دریدای لعنتی
· · به حدی بدم از ژاک دریدا و هرچیزی که شبیه افکارش باشه میاد که دوست دارم عکسشو بزنم به دیوار و بهش دارت پرت کنم. ای کاش زنده بود و میدید چقدر ازش نفرت دارم.
· · به حدی بدم از ژاک دریدا و هرچیزی که شبیه افکارش باشه میاد که دوست دارم عکسشو بزنم به دیوار و بهش دارت پرت کنم. ای کاش زنده بود و میدید چقدر ازش نفرت دارم.
من یک خواهر دارم که متاهل هست و یک فرزند هم دارد. چندماه پیش خوابی دیدم ولی چون خواهر باردار نبود زیاد برداشت به خیر کردم و زیاد اهمیت ندادم ولی الان خواهرم فرزند دومش رو حامله هست و من به خاطر خوابی که دیدم نگرانم. خواب دیدم که خواهرم زایمان کرده و زایمان او بسیار سخت شده و من و خانواده ام در بیمارسنان بسیار نگران او هستیم. بعد مدت زیادی دکترها بک نوزاد سفید و بسیار زیبا را به ما دادند و گفتند بچه سالم هست ولی نتونستیم مادر بچه را زنده نگه داریم و مادر بچه (خواهرم) فوت کرده. و ما در خواب بسیار ناراحت شدیم.
ممنون می شوم تعبیر این خواب را بفرمایید
تعبیر:
این خواب لزوما درمورد زایمان در دنیای واقعی صحبت نمیکنه بلکه درمورد یک مسئولیت و وظیفهی جدیده که در اصل متعلق به شما نیست و ناخواسته روی دوش شما قرار گرفته. برای درک ماهیت این مسئولیت، لازمه از خودتون بپرسید که خواهر شما براتون نماد چیه؟ یا چه ویژگی ها و رفتارهای خاصی داره؟ مرگ نماد بی اثر شدن و حذف شدن این ویژگی ها در زندگی شماست که به نوبهی خودش، میتونه باعث ایجاد ناخواستهی مسئولیت هایی برای شما بشه. طبیعتا اگر این ویژگی ها مثبت هستن، بهتره احیاشون کرد.
معرفی و بررسی سریال True Detective| کارآگاهی روانشناختی
سیستم قضایی میتونه مجرم رو پیدا کنه اما درک اینکه چرا فرم خاصی از جرم و جنایت شکل میگیره و فراگیر میشه، سوال روانشناختی و پیچیدهایه. کارآگاه حقیقی، یه سریال 4 فصلی هست که از سال 2014 داره منتشر میشه.

این مقاله، صرفا یه معرفی اجمالی از اتمسفر این سریال و مزیتاش هست و نقدی هم که صورت میگیره، قرار نیست محتوای هیچ کدوم از فصلا و اپیزودا رو لو بده.
فصل اول این سریال، هنوزم که هنوزه جزو کارای محبوبه و شما ممکنه عکس و گیفای شخصیت اولش یعنی کوهل رو خیلی جاها ببینید. اتمسفر سریال، یه اتمسفر آمریکایی و مالیخولیاییه و جلوههای سینمایی زیبایی داره. لوس نیست و شانس اینو داره که یه فرد بزرگسال رو سرگرم کنه. دیالوگا جالب و خوش تراش هستن و در کنار یه داستان معمایی و کارآگاهی، راجب روانشناسی و فلسفه هم صحبتای جالبی میشه.
جرم، از دل فرهنگ و وضعیت روانی جامعه خودشو بازتولید میکنه و کوهل، شخصیت بدبین و مالیخولیایی، خودشو به نحوی با این داستانا سرگرم میکنه. اون تاثیر پذیرفته از شغلش نیست؛ بلکه به خاطر جهانبینیش هست که پتانسیل خوبی در حل کردن پروندهها داره. اون میتونه به هر چیزی بدبین بشه و شک رو به دلش راه بده. مطالعهی خوبی داره و در درک انگیزهها و خواستههای دیگران هم دست خوبی داره.

