این مطلب درمورد کتاب پادشاه زردپوشه و منظورم از کلمه‌ی ۱۳ درصد اینه که تا الان ۱۳ درصد کتاب رو مرور کردم. عنوان خلاقانه‌تری به ذهنم نرسید و با توجه به اینکه در ادامه‌ی مطالعه‌اش هم قصد دارم دوباره درموردش بنویسم، از این قالب عنوان استفاده میکنم تا عنوان‌هام تکراری نشه.

این کتابی هست که در فرهنگ عمومی، بیشتر از طریق فصل اول سریال کارآگاه حقیقی شناخته شده و وقتی کتاب رو مطالعه کنید متوجه میشید که ارجاع بسیار خوبی هم انجام دادن.

در سریال کارآگاه حقیقی، تقریبا به صورت سربسته درمورد اتمسفر این داستان صحبت میشه اما کتاب، بیش از پیش کمک میکنه تا دنیای یک فرد درگیر جنون و شرارت رو ببینیم.

توصیف‌ها خیلی جالب، خلاقانه و با قابلیت تجسم بالا هستن و جنون شخصیت اصلی رو به کرار و از زوایای مختلف میشه لمس کرد.

فارغ از نقدها و تحسین های رایج درمورد این داستان، فکر می‌کنم نقطه عطفش در اینه که به مخاطب اجازه میده تا ذهن درگیر توهم و جنون رو همزمان از درون و بیرون ببینه. برای شخصیت اصلی داستان، توهماتش کاملا باورپذیر هستن و بعضا لایه‌ای روی برخی سوژه‌های دنیای واقعی ایجاد میکنن. این زاویه‌ی دید متنوع، کمک میکنه تا مخاطب بفهمه که فرد درگیر جنون، چطور خودش رو توجیه میکنه و چرا میخواد به توهماتش قدرت ببخشه.

توهمات شخصیت اصلی، بهش کمک میکنه تا فقدان‌های زندگی واقعی و حقارتی که تحمل میکنه رو با نوعی حس قدرت، شکوه و با ارزش بودن پر کنه.