سلام، ۲ شب قبل خوابی دیدم که جژئیات انرا به خاطر ندارم اما اجبارا با مردی.... ازدواج میکنم که هیچ شناختی از ان ندارم و زن دومش محسوب میشدم. یعنی ازدواج هادر یک روز بوده اما برای من دیرتر. از نظر ظاهری مردی سبزه بامووچشم سیاه،قدمتوسط بود.من خیلی از این ازدواج ناراحت بودم وکلی گریه و مخالفت کردم اماکسی قبول نکرد و همه سعی درراضی کردن من داشتن.همه ی این اتفاقات در روستای خانوادگی در منزل پدربزرگم که الان منزل پدری محسوب میشد اتفاق افتاد.در اخر خواب تصویری از عقد و ازدواج ندارم و فکر میکنم این اتفاق نیوفتاده بوده که من از خواب بیدار شدم ولی انگار نسبت به این اتفاق مجبورا در حال نرم شدن بودم.

تعبیر:
دیدن همچین خوابی، لزوما به این معنی نیست که درواقعیت هم قراره در معرض یه ازدواج ناخوش آیند قرار بگیرید بلکه بیشتر درمورد مسئولیت‌ها و تعهداتی هست که بهتون تحمیل شده و برای رها شدن ازشون لازمه به لحاظ شخصیتی، رشد کنید و قوی تر بشید. ولی فضای خواب نشون میده که تا الان عملکرد خوبی نداشتید و سعی دارید با چیزایی که بهتون تحمیل میشه کنار بیاید.