گاهی ممکنه در دنیای خواب، دیدن یا شنیدن درمورد یک موقعیت جغرافیایی خاص که در واقعیت هم وجود داره، توجه شما رو به خودش جلب کنه. مثلا یهو اسم اقیانوس اطلس رو بشنوید یا به کشور خاصی سفر کنید. در این حالت، میشه خواب رو به کمک بررسی نمادین داستان و تاریخ پشت اون موقعیت جغرافیایی تفسیر کرد.

هر فرهنگ و ناحیه‌ای ممکنه افسانه ها و داستان خاص خودشو داشته باشه و در دل داستان‌هایی که مردم برای این نواحی ساختن، تصویری از حسی که این ناحیه برای ساکنینش ایجاد کرده وجود داره. سوالی که در حین خوندن این داستان ها لازمه مطرح کنید اینه که این داستان سعی داره درمورد چه مهارت روانی ای صحبت کنه که در دنیای واقعی و با توجه به چالش های فعلیم بهش نیاز دارم؟

مثلا یک محیط بیابانی، ممکنه داستانی از صبر رو درون خودش داشته باشه. در تفسیر چنین خوابی، لزوما نیازی نیست به نتیجه گیری های فرهنگ عمومی اتکا کنید بلکه می‌تونید داستان ها رو با توجه به ادراک و منطق خودتون، یا اخلاقیاتی که درنظرتون سالم تر هست بررسی کنید.

فارغ از داستان های افسانه‌ای، یک محیط جغرافیایی رو میشه با توجه به عناصر اصلی و چشمگیرش هم تفسیر کرد. خوابی درمورد محیط بیابانی میتونه به لزوم تقویت ذهن شهودی اشاره داشته باشه. منظور از ذهن شهودی، لزوما وارد شدن به مسائل ماوراطبیعی نیست بلکه درمورد کار فکری صحبت میکنه.

آب نماد قدرت شهود و بعضا ذهن ناخودآگاه هست. زمانی که در دنیای خواب، با محدوده‌ی جغرافیایی پر از آب، مثل دریاچه یا اقیانوس رو به رو میشید، یعنی الان زمان مدیریت ذهن شهودی هست که غرق شدن در افکار انتزاعی، مساوی هست با ضعف و دچار شدن به توهم و افکار غیر منطقی. قدرت شهود، در عین اینکه مثل آب، مایه‌ی حیات هست اما میتونه شکل بحرانی هم به خودش بگیره و به صاحبش آسیب بزنه.