نکاتی درمورد مهارت روانی نه گفتن
29 فروردین · ·
مهارت نه گفتن، اصطلاح نسبتا جدید اما بسیار رایجه و ممکنه به کرار، صفحه های زرد و غیر زرد رو دیده باشید که درموردش حرف میزنن. صحبت اصلیشون هم اینه که وقتی در معرض یه پیشنهاد هستید که قلبا بهش علاقه ای ندارید، قاطعانه نه بگید.
"نه گفتن" لزوما همیشه از این بابت سخت نیست که دیگران قصد دارن چیزی رو به ما تحمیل کنن؛ گاهی از این بابت سخته که بخشی از ما واقعا حس میکنه یا دوست داره بله رو بگه و از این بابت، نوعی دو دلی رو تجربه میکنیم.
قضیه هم همیشه با گفتن یه نه ساده تموم نمیشه، یعنی موقعیت هایی هستن که اصلا کلمهی نه رو به زبون آوردن، لازم یا کافی نیست، بلکه آدم مخالفت خودشو با کاری مثل استعفا دادن یا دور شدن از اون موقعیت انجام میده و این فرآیند ممکنه سخت تر از گفتن یه نه ساده باشه.
استفاده از مهارت "نه گفتن" همیشه ساده نیست و عمدتا نیاز به فکر کردن و تحلیل موقعیت داره، و صرف میل داشتن به نه گفتن، دلیل منطقی برای از دست دادن یه موقعیت نیست. گاهی ممکنه به این نتیجه برسید که لازمه یه موقعیت رو بپذیرید چون به رغم بی میلی، اون موقعیت براتون سود مثبت و واقعی داره و میتونه تاثیر خوبی توی زندگیتون بذاره.
گاهی نه گفتن سخته چون پدیده هایی جهت تطمیع و تشویق کردن وجود دارن؛ مثل نه گفتن به پیشنهاد یه رابطه ی عاطفی که ظواهر ماجرا و رفتار طرف مقابل، از بسیاری جهات خیلی عالیه ولی در عین حال میشه زنگ خطرهایی رو به وضوح دید یا درموردشون حدس های قوی ای زد. چیزی که در چنین موقعیتی ممکنه نه گفتن رو سخت کنه، بیشتر از اصرار طرف مقابل، دو دلی خود فرد و نیازش به یک رابطه ی عاطفیه.
مهارت نه گفتن، یک قدرت محسوب میشه اما به خودی خود نه مثبته و نه منفی و اینکه به راحتی بتونید به هر چیزی که باهاش حال نمیکنید نه بگید، لزوما کار امنی نیست و ممکنه باعث بشه منافعی رو از دست بدید. درک بین یه "نه خوب" و یه "نه بد"، مرتبط با درک تاثیری هست که میتونه روی کیفیت زندگی شما و دیگران بذاره.