نقاشی دیجیتال با برنامه‌‌ی اتودسک

این نقاشی با الهام از یه بیماری روانی که اسم فنیشو یادم رفته کشیدم. این بیماری شامل افکار بیمارگونه و ترس افراطی از مرگ میشه که می‌تونه دهن فرد مبتلا رو سرویس کنه. 

مجسمه‌ها به خودی خود سخت و پایدار هستن اما به انعکاس خودشون در آب نگاه میکنن، تصویری لغزان و بسیار ناپایدار. این درنظرم نمادی از وجهی از مرگه که می‌تونه ناخوش‌آیند جلوه کنه. 

فضای نقاشی در شب سپری میشه و ماه منبع نوره. این برام نماد وضعیت مجهول و همچنین وضعیت تهدیدکننده‌ی ماه کامله. 

در این نقاشی همچنین یه جسد گربه‌سان وجود داره که سورسش یه عکس از جسد یه توله گربه‌سان در حال تجزیه است. 

 

نقاشی دیجیتال، ۲۷ اردیبهشت

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 27 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نیمه‌کاره، نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک

پس زمینه‌ی این نقاشی رو با آبرنگ و روی کاغذ کاهی کشیدم و ازش عکس گرفتم و توی برنامه‌ی دیجیتالی روش نقاشی میکشم. این کار یکم برام عجیب و فریکیه چون نقاشی فیزیکی رو نمیشه در لحظه، به راحتی تغییر داد و طیف‌های رنگی یا نور و کنتراست های متنوع رو روش امتحان کرد اما در برنامه‌ی دیجیتالی دست آدم بازتره. 

این باعث میشه احساس کنم خروجی نهایی نقاشیم در برنامه‌ی دیجیتال، میتونست در هزار طیف رنگی یا فرم دیگه هم منظور منو برسونه، شاید حتی بهتر از خروجی‌ای که بهش راضی شدم. 

نقاشی من، چه فرقی با تولیدات خوب هوش مصنوعی داره؟ تنها فرقش اینه که من نمی‌تونم با وجود تمام امکانات فیزیکی و دیجیتالی، اونچه که به ذهنم میاد رو خلق کنم و به چیزی نسبتا مشابهش راضی میشم و در نهایت، صرفا خوشحالم که تولید من، برام معنا داره و می‌تونم به واسطه‌اش، بخشی از احساسات و افکار و جهانبینیم رو با دیگران به اشتراک بذارم. افکاری که بعضیاشو نمی‌تونم بنویسم. 

هر روز چیزای زیادی برای نقاشی کشیدن وجود داره اما میرم سراغ چیزی که امیددارم بتونم بهش معنا بدم چون حس میکنم اگر طرحی رو تولید کنم که برام بی معناست، هرچقدر هم درنظر دیگران خوب یا الهام‌بخش باشه، سبب نوعی تجربه‌ی فروپاشی ذهنی برای من میشه. درست کردن نقاشی بی معنا، مثل یک ارتباط یکطرفه است و مثل اینه که وقتمو صرف تولید چیزی میکنم که کمکی به بهبود ارتباط من با دیگران نمیکنه بلکه میتونه منزوی‌ترم کنه. 

 

بازآفرینی نقاشی توماس شکاک

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 26 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک

کیفیت اصلی این نقاشی رو می‌تونید از بازارچه‌ی بادوم پفکی تند تهیه کنید. نقاشی‌های من ارزش تجاری خاصی ندارن و خرید شما صرفا جنبه‌ی حمایتی داره. 

 

توی این نقاشی سعی کردم تا تجسم ایده‌آلی که از داستان توماس شکاک در ذهن داشتم رو به تصویر بکشم. در تابلوهای معروف و نه چندان معروف مرتبط با این داستان، مسیح عموما به عنوان مردی تکیده یا مظلوم به تصویر کشیده میشه و رفتار توماس برای لمس زخم مسیح، به شکل وقیحانه نشون داده میشه و چهره‌ی توماس، بعضا حالتی زمخت و حیوانی داره. 