همکارش مارتین هارت، یه فرد به ظاهر موجهه که بهش نشون میده چطوری باید مثل یه بورژوای سر به راه زندگی کنه اما کوهل، گول ظاهر زیباش رو نمیخوره و میدونه که این سیستم، نقصهای زیادی داره. چه فرهنگهای غالب بر جامعه و چه سیستمی که داره براش کار میکنه. همهی اینا چیزایی هست که توی همون اپیزود اول، میوتونید متوجهش بشید.
اتمسفر غالب برجامعه، اونقدری قوی هست که باعث میشه تصور برخی از جرم و جنایتا برای افرادی که عمدتا توی یه ساحل به ظاهر امن زندگی میکنن، غیر ممکن به نظر برسه و در مواجهه با قتل و جنایت، هر بار شوکه و سردرگم بشن. اما کوهل، برخورد خونسردتری با این قضایا داره و ذهنش، پتانسیل شبیهسازی و درک نابهنجاریهای عمیقی رو به دست آورده.
پروندهای که توی فصل اول این سریال بررسی میشه، ریشه در خورده فرهنگهای به ظاهر منسوخ شده و اسراری داره و فرهنگ عمومی غالب، درک روشنی از فلسفهی این خورده فرهنگا و وضعیت روانی مجرمین نداره و همینم کارو براشون دشوار میکنه تا بتونن همچین پروندهای رو به نتیجه برسونن. خوده کوهل هم شناخت چندانی به این خورده فرهنگ نداره اما نسبت به دیگران، ذهن با بصیرتتری داره و احتمالات زیادی رو بررسی و دنبال میکنه.
در صورتی میشه تناقض درون فرهنگی تصویر شده در این سریال رو درک کرد که دنبال مثالهایی از فرهنگ خودمون باشیم. یعنی ببینیم که چه اتفاقات نابهنجاری داره توی جامعهمون میوفته یا میشنویم، که هنوز برامون تا حدی عجیب و غیر منتظره است یا در صورتی که باورشون کنیم هم نمیتونیم انگیزهی افرادی که انجامش میدن رو تصور کنیم.
بماند که خیلیهامون عادت کردیم که به مجرما و افراد نابهنجار حق بدیم و بگیم که این غریزهی طبیعی انسانه یا حتما از این کار لذت میبره.
اصلا بحث این نیست که یه فرد، چقدر میتونه سایکو باشه و از ایجاد نابهنجاری لذت ببره، بحث مهندسی ذهن و درک چیزایی هست که بهشون دچار نیست. کوهل و همکاراش، سعی دارن جرم و جنایتهایی رو درک کنن که حتی توی فانتزیهای خودشون هم نیست. اونا لزوما افراد نرمال و بهنجاری نیستن. خودشون هم مشکلات روانی و رفتاری زیادی دارن ولی جرم و جنایتهایی رو میبینن که در نظرشون عجیبه و درک روان افراد مجرم، میتونه بهشون کمک کنه تا سریعتر، پرونده رو به نتیجه برسونن.

چیزی که در پایان باید بدونید اینه که فصل ۲ و ۳ و ۴ کارآگاه حقیقی هم پروندههای جرم و جنایت رو دنبال میکنه اما نمیتونید انتظار داشته باشید که شخصیت جالب و کاریزماتیکی مثل کوهل رو دوباره ببینید. چیزی که باعث شهرت و موفقیت این سریال شده، لزوما پرداختنش به جرم و جنایت و معماهاش نبوده بلکه شهرت خودشو مدیون خلق شخصیت جالبی مثل کوهل با بازی متئو مککانهی هست.
