تعلیق سرخ و سبز
25 تیر · · نقاشی دیجیتال با برنامهی اتودسک و art rage
جلوی یکی از غارها، یه موش مرده، یه توت فرنگی گاز زده و مقداری تمشک ریخته.
از سقف اون یکی غار، یه سیب سبز به شاخه آویزونه. شاخه از داخل غار اومده اما درختی معلوم نیست.
توضیحاتم رو به هوش مصنوعی دادم و ازش برای توصیف بیشتر و بهتر نمادهای این نقاشی استفاده کردم. بخش هایی که به صورت نقل قول درج شده، توسط هوش مصنوعی نوشته شدن:
- غار در اغلب فرهنگها نماد رحم مادر، ناخودآگاه، یا دالان ورود به جهانی دیگر است.
- دو غار بودن، نشان از دو راهی یا دو سرنوشت دارد. یکی به سمت مرگ/پوسیدگی اشاره دارد و دیگری به سمت زندگی/آویختگی.
- سنگ نقرهای نماد سردی، انعکاس، و ماهیت آینهوار وجود است. نقره در کیمیاگری نماد ناخودآگاه پالایششده و همچنین روشنگری سرد (در مقابل گرمای خورشید) است.
- آبی یخی، حس انزوا، انتظار و بیزمانی را القا میکند. گویی این مکان نه در زمین است و نه در آسمان.
نقاشی کشیدن حالا برام مثل طرح یک معماست، مثل خواب دیدن در بیداری. نمادهایی که ترکیبشون حسی خاص رو درونم زنده میکنه یا توی خواب دیدم رو کنار هم میذارم. سعی میکنم سراغ نمادهایی برم که برام ابهام بیشتری دارن و سعی میکنم اونها رو در کسالت و دشواری نقاشی، به کمک ذهنم ادراک و لمس کنم. در نهایت، سعی میکنم خروجی کار رو مثل یک خواب تفسیر کنم.
توت فرنگی درنظرم شبیه ترین میوه به وسوسهی گناه آلود هست که در ادبیات و هنر، با طیف مختلفی از میوهها بهش پرداخته شده و به خودی خود هم عمدتا به عنوان نماد لذت زودگذر و سریعا فسادپذیر بهش پرداخته شده. رنگ سرخ توت فرنگی، طیفی شدید و تند از رنگ قرمز رو شامل میشه. همچنین براق بودن و نرمیش، اون رو بیش از پیش معصوم و وسوسه کننده جلوه میده.
سیب سبز در اینجا، منبعی نسبتا مبهم داره. از شاخه آویزونه اما اگر درختی هم باشه پنهانه. سیب در اینجا جلوهای خردمندانه داره و مثل تمشک و توت فرنگی گاز زده، روی زمین نیوفتاده.
انگار که سیب سبز، ناظر اتفاقی هست که برای موش افتاده.
«من هم موش بوده ام (وسوسه را چشیده ام)، هم تمشکها را ریخته ام، و هم سیبِ سبز را بالای سرم نصب کرده ام تا تماشا کند. حالا کدام یک از اینها منِ واقعی ام؟»