در اینجا به جای توماس، از کاراکتر یک زن استفاده کردم و به جای لمس مستقیم زخم، لحظه‌ای شبیه به یک شهود رو ایجاد کردم. مسیح رو نه در قالب مردی تکیده بلکه فردی عضله‌ای نشون دادم. همچنین نه تصویری از زخم بلکه تصاویری از لحظه‌ی ایجاد زخم و حادثه‌ای که باعث ایجاد آسیب شده رو نشون دادم. 

در اینجا توماس فقط فردی هست که درد واقعی طرف مقابل و حتی داستان ایجاد شدنش رو ادراک میکنه و این کارش نه تنها قبیحانه نیست بلکه میتونه به نوعی همدلی، ارتباط قلبی و شفقت نسبت به فرد آسیب دیده منجر بشه. 

در این نقاشی همچنین از سمبل نعنا استفاده کردم که در اسطوره‌های یونان و روم، یادآور نوعی به زیر پا افتادن اما زایل نشدن اشاره داره و توضیحاتی که در نقاشی درج کردم، مربوط به توصیف همین نماده. 

زخم‌ها همیشه به راحتی قابل لمس نیستن و تصویری مستقیم از یک زخم، شاید به راحتی یادآور رنج فرد نباشه. در این حالت، نیاز به نوعی لمس و نگاه غیر مستقیم هست. 

 

فکر کردن به آبستره

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 25 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

تا جایی که یادم میاد، هیچوقت یه نقاشی آبستره که از نتیجه‌اش راضی باشم نکشیدم. با این وجود هرچه زمان میگذره، بیشتر این حس بهم دست میده که آبستره، اصیل‌ترین شکل نقاشیه. 

حتی در نقاشی دیجیتالی، فقط ما تصور دسترسی کامل به طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها رو داریم اما صرف وجود ابزار و رنگ در فضای نقاشی، به این معنی نیست که فرد میتونه اونها رو درک کنه و آگاهانه به کار بگیره. 

این محدودیت در نقاشی فیزیکی بیشتره و نمیشه در آن واحد، طیف زیادی از رنگ‌ها و ابزارها رو روی میز کار داشت. نقاشی آبستره، اجازه‌ی لمس و استفاده‌ی بداهه و خلاقانه از مواد اولیه‌ی در دسترس و قابل مطالعه رو فراهم میکنه، بدون اینکه نیاز به مقدمه‌چینی پیچیده داشته باشه. 

نقاشی آبستره اجازه میده تا رنگ‌ها بیش از پیش، دقیقا روی صفحه‌ی نقاشی ترکیب بشن و اونها رو لزوما محدود به اسکچ یا شکل از پیش تعریف‌شده‌ای نمیکنه. 

مشکل من در خلق نقاشی آبستره اینه که در داستان تعریف کردن با نمادها و شکل‌های بسیار ساده یا مجرد مشکل دارم و از ترکیب بی هدفشون حس بدی پیدا می‌کنم. درواقع اگر اونچه که درست میکنم برام داستان و معنایی نداشته باشه، دچار نوعی فروپاشی افکار میشم و حس میکنم که به خودم آسیب زدم. 

تنها آبستره‌ای که الان به ذهنم میاد و فکر میکنم برام معنی داره، کشیدن یک نقاشی با پس زمینه‌ی سفید و خطوطی با رنگ سیاه هست که حس یک جاده‌ی برفی رو برام زنده میکنه. جاده‌ای نامرتب و پر از شاخ و برگ در اطرافش که از زاویه‌ی یک پرنده در آسمان، در حال مشاهده‌اش هستم. 

کنتراست رنگ سیاه با سفید، برام تداعی کننده‌ی یک وضعیت پر از تناقضه که به چشم دیگران ناخوش‌آیند جلوه میکنه اما در عین حال، همین تناقض، منشا قدرت و گشایش هست. مثل وقتی که دشمنت فکر میکنه تو رو در بدبختی گیر انداخته و میتونه به سرنوشتت بخنده اما در عین حال، جوهری رو درونت میبینه که مثل یک جاده ظاهر میشه و کمک میکنه به سرما غلبه کنی.