جمعبندی
زمانی که برای اولین بار به سراغ این سریال رفتم، فصل چهارش تازه داشت منتشر میشد و نقد و معرفی خاصی هم راجبش نخوندم. فصل ۱ رو در حالی که برام تحسین برانگیز جلوه کرد تموم کردم؛ ولی وقتی سراغ فصل ۲ رفتم، به هیچ عنوان گیرایی فصل ۱ رو ندیدم. قسمت اول فصل ۳ و ۴ رو هم بررسی کردم و روم نشد که علنی بگم چرا فصلای جدیدش اینقد سطح پایینتر از فصل اولن؟ چون با خودم گفتم این سریال معروفیه و حتما آدما خیلی باهاش حال کردن که تا فصل چهارش ساخته شده و شاید منم که زیادی خوشم از شخصیت کوهل اومده.
ولی وقتی رفتم نظرات بقیه رو خوندم، دیدم که اونا هم خیلیهاشون همین تجربه رو داشتن و بیشتر، فصل اول این سریال براشون جالب بوده. خلاصه احتمالا شما هم بعد دیدن این سریال، به خیل افرادی میپیوندید که عقیده دارن کوهل فقط یدونهست، کوهل برای نمونهست.
معرفی و بررسی سریال The Tourist| توریست
نقش اول سریال توریست، جیمی درنان هست که توی وب فارسی، بیشتر به خاطر بازیش توی مجموعه فیلم فیفتی شید شناخته شده. اون اینجا نقش یه مرد مرموز رو بازی میکنه که بهخاطر یه حادثه، حافظهی خودشو از دست میده و بعد از بیدار شدن، درگیر پروندههای معمایی و جنایی میشه.

این مطلب بیشتر به معرفی این سریال اختصاص داره و بنا نیست که داستان اصلی رو لو بده. هدف این مطلب، کمک به افرادی هست که هنوز در مورد شروع کردن این سریال تصمیم نگرفتن و دوست دارن بدونن که آیا این داستان میتونه توقعاتشون رو پوشش بده یا نه.
توریست، سه ژانر رو در توضیحات خودش داره که بهترتیب، ژانر رازآلود، اکشن و درام رو تونسته محقق کنه. بهلحاظ رازآلود بودن میشه امتیاز خوبی رو به این سریال داد اما بهلحاظ درام، شاید نشه زیاد ازش توقعی داشت. اکشنها جالب هستن و بیشتر بهعنوان یه سریال سرگرم کننده با شخصیتپردازیهای جالب میشه درنظرش گرفت.
محیط سریال، توی اتمسفر گرم و بیابونیه و ممکنه درابتدا اینطور به نظر برسه که ریتم آرومی داره. قلاب اصلی داستان، خوده نقش اوله که بهخاطر از دست دادن حافظهاش، در حال کشف خودشه و توی این مسیر، با افراد مختلفی آشنا میشه که در تصورش نمیگنجن. از دست دادن حافظه باعث شده تا این شخص، شبیه دستگاهی بشه که به تنظیمات کارخانهاش برگشته و براش عجیبه که میتونه فرد نابهنجار و قانونشکنی تلقی بشه.
دورنمایی که توی همون بخشهای ابتدایی نشون داده میشه، حاکی از اینه که زندگی سابق نقش اول داستان، با جرم و جنایتهای سنگینی گره خورده و این شخص، از چیزی که زندگی اونو بهش تبدیل کرده در تعجبه.
بازی جیمی درنان و کارگردانی این سریال، بهمراتب خیلی بهتر از مجموعه فیلم فیفتی شید هست و شاید فقط ژانرش باشه که ممکنه اختلاف نظر ایجاد کنه. جیمی درنان بهعنوان یه فرد دچار فراموشی، شانس یه شروع جدید رو داره و از نو، مجبور میشه تا در مورد مواضع اخلاقی و مسیر زندگیش تصمیمگیری کنه. تصادف، براش شبیه یه تولد دوباره است و در دل یه داستان که اکشنش توی بیابونای استرالیا اتفاق میوفته، پیچیدهترین ویژگیهای شخصیتی آدما بهچالش کشیده میشه.
