نقد و بررسی انیمه ی The Girl from the Other Side 2022| دختری از طرف دیگر

دختری از طرف دیگر، یه انیمه‌ی مستقل ژاپنیه که به‌رغم جذابیت‌هایی که داره، نه‌چندان دیده شده و نه امتیازای چندان دندون‌گیری رو تونسته دریافت کنه. اول اینکه در‌مورد چنین کارایی، انتظار نمیره که منتقدا که از طیف انسان‌های بالغ هستن، چندان قضاوت‌های جالبی انجام بدن و دلیلش هم اینه که این‌کار، بیشتر مناسب بچه‌ها و افرادیه که اوایل نوجوانی خودشون رو سپری می‌کنن.

تصویرگری این انیمه خیلی زیباست و سعی شده تا حس نقاشی بودن و رنگ‌ها و خطوط نه‌چندان مهندسی شده رو به‌تصویر بکشه که تونسته به اتمسفر انیمه، یه حالت نوستالژیک ببخشه و احساسات بین شخصیتای اصلی رو تقویت کنه. 
داستان، یه درونمایه‌ی انتزاعی داره و مفاهیمی مثل عشق، تعلق و امنیت روانی رو بررسی می‌کنه و سعی داره چنین احساساتی رو به‌دور از جملات پیچیده به‌تصویر بکشه.


هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان انیمه رو لو بده.

بخش مهمی از آناتومی یه داستان، به‌واسطه‌ی نحوه‌ی گفت‌و‌گو و رفع چالش‌ها به‌کمک توانایی‌های ارتباطی اتفاق میوفته. چیزی که توی این داستان خودنمایی زیادی داره، عدم استفاده‌ی شخصیت‌ها از قدرت‌های کلامی‌شون برای رفع ساده‌ترین چالش‌هاست. بسیاری از مشکلات پیش نمیان اگر که ما سعی کنیم خواسته‌ها و احساسات خودمون رو بیان کنیم و با خودمون درمورد حسی که نسبت‌به تجارب زندگی داریم، صادق باشیم. 
توانایی‌های کلامی، همیشه فقط کیفیت ارتباط ما با دیگران رو بهبود نمی‌بخشن بلکه ما بخش بیشتری از گفت‌و‌گو رو با خودمون انجام می‌دیم و نتیجه‌ی این گفت‌و‌گو‌ها هم تاثیر جدی روی تحول، رشد یا تصمیمات بعدی‌مون داره.

میشه حس کرد که شخصیت مرد این داستان، چنین ظرافتی رو به‌خرج نمیده و در سردرگمی زیادی درمورد احساساتش به‌سر می‌بره. تا پایان هم بسیاری از روابط علت و معلولی حل نمیشن و چیزای زیادی برای بیننده مبهم میمونه. میشه حس کرد که سناریو نمی‌تونه چالش تشخیص بین ماهیت خیر‌و‌شری که ایجاد کرده رو به‌خوبی جمع‌و‌جور کنه و داستان، حالت نیمه‌تمام داره. ما نمی‌فهمیم که انگیزه‌ی دقیق تاریکی درون این داستان چیه و حتی بعضا این حس به آدم دست میده که تاریکی سعی داره نوعی کنترل رو روی افراد نفرین‌شده ایجاد کنه و اونا رو وادار کنه که سبک زندگی مد‌نظر خودشو دنبال کنن.

با این‌وجود، نمیشه منکر احساسات زیبایی شد که بین شخصیت‌های کلیدی شکل می‌گیره و اونا به‌خوبی مکمل زندگی همدیگه واقع میشن. دختر‌بچه معصومیت بیش‌از‌حدی داره و خلا روانی مرد رو پر می‌کنه. دختر بچه‌ای که نیاز به مراقبت داره، حس مردانگی و محافظت رو درون هم‌مسیر خودش ایجاد می‌کنه و اون احساس تنهایی، دور افتاده بودن و بی‌هویتی رو ازش می‌گیره.

جمع‌بندی
چنین داستان‌هایی به‌رغم شیوه‌های کلاسیکی که برای طراحی ویژگی‌های ظاهری‌شون استفاده می‌کنن اما به‌لحاظ محتوایی، همچنان همپوشانی زیادی با چالش‌ها و سوال‌های انسان دارن و کهنه نشدن. از این‌بابت، داستان رو بسیار تحسین می‌کنم و به‌عنوان یه کار روانشناختی، شاید برای نوجوونا و افراد بالغ، جذاب‌تر باشه و بتونه ذهن‌شون رو درمورد احساسات ناشناخته‌ای که درونشون هست، دچار کنجکاوی کنه.