دستور زبان تصویر در فیلمنامه نویسی| معرفی کتاب
· 8 اردیبهشت ·
این مطلب برداشتی هست از کتابی با عنوان The Complete Guide to Standard Script Formats و ترجمله ی رسمی و دقیق عنوانش میشه: راهنمای کامل قالب های استاندارد فیلمنامه نویسی.
این کتاب شامل دستورالعمل های دقیق برای نوشتن فیلمنامه در قالب های پذیرفته شده ی هالیوود و تلویزیون آمریکاست و نویسنده با لحن خیلی ساده ای در مورد تجربه ی طولانیش از پشت صحنه ی فیلمنامه نویسی و تولید تلویزیونی صحبت میکنه و شامل گزارش هایی از نویسنده های دیگه هم میشه.

در بخشی از این کتاب درمورد ماجرای فیلمنامه ی کینگ کونگ صحبت میشه و میگن وقتی شرکت سازنده، نسخه ی اولیه ی این فیلمنامه رو فرستاد، 140 صفحه بود که برای استانداردهای تولید، خیلی طولانی به حساب میومد.
نویسنده های کتاب، با مهارت در فشرده سازی، تونستن بدون حذف هیچ کلمه ای، 20 صفحه از متن رو کم کنن. بعدها، نسخه ی نهایی فیلمنامه، بدون زاویه های دوربین و با تغییرات لحظه ی آخری کارگردان، دوباره تایپ شد و تبدیل شد به نسخه ی قانونی فیلم.
این کتاب، 4 تا نویسنده و همفکر داره که مهم ترین نقاط کلیدی رزومه شون رو میشه با کلمه هایی مثل عضو اتحادیه ی تحلیل گران داستان، نویسنده ی آموزشی، مشاور نوشتن، مدیر خدمات اسکریپت و متخصص قالب فیلمنامه توصیف کرد.
نویسنده تاکید میکنه که فرم خوب فقط تنظیم تب ها نیست و چیدمان واژه ها روی صفحنه، اهمیت زیادی داره و چیزی مثل طراحی صفحه ی اول روزنامه است و طراحی صفحه ی فیلمنامه باید چشمگیر باشه و محتوا رو برجسته کنه.
خیلی ها فکر میکنن فیلمنامه فقط یک مرحله ی موقف قبل از فیلمه اما مثل طراحی اولیه ی مجسمه است و اگر طراحش پیکاسو یا داوینچی باشه، همون طراحی هم میره موزه. مثلا فیلمنامه هایی مثل Proust از هارولد پینتر، حتی بدون تولید شدن، به عنوان اثر ادبی منتشر شدن.
این یعنی فیلمنامه میتونه به تنهایی یک اثر هنری باشه و صرفا یک ابزار تولید نیست.
نویسنده های این کتاب حتی درمورد این توضیح میدن که چرا در فیلمنامه، دیالوگ ها در وسط صفحه قرار میگیرن. در نمایشنامه، دیالوگ ها نقش اصلی دارن و در حاشیه ی صفحه میشینن اما در فیلمنامه، تصویر حرف میزنه و دیالوگ فقط مکمله و این فرم از دوره ی سینمای صامت اومده. در اون زمان، تصویر روایت میکرد و دیالوگ ها در کارت های جداگانه نوشته میشدن. به این ترتیب، فرم فیلمنامه، تابع محتواست و محتوا در سینما، به صورت بصری ارائه میشه.
نویسنده ها سعی میکنن تاکید کنن که فیلمنامه صرفا محتوا نیست و فرم، چیدمان و طراحی صفحه هم نقش حیاتی در انتقال معنا، ریتم و تاثیرگذاری دارن.
بعضی قواعد مثل محل قرارگیری دیالوگ یا طول استاندارد صفحه، ثابت و صنعتی هستن و بعضی دیگه مثل میزان توصیف صحنه یا نحوه ی چیدمان، قابل انعطاف و خلاقانه به حساب میان.
نویسنده ی حرفه ای باید فراتر از قواعد، معنای پشت اون ها رو بفهمه و با آگاهی از فرم، محتوا رو بهتر منتقل کنه.
طراحی خوب صفحه، تصویری از تسلط نویسنده است و تهیه کننده ها معمولا اسکریپت رو ورق میزنن تا حس کلی رو بگیرن و به همچین سوالاتی جواب داده بشه مثل اینکه: آیا متن پر از توصیف صحنه است؟ آیا دیالوگ ها وسط صفحه هستن یا مثل نمایشنامه در حاشیه قرار گرفتن؟ آیا طول فیلمنامه بین 90 تا 120 صفحه هست؟
قانون معروف اینه که هر صفحه، برابر با یک دقیقه فیلمه. به این ترتیب، طراحی صفحه باید با ریتم فیلم هماهنگ باشه مثلا صحنه ی تعقیب باید پر از توصیف باشه، نه مثل گفت و گوی مهمونی.
ازجمله اشتباهات رایج فیلمنامه نویس ها، تقلید از فیلمنامه های منتشر شده است. خیلی از فیلمنامه های چاپ شده، فرمت اشتباه دارن چون برای خوندن هستن، نه اینکه برای تولید، تنظیم شده باشن. مثلا انتشاراتی رو اسم میبره که دیالوگ ها رو مثل نمایشنامه در سراسر صفحه پخش میکنن و حتی نسخه های دانشگاهی، با وجود رعایت فرم دیالوگ، قانون صفحه ی دقیق رو نقض میکنن. نتیجه اش این میشه که دانشجویان فیلمنامه نویسی که از این نسخه ها تقلید میکنن، در نگاه اول از طرف تهیه کننده ها رد میشن.
فرم و محتوا، ارتباطی مثل شعر دارن و فرم فیلمنامه مثل فرم سونات یا هایکو هست یعنی نویسنده با طول مشخص، اهمیت زیادی داره.
جای گذاری واژه ها روی صفحه، مثل شعر، روی تاثیر محتوا اثر میذاره و خدمات تایپ فقط ظاهر رو اصلاح میکنه اما طراحی معنایی صفحه، وظیفه ی نویسنده است و اگر ایده ی مهمی وسط یه بلوک توصیف گم بشه، فقط نویسنده میتونه نجاتش بده.
جمع بندی
نکاتی که در این کتاب مطرح میشه بسیار کاربردی و مفید هستن و نه فقط قواعد تایپ بلکه فلسفه ی پشت طراحی صفحه رو باز میکنه. چنانچه فرصتی پیش اومد در مطالب جداگانه ای، فصل های مختلف این کتاب مورد بررسی قرار میگیره.