یکی از شخصیتهای اصلی این سریال که بهشخصه بازیشو خیلی تحسین میکنم هلن چمبرز هست. ایشون بهلحاظ ظاهری شاید جزو پرنسسهای هالیوودی بهحساب نیاد اما بهلحاظ بازی، تواناییهای قابل تحسینی رو از خودش بهنمایش میذاره.
آخرین کاری که اخیرا ازش دیدم، بازی توی یکی از قسمتای سریال پوکر فیس بود که فضای اون سریال هم کمابیش شبیه توریست هست و معماهای انسان شناسانهی جالبی رو در بطن یه زندگی روزمره که بعضا دچار اکشن هم میشه بهنمایش میذاره. با این وجود هنوز رزومهی پر و پیمونی نداره.

این بازیگر اینجا نقش یه مامور قانون رو داره که بقیه دست کمش میگیرن و میخواد راه خودشو پیدا کنه و زیر بار عرفی که بهش علاقه داره نره. این درحالیه که حتی نامزدش هم داره تحت فشار و تو رودروایسی میذارش تا لاغر کنه و یا جوری برخورد کنه که شبیه یه زوج هماهنگ و خوشبخت بهنظر برسن.
هلن چمبرز از اولش هم نشون میده که دوست نداره با این وضعیت به سازگاری برسه و وقتی هم که ناسازگاریش لو میره، تقلایی نمیکنه تا ظاهر یه زن سازگار رو بازسازی کنه بلکه به دنبال ماجراجوییهای خودش میره و در مقابل نابهنجاریهایی که توی جامعهی نهچندان پررونق اطرافش درحال اتفاق افتادنه، مسئولیتپذیری نشون میده.
جمعبندی
فصل اول این سریال توی سال 2022 و فصل دومش توی سال 2024 منتشر شده که هر فصل، شامل 6 قسمته.
امتیازای این سریال رو میشه واقعا خوب ارزیابی کرد. راتن تومیتو به شکل سخاوتمندانهای، 97 درصد رو نشون میده و IMDb هم با امتیاز 7.1 از 10، پذیرفته که با یه کار دیدنی طرف هستیم.
امتیاز مخاطبای گوگل که شاید بشه مردمیترین امتیاز در نظرش گرفت، 80 درصد پسند بینندهها رو نشون میده.
سلام. خواب دیدم سوار اتوبوس واحد شدم و محکم مواظب گوشیم بودم که کسی ندزدتش . یه جا نشستم .قرار بود در آینده ای نه چندان دور یه بچه به دنیا بیارم. دو تا خانم غریبه تو اتوبوس بهم گفتن این بچه رو که به دنیا آوردی چند تابچه هم دوباره بیار .گفتم مگه چه خبره ؟ خانمه گفت: آدم با بچه سرش گرم بشه بهتره که با بقال محله اینا بره سرشو گرم کنه .گفتم این چه حرفیه خانم .مگه شما که الان سنی ازتون گذشته و نمیتونید دوباره بچه دارشید مگه میرید برا سرگرمی با بقال محله اینا سرتونو گرم میکنید؟
تعبیر:
خوابایی با موضوع بچه دار شدن لزوما درمورد قصد فرزندآوری در واقعیت نیست. بچهها میتونن نماد هر هدفی باشن که میتونن در عین اشتیاق، مسئولیت های مختلفی رو برامون ایجاد کنن.
این خواب میتونه اشاره به فشارهای روانی و عرفی داشته باشه که سعی داره شما رو به سمت اهداف و مسئولیت های متعدد و افراطی بکشونه و شما رو بیش از حد درگیر کنه. آگاهی درمورد ماهیت این افکار و فشارهای روانی و منشا شکل گیریشون میتونه کمک کنه تا تحت تاثیرشون دست به تصمیمگیری نزنید.