خشونت و صحنههای اکشن، موضوع پرطرفداری در فیلمهای جنائیه؛ اما ایدهپردازی و ایجاد تصاویر موجز از این اتفاقات، لزوما از عهدهی هر فردی ساخته نیست. بانشی یه اکشن واقعی داره که با وجود افراطیگریها، باز هم توی ذوق نمیزنه.
عصر طلایی، یه سریال تاریخی و درام آمریکائیه که دورهی دامن پفیای اروپایی که تازه پاشون به آمریکا باز شده رو بهتصویر کشیده. این مطلب به بررسی محتوای فصل دوم اختصاص داره و چنانچه هنوز این سریالو شروع نکردید، بهتره سراغ مطلب معرفیش برید.
فصل اول، مثل یه رمان کلاسیک، تو مایههای غرور و تعصب تموم شد و ریتم خوبی رو حفظ کرد. معمولا پیش نمیاد که بتونم یه سریالو بیشتر از یه فصل دنبال کنم اما عصر طلایی، سریالیه که بعد از تموم شدن فصل دومش، مشتاقانه سراغ بررسی این سوال رفتم که آیا فصل سومی هم داره؟
پسران لزوما فضای پسرونهای نداره و اتفاقا توی فصل دوم، خیلی بیشتر به موضوعات فمنیستی پرداخته. گرههای داستانی خودشو به مسائل سطحینگرانهتری نسبت داده و اتمسفرها و دیالوگهاش هم بیشتر از فرم منطقیشون خارج شدن. با اینوجود هنوزم با یهسری بازیگر مستعد طرفیم که تونستن یه کار ابرقهرمانی رو تبدیل به یه کار پرطرفدار کنن.
سریال فارگو به عنوان یک الزام جهت سرگرم شدن یا یک کار خونوادگی، میتونه انتخاب خوبی باشه و تونسته در طولانی مدت، بقای خودش رو با تکیه به همین ویژگی های همه پسند، تا حد زیادی حفظ کنه.
این سریال مثل کبریت بی خطره و چندان پیش نمیاد که هنجاری رو موضوع خودش قرار بده که ممکنه برای مخاطباش، ناخوش آیند باشه. عمدتا به سمت تایید و تحسین بخش های خاص فرهنگ آمریکایی میره و در بعضی مواقع، میشه گفت که بیش از حد درگیر فرهنگ کلیسایی میشه و حتی به دروغ هایی که این فرهنگ برای قدرت بخشیدن به کلیسا ایجاد کرده هم دامن میزنه.
به نظر میرسه که فصل دوم سریال بانشی، از یه الگوی تکراری برای جذابیت بخشیدن به فصلا و قسمتای جدید فیلم و سریالای اکشن استفاده کرده و اون هم افزایش صحنههای خشونت آمیزه. گاهی ممکنه خیلی افراطی و غیر طبیعی به نظر برسه اما بانشی، بخش زیادی از محبوبیت خودشو مدیون همین موضوعه. شخصیتهای اصلی، بخش زیادی از عمرشون رو صرف یادگیری هنرهای رزمی و تکنیکهای مبارزه کردن و در هر قسمت، ممکنه شاهد چندین صحنهی اکشن باشیم.