده، خودش رو به عنوان موجودی تقریبا خیرخواه معرفی میکنه و اتفاقا استدلال هایی که ارائه میده، ممکنه درنظر خیلیا قانع کننده به نظر برسه. اون عقیده داره که با کاهش جمعیت میشه رفاه بیشتری رو خلق کرد و عملا دغدغه ی افزایش رفاه رو داره. اون همچنین ابایی نداره از اینکه در جریان این پاکسازی، خودش هم از صحنه ی روزگار محو بشه. 


این رویکردی هست که ما در دنیای واقعی و در ادبیات برخی افراد منتقد میتونیم پیدا کنیم، هرچند که شاید خیلی معتدل تر از نظر افرادی باشه که عقیده دارن هیچ امیدی به آدما نیست و بهتره که همه ی موجودات هوشمند نابود بشن. 
در هر دو رویکرد، ما یه چیز مشترک رو میتونیم پیدا کنیم و اونم رنج کشیدن افراد منتقد، از دیدن رنج کشیدن دیگرانه. تانوس میتونست زندگی راحتی داشته باشه و رفاه خودش و اطرافیانش رو تامین میکنه. به راحتی میشه حس کرد که صرفا دنبال کسب قدرت بیشتر نیست بلکه نگاه انتقادی ای که نسبت به زندگی داره، اونو سمت همچین ایده ای میکشونه.

نکته ی جالب ماجرا، همپوشانی ایده ی تانوس با حرفی هست که ابرقهرمانا به کرار به زبون میارن یا در عمل، درموردش کار میکنن. ابرقهرمانا هم به نوبه ی خودشون دنبال این هستن که زندگی بهتری رو برای بقیه تامین کنن و ازشون در مقابل فجایع بزرگ، محافظت کنن. شاید حتی بشه گفت که نگاه تانوس به زندگی و موضوع رنج کشیدن، به مراتب عمیق تر از ابرقهرماناست چرا که صرف نجات دادن آدما از جنگ و بلایای سهمگین نیست که بهش آرامش میده و رنج رو به شکل جدی تری مورد بررسی قرار داده و سعی کرده که براش نوعی راه حل طراحی کنه. 
چیزی که باعث میشه ایده ی تانوس به چنین مراحلی برسه، لزوما قدرت بسیار زیاد تانوس نیست بلکه عدم آگاهی ابرقهرمانا نسبت به کاری که انجام میدن هست. الزامات عملی شدن ایده ی تانوس کم نیست. اون شبیه مغز شروریه که انرژی و وقت زیادی رو برای کارش میذاره اما کسی قرار نیست اونو تحسین کنه چون به عنوان یه ابرقهرمان شناخته نمیشه. اما وقتی میزان کاری که انجام داده رو در کنار شخصیت های ابرقهرمان قرار بدیم، شاید بشه گفت که به لحاظ فکری، انرژی خیلی بیشتری رو صرف کرده و نبوغ بیشتری رو در حین عملی کردن نقشه هاش به کار برده.

جمع بندی
شخصیت های ابرقهرمان، معمولا در چهارچوب های تعریف شده ای حرکت میکنن و زیاد پیش نمیاد که وقت و انرژی خودشون رو صرف شناخت ذهن شرارت کنن. تا زمانی که نیروی مکانیکی لازم برای مقابله با شخصیت های شرور رو داشته باشن، چنین کاری چندان لازم به نظر نمیرسه اما قرار گیری در مقابل ایده ی قدرتمند تانوس، تا حدی این قهرمان های قابل پیش بینی رو شوک زده کرد و اتمسفر این داستان رو تغییر داد. پیروزی خیلی دیرتر از حد انتظار، نصیب این شخصیت های قدرتمند میشه و در این مسیر، چیزای خیلی زیادی رو از دست میدن اما در جریان این اتفاقات، ما بیش از فیلمای رایجی که درمورد ابرقهرمانا ساخته میشه، با ذهن و ویژگی های انسانی این شخصیت های محبوب آشنا میشیم.