وقتی توی خواب، با ترس از چیزی فرار می کنیم، این میتونه هشداری درمورد یک رویه یا اقدام نابهنجار باشه که میتونه در کوتاه مدت یا طولانی مدت، فرد رو دچار ناامنی روانی کنه. این رویه‌ی نابهنجار، می‌تونه پیگیری یک باور، طرز فکر یا سبک زندگی باشه که در حال حاضر، کاملا بهش خوشبین هستیم.

ذهن سعی میکنه بقای ما رو حفظ کنه و خواب هایی که شوک بزرگی رو درون خودشون دارن، شاید بهترین واکنشی هست که ازش برمیاد.

زندگی گروهی یه گله گرگ، کفتار یا سگ وحشی، میتونه براشون مزیت هایی داشته باشه. ویژگی های کفتارها به نظرم از همه شون جالب تره. اونها در طول زمان، به خوبی بقای خودشون رو حفظ کردن.

یکی از ویژگی‌های خاص، عادت خندیدن کفتارهاست که بعضا به عنوان حس اضطراب یا هیجانشون تفسیر شده. کفتارها با طیف صداهای مختلف مثل زوزه، غرغر و صداهای دیگه، نوعی سیستم ارتباطی جالب دارن که به مراتب، متنوع تر از رفتار حیوونایی مثل گرگه. گرگ ها هم زوزه میکشن ولی طیف صدای کفتارها معمولا پیچیده تر تلقی میشه.

کفتارها به فک‌های قدرتمندشون معروفن و این بهشون اجازه میده حتی استخون طعمه شون رو بخورن. ولی حیوونی مثل گرگ، بیشتر روی گوشت تمرکز میکنه و معمولا اهل استخون خوردن نیست.

خیلی از شکارچی‌ها منجمله گرگ، ممکنه به صورت تکی هم دنبال شکار برن اما کفتارها به حمله های گروهیشون معروفن. اونا به صورت گروهی، طعمه های بزرگتر رو تعقیب میکنن و اونقدر خسته اش میکنن تا بتونن بهش حمله کنن. کفتارها حتی بعضا شکارشون رو از شکارچی‌های دیگه، حتی شیرها میدزدن. این رفتار رایجی بین شکارچی‌های مشابه نیست.

کفتارها استاد سازگاری با محیط و نون به نرخ روز خوردن هستن. البته که کفتارها واقعا باهوشن. این ویژگی‌ها، شما رو یاد چجور آدمایی میندازه؟ واقعیت اینه که حتی خیلی از برندهای زرد روانشناسی هم این رفتارها رو تدریس میکنن و آدما هم به نابهنجارترین شکل ممکن ازشون استفاده میکنن. 
باهوش بودن و کار گروهی و انعطاف پذیری خوبه ولی این مهمه که شما این ویژگی‌ها رو چطور و برای رسیدن به چه نوع اهدافی استفاده میکنید. کابوسی درمورد گرگ و کفتار، هشداری درمورد احتمال قربانی شدن توسط همین رفتارهاست.