نقد و بررسی فیلم Canary Black 2024
6 خرداد · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Canary Black 2024| قناری سیاه
قناری سیاه از اون مدل فیلمای اکشن و جنایی ای هست که یه کاراکتر سکسی و خوشگل با چند تا اسلحه ی جذاب از دل موقعیت های مرگبار بیرون میاد و به دنبال اهداف جنتلمنانه ی خودش میره. هدف و سرانجام های محدود و احتمالی چنین فیلمایی از همون سکانسای ابتدایی روشن میشه و معمولا اونقدر که به ظاهر شخصیت ها پرداخته شده، نمی تونن درام فیلم رو پشتیبانی کنن. قناری سیاه این ویژگی ها رو داره و هرچند محصول کشور انگلستان به حساب میاد اما بیش از پیش، یادآور فضای کارای آمریکایی هست.

از محصولات انگلیسی انتظار دارم که حداقل پای یه خونواده ی اسرارآمیز با ثروت موروثی در میون باشه که توی عمارت های بزرگ زندگی میکنن و بعد از هر چند تا سکانس، یه منتظره از اتمسفر جنگل و درختای در هم تنیده نشون داده بشه که توی این کار، شاهد همچین مسائلی نیستیم.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
شما از همون ابتدا میتونید الگوهای رایج و به قولا کلیشه ای که در داستان های اکشن و جاسوسی وجود داره رو توی این فیلم ببینید که شاید بشه گفت پرتکرار ترین نقد منفی ای هست که این فیلم جلب کرده و به کاهش نمراتش در سایت های نقد، دامن زده.
این الگوی داستان پردازی، به حدی تکرار شده که حتی مخاطب عمومی که ممکنه ماهی یا هفته ای یک فیلم رو به جهت سرگرم شدن ببینه هم نسبت بهش آشنایی داره و ممکنه به راحتی در همون سکانس های ابتدایی، حس کسالت رو تجربه کنه.
نتیجه ی افزایش چنین کلیشه هایی، میشه یه داستان که شما از ابتدا میتونید تشخیص بدید که قراره چه اتفاقاتی بیوفته و چجور تموم بشه. یه زن به خاطر شوهرش که گیر افتاده تصمیم میگیره که تبدیل به لشکر یه نفره بشه و با توجه به جسارت و قدرت هایی که داره، اصلا بعید هم نیست که موفق بشه. بماند که نوع طراحی صحنه ها، دیالوگ های شخصیت اصلی و حتی پالت رنگ فیلم، یادآور فیلم هایی هست که هر جور شده قراره به خوبی و خوشی تموم بشه.
بخش اکشن این فیلم، بر دیالوگ ها و خطوط داستانیش میچربه و هرچقدر که برای علاقه مندای متعصب ژانر اکشن جالب باشه، برای افرادی که دنبال یه داستان خوب هستن و دوست دارن با دیدن یه فیلم جدید، حتی یه ذره شگفت زده بشن، میتونه کسل کننده ظاهر بشه.
شخصیت ها اونقدر به سرعت به سمت سرنوشت از پیش تعیین شده ی داستان کشیده میشن که شما عملا فرصتی برای آشنا شدن باهاشون ندارید و حتی کنجکاو هم نمیشید که آشنایی چندانی پیدا کنید چون به شکل بسیار آیکونیکی، همون رفتارهایی رو تکرار میکنن که پیش از این ممکنه بارها در کارهای اکشن و جاسوسی دیده باشید.
اما نقدی که میشه درمورد تاثیر روانی این فیلم مطرح کرد، خیلی گسترده تر از ظواهر فیلم و کلیشه هاشه. اصلا بیاید در نظر بگیرید که این کار، براتون تازگی داشت و جذاب جلوه کرد و تا حالا اصلا هیچ کار اکشن و جاسوسی ای ندیده بودید که قناری سیاه بخواد کسل کننده و قابل پیش بینی واقع بشه. خوده داستان، متشکل از شخصیت هائیه که انگیزه های خاص خودشون رو دنبال میکنن تا سفرشون شروع بشه و بتونن داستان رو شکل بدن و به سرانجام برسونن. نقد محتوا، معمولا با یه سوال خیلی ساده شروع میشه؛ اینکه چه انگیزه ای درون این داستان وجود داره و سعی داره چه پیام هایی رو به مخاطب خودش منتقل کنه؟
شخصیت اصلی داستان، بعد از کلی خدمت وفادارانه و کسب تجربه، یهو به خاطر همسرش تبدیل میشه به فردی خودسر که میخواد مو رو از ماست بکشه بیرون و ممکنه در این مسیر، به سادگی مورد سواستفاده قرار بگیره و تبدیل بشه به دستی که به بقیه آسیب میزنه.
هرچند سفری که طی میکنه در نهایت منجر میشه تا دست افراد فاسد درون سازمان رو بشه اما به هیچ عنوان نمیشه گفت که چنین انگیزه ای، شخصیت اصلی رو تبدیل به فردی خودسر میکنه.
نکته ی دیگه اینه که چرا فردی که اینقدر مهارت و تجربه به دست آورده، هیچ وقت درمورد سوراخ های درون سازمان و احتمال وقوع خیانت، کار نکرده و وقتی متوجه فساد درون سازمان میشه که این فساد، زندگی شخصی خودش رو هدف قرار میده؟ این رویه بیشتر این حسو ایجاد میکنه که خانوم جذاب و اهل مبارزه ی درون این فیلم، صرفا یه فرد علاقه مند به دعوا و کارای هیجان انگیز جاسوسی هست و هیچ ایده ای درمورد تفاوت واقعی خیر و شر نداره. اون اهمیت نمیده که داره چه تجربه ای برای دیگران ایجاد میکنه و چندان نمیشه تصور کرد که به اندازه ای که از جسمش کار میکشه، علاقه داشته باشه که از ذهنش کار بکشه.
جمع بندی
شخصیت های کاریزماتیکی که نگاه ژرفی به جامعه دارن، جاشون خیلی توی سریالا و فیلمای سینمایی خالیه. این شخصیت ها، توسط ایده پردازایی خلق میشن که عجولانه و برای کسب منفعت، تن به نوشتن داستان های کلیشه ای نمیدن و به جای امید بستن به مارکت، روی هنر خودشون سرمایه گذاری میکنن.
قناری سیاه، مثل نفس نفس زدن الگوهای سنتی غربال داستان های مرتبط با مرد قانون و اکشن های جاسوسیه و این هشدار رو میده که این قبیل داستان ها مثل بسیاری از ژانر های دیگه، نیازمند پیشرفت هستن و الگوهای گذشته، دیگه قرار نیست که جواب بده.