تعبیر خواب بادوم پفکی تند

تعبیر خواب رایگان| به قول استاد فقیدم، برای شاد شدن باید خودمونو بشناسیم و برای شاد موندن، باید چیزای زیادی درمورد دنیا یاد بگیریم.

گل‌های کوچک آبی که ممکنه به صورت خودرو رشد کنن و لزوما کاربرد زینتی ندارن، به سبب رنگ نادرشون در طبیعت، درنظرم اسرارآمیز و جذابن. انگار که حرف متفاوتی برای گفتن دارن و دریچه‌ای رو به یک دنیای غیر فیزیکی و شهودی باز می‌کنن. 

بعضی از میوه‌های کال، طعم خوبی دارن و مثل فرم نرسیده‌ی گیاه کور، ممکنه برای درست کردن فرم‌های خوراکی دیگه، مورد استفاده قرار بگیرن. گاهی اوقات احساس میکنم که بعضی از علایق و سرگرمی‌هام مثل علاقه‌ام به میوه‌ی نرسیده‌ست. بقیه ممکنه فکر کنن از گرسنگی و نداری و فقر بهشون چسبیدم ولی حقیقت اینه که فقط دوست‌شون دارم و تجربه‌شون مثل طعم میوه‌ی کل، متفاوت و خاصه. 

گرمسیری و سرسخت مثل گیاه کور، اسرارآمیز مثل گل گندم آبی و ترش مثل میوه‌ی نارس. 

رنگ‌سازی با art rage

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 6 تیر · بادوم پفکی تند ·

در برنامه‌ی art rage، سیستم انتخاب رنگ خیلی ضعیفی وجود داره و عملا از هیچ سیستم کد رنگی استفاده نشده. در نقاشی دیجیتال، انتخاب یک رنگ خاص، به خودی خود یک چالش نیست و شما راحت میتونید اسم یه رنگ رو سرچ کنید و کد رنگش یا خود عکس رنگ رو وارد برنامه کنید و مورد استفاده قرار بدید. 

صحبت درمورد اینه که اولا رنگ‌هایی که زیاد استفاده می‌کنید دم دست باشه و ثانیا، بدونید که اصلا به چه رنگ‌هایی حساسیت دارید و میدونید که قراره بارها و بارها ازش استفاده کنید. 

مزیت art rage اینه که میشه توی یک پالت، تعداد زیادی رنگ رو به صورت سفارشی نگه داشت. در نسخه‌ی اندروید اتودسک، رنگ‌های سفارشی، تعداد محدودی دارن. 

پالت رنگ ساختن و ساخت رنگ‌های ترکیبی، وقتی پیچیدگی خودشو نشون میده که سعی کنید بفهمید رنگ‌های ترکیبی، چقدر میتونن فریبنده باشن. مثلا طیف های خاکستری ممکنه با مقدار ناچیزی از طیف های رنگی دیگه، ترکیبات بسیار متنوعی رو ایجاد کنن که تاثیر بصری خاصی دارن اما در نگاه اول، همه شون خاکستری خالص، یعنی ترکیبی از سیاه و سفید به نظر میرسن. 

رنگ‌های ترکیبی، فقط ترکیبی از دو یا سه رنگ نیستن بلکه شبیه سرگیجه‌ی رنگ بین دو طیف ملموس مثل قرمز و زرد و درصدهای متفاوت اما تاثیرگذاری از سیاه و سفید باشن. 

سیاه و سفید با کنتراست زیاد و ویژگی های متمایز، بسته به میزان دخالتی که در شکل دادن یک طیف رنگی دارن، میتونن تاثیر قابل توجهی در جلوه‌ی نهایی رنگ بذارن و فکر میکنم حساسیت پیدا کردن به این دو طیف رنگی، چالشی و در عین حال، بسیار کاربردیه و میتونه مقدم بر بقیه‌ی طیف‌ها باشه. 

هدف من از ساخت پالت رنگ هم همینه که ذهنم درگیر نوعی حالت مراقبه بشه و بتونم کمی بیشتر از قبل، نسبت به رنگ‌ها، حساسیت پیدا کنم. 

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک و art rage

نقاشی می‌تونه مثل خواب دیدن در بیداری باشه چون می‌تونی سوژه‌هایی رو انتخاب کنی که صرفا میدونی ذهنت رو تحریک کردن یا جذابیت و گیرایی خاصی دارن و در حین خلق نقاشی بفهمی که اونا دقیقا دارن به چی اشاره میکنن؟ 

پرتره کشیدن برام خیلی ناخوش‌آینده. ۱۰ الی ۱۵ سال پیش، صرفا چهره‌های تو خالی میکشیدم و بعدش صرفا برای اینکه ثابت کنم این کارم از ضعف و ناشی گری نیست، پرتره‌هایی کشیدم که الان توی وبلاگم قابل مشاهده هستن. حالا دیگه خودمو مجبور نمیکنم چیزی رو ثابت کنم و صرفا چیزایی رو میکشم که مایل به کشیدن‌شون هستم. در این وضعیت راحت تر میفهمم که چرا از یه سوژه‌هایی بدم میاد و چرا بعضی سوژه‌ها برام جذابن. 

من عاشق این مجسمه‌های کله شکسته‌ام و فکر کنم این سومین باری باشه که ازش نقاشی می‌کشم. چهره‌ها و جزئیات‌شون خیلی شخصی هستن و آدمی که پشت هر چهره‌ی منحصر به فرد زندگی کرده، شبیه نوعی جادو، وارد نقاشی میکشه و نقاشی رو به نفع خودش مصادره میکنه. 

دوست دارم توی نقاشی ها به انسان‌ها اشاره کنم بدون اینکه منظورم یک فرد یا گروه خاصی از انسان‌ها باشه، و حذف کردن چهره، بهترین ایده‌ای هست که به ذهنم میاد. خوبی این مجسمه اینه که حذف شدن کله‌اش چیز عجیبی نیست و دستکاری عمدی جلوه نمیکنه. مجسمه‌های شکسته، پدیده‌های آشنایی در واقعیت هستن. 

اتمسفر سنگی و فسیل مانند این نقاشی، بهم حس آرامش و ثبات میده. سرما و منظره‌ای نقره‌ای که مرگ و بی ثباتی رو خیلی جزئی جلوه میده. رنگی‌ترین بخش‌های نقاشی، ارگان‌های زنده‌تری دارن. در این اتمسفر، مرگ ماهی قرمز، چندان موضوعیت و اهمیت نداره، حتی با وجود اینکه خیلی توی چشمه. و انگار با مردنش، اون محیط باز هم مکان خوبی برای زندگی و حتی مراقبت از جسد و فسیلش میشه. 

توی این نقاشی همچنین از یه گیاه گرمسیری سرسخت به اسم خارشتر استفاده کردم. گیاه‌های گرمسیری، قدرت بقای زیادی دارن و این نمونه حتی از دل آسفالت هم رشد میکنه. ممکنه از بین آجرهای خونه یا کاشی و کنج دیوارهای سیمانی بیرون بیان و فقط علف هرز نیستن بلکه میتونن گل و میوه‌ی خوراکی داشته باشن. چی یه موجود زنده رو اینقدر مشتاق زندگی می‌کنه؟ رشد کردن گیاه از دل آجر و آسفالت فقط تصویری از اشتیاق نیست بلکه انگار خیلی بی پروا و مایل به دهن کجی و بی ادبی نسبت به اتمسفری هست که امکانات زیادی برای بقا نداره.