معرفی و بررسی سریال فروشگاهی برای قاتلان| A shop for killers
فروشگاهی برای قاتلان، سریال ساخت کره‌ی جنوبی هست که توی همون روزای اول انتشارش تونسته امتیاز خوبی رو از منتقدا بگیره. امتیازش توی سایت IMDb نسبت به روزای اول، کمی افت کرده و به 8.4 رسیده اما هنوزم یه امتیاز قابل توجه به حساب میاد. بخصوص که یه کار کره‌ایه و کم پیش میاد که یه سریال جالب و دیدنی ارائه بدن. 
امتیاز مخاطبای گوگل رو صادقانه‌تر میدونم و 94 درصد پسند، یعنی حتی اگر کار کم محتوایی باشه، تونسته مخاطب خودشو حسابی سرگرم کنه.

اگر اهل دیدن کارای شرقی نیستید، ممکنه این سریال، توی ذوقتون بزنه چون هرچقدر هم به لحاظ داستانی جالب باشن، خیلی کم پیش میاد که بازی خوبی رو به نمایش بذارن. اما انتقاد بنده در واقع به خوده سناریو هست. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

ما کره‌ی جنوبی رو به عنوان یه کشور دموکراتیک می‌شناسیم اما در عمل، به سختی ممکنه فیلم یا سریال یا شخصیت‌هایی رو از دل این فرهنگ ببینید که موجوداتی پیشرو با افکار عمیق و تحسین برانگیز باشن. به رغم پیشرفت ظاهری، ما همیشه جامعه و یه فرهنگ سطحی‌نگر رو می‌بینیم که حتی رویکردهاشون وطن‌پرستانه هم نیست، چه برسه به اینکه جهان‌وطنی باشن و بیشتر، روی مشکلات شخصی و خونوادگی خودشون تمرکز دارن.

اگر فقط آدمای ضعیف یا طبقه‌ی متوسط جامعه‌شون این شکلی بودن، میشد گذاشتش به پای مشکلاتی که دارن و انتظاری که ازشون به واسطه‌ی طبقه‌ی اجتماعیشون نمیشه داشت اما چی میشه که یه آدم که قدرت و ثروت قابل توجهی داره و صرفا یه خروار سیستم کامپیوتری و سرور توی خونه‌ی شخصیشه و کلی مهارتهای دفاعی و رزمی بلده، از استعداد خودش برای راه انداختن یه کسب و کار به شدت خودخواهانه استفاده میکنه تا اینکه واقعا از این توانایی‌ها، برای ایجاد یه تغییر اجتماعی معنادار بهره ببره؟


یکی از شخصیتای اصلی‌های این سریال، همچین آدمیه و اتفاقا ظاهرشو خیلی فرد خوش‌قلب و خردمندی نشون دادن که احساس مسئولیت‌پذیری زیادی در قبال خواهر زاده‌اش نشون میده. 
نشون دادن زندگی آدمای خلافکار و هرج و مرج طلب، به خودی خود چیز بدی نیست و اتفاقا می‌تونه کنجکاوی زیادی رو توی ذهن مخاطبا ایجاد کنه اما سریالایی مثل فروشگاهی برای قاتلان که اتفاقا نمونه‌های مشابهشون توی کارای آسیای شرقی خیلی زیاده، به موضوع قتل و خشونت، بیشتر به منزله‌ی یه جور سرگرمی نگاه میکنن؛ سرگرمی‌ای که لذتاش به شدت نابهنجار هستن و نمیشه رویکرد پیشرو و سازنده‌ای رو درونشون دید.

بیننده، فقط موفقیت و بقای هیجان‌انگیز و سرگرم کننده‌ی شخصیت اصلی رو میبینه. ما اغلب اوقات، دنیا رو از زاویه‌ی دید اون شخصیت بدشانسی که خیلی الکی میمیره یا نمی‌تونه ماموریت خودشو به سرانجام برسونه نمی‌بینیم. ما هیچ‌وقت پشیمونی شخصیتی که عمرشو صرف رفتارای ضد اجتماعی کرده و از طرف بالادستی‌هاش صرفا تحقیر شده و مورد سو‌ءاستفاده قرار گرفته نمی‌بینیم. ما فقط شخصیتی رو می‌بینیم که در عین علاقه‌اش به هرج و مرج طلبی، فرد خوش‌شانسی هم بوده. 
ایده‌ی کارای شرقی در مقابل قلدری توی مدارس یا مافیاهای کوچیک و بزرگ محلی، لزوما مبارزه‌ی با خشونت و نابهنجاری نیست بلکه هر کی بلند میشه و مافیای خودشو درست میکنه و بیننده هم از دیدن موفقیت‌های پیاپی مافیای خوش‌شانسی که روش زوم شده لذت میبره و به‌وجد میاد. در پایان، جامعه‌ای که این مدل آدما درونش هستن، نه‌تنها وضعیتش بهتر نمیشه بلکه روز به روز ناامن‌تر و ناامید‌کننده‌تر میشه.

اینو بدترین تاثیری می‌دونم که این مدل داستانا روی ذهن بیننده‌شون میذارن. شخصیتای آسیای شرقی، یا افکار خودشون رو از روی عرفانای قدیمی فرهنگشون الگوبرداری کردن یا جهان‌بینی‌های دست‌ساخته و خودخواهانه‌ای دارن که امیددارن با دنبال کردنش بتونن بقای خودشون رو حفظ کنن و همینم باعث انتقاد و بیزاری خیلیا از کارای شرقی شده. 
این شخصیتا سعی میکنن حس عزت و قدرت واقعی رو طراحی کنن تا بتونن توی جامعه‌ای که قصد داره له و تحقیرشون کنه، زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشن یا حداقل بقای خودشون رو حفظ کنن اما قضاوتای اشتباه زیادی در مورد زندگی جمعی دارن که همینم باعث رقم خوردن تراژدی‌های زیادی میشه. 
برای اینکه بفهمیم چطوری میشه از نقش قربانی بیرون اومد و زندگی شرافتمندانه‌ای داشت، خیلی مهمه که بدونیم حق ما به عنوان یه انسانی که داره توی یه جامعه زندگی میکنه چیه؟

موسس فروشگاه قاتلان، فردیه که داره ابزار کشتار رو بدون هیچ خط قرمزی به هر فردی که بخواد می‌فروشه و براشم مهم نیست که چه سوءاستفاده‌هایی از این ابزارا داره صورت میگیره و حتی می‌تونه بر علیه خودش کار کنه. چه بسا خیلی از افرادی که به خواهر زاده‌اش حمله کردن، از همین اسلحه‌هایی که از فروشگاهش خریده بودن استفاده کردن. تشخیص وجه غیر‌اخلاقی چنین شغلی خیلی راحته و برای من جالب نیست که یه سناریو‌نویس میاد و از همچین گره داستانی سطحی نگرانه‌ای برای جذاب جلوه دادن زندگی شخصیتایی استفاده میکنه که قراره نقش آدم حرفه‌ای یا خوب رو بازی کنن.

جمع‌بندی
هدف از گفتن این حرفا این نبود که از دیدن چنین سریالی صرف نظر کنید. به شخصه هر سریالی که خوش‌ساخت باشه رو می‌بینم و لذت میبرم اما فکر میکنم داشتن یه نگاه انتقادی، می‌تونه باعث بشه تا بخش منفی محتوایی که تماشا میکنیم، روی ذهنمون تاثیر نذاره و یه جور مصونیت روانی رو ایجاد می‌کنه.