تعبیر خواب کشتن مورچه
7 خرداد · · خواندن 3 دقیقه
پایم را که داخل راهرو گذاشتم، ترس را فهمیدم که دارد خودش را بالا می کشد، تنها یک لامپ کوچک سقفی در انتهای راهرو، آن را روشن کرده بود و نور نقره ای رنگی از تابلوی ون یکاد فلزی که در راهرو بود، به چشمم خورد.صدایی داخل سرم می شنیدم،فقط نجاتش بده و احتیاط کن.
آیا این صدای کسی بود یا صدای ذهن؟
با قدم های شمرده و با احتیاط مثل وقتی که مجری می خواهد روی سن برود، به اتاقش مب رسم، در چفت است،دستم را بالای دستگیره می گذارم و همانطور که از میان در به داخل نگاه می کنم. در را باز می کنم؛ نشسته روی لبه تخت دو نفره، پاهایش زمین را لمس می کند، موهایش ریخته روی صورتش و در نور کم اتاق فقط برق چشمانش و درخشش چیزی درون مشتش به چشم می خورد.
_سلام
هبچ جوابی نشنیدم، چند نفس عمیق کشیدم و به تابلو های در و دیوار اتاق نگاه کردم، به لباس یکسره سفید و چروک چروکش که شباهت آشنایی به لباس تیمارستان داشت. سرش به شکلی بود که انگار داشت دو متری جلوی پایش را نگاه می کرد.بی هیچ حرکتی
به آینه و میز نگاه کردم و به کشو های یک در میان باز شده، بالاخره قدمی بر می دارم و به آرامی حلزون روی صندلی کنار تخت می نشینم.
_سلام
از جوابی که داد جا می خورم، از صدایش بیشتر، شبیه صدای کسی بود که سرما خورده باشد و هم زمان مست!سرش ولی همچنان به آن نقطه خیره شده است، بی هیچ حرکتی، احساس غم شدید داشتم آن موقع، از آن وقت هایی که انگار قلبت آهن شده بدنت آب و می ترسی نکند قلبم برود ته پاشنه ام گیر کند.
سرش همچنان بی حرکت به آن نقطه خیره شده است، مکالماتمان را به یاد ندارم، مطمئنم کمی حرف هایی زدیم که انگار روزی عادت داشتیم به هم بزنیم، تاجایی که احساس کردم می توان نزدیک تر شوم، بلند شدم و قدم اول را برداشتم، ناگهان سرش چرخید به سمتم و چشمانش را واضح دیدم که در عین مردگی غمی هم به درون آن ریخت.دلم خالی شد.
_تو مورچه را کشتی
_کدام مورچه؟
_تو مورچه را کشتی
_به خدا هیچ مورچه ای را نکشتم
کفشم را بلند کردم. راست می گفت، نقطه سیاه بی جانی را زیر کفشم دیدم.
_تو مورچه را کشتی
به سمت او می دوم، اما می دانم دیگر دیر شده است. چاقوی توی دستش را در قلبش فرو می کند، شوکی به بدنش وارد می شود ولی جیغ یا فریاد نمی کشد، بیرون می کشد،هم چنان به سمت او می دوم، ضربه بعدی را به قرینه قلبش می زند،ایندفه حتی شوکی هم در بدنش پیدا نمی شود، ضربه بعدی درون شکم، حالا همه لباسش سرخ است و نقطه ای سفید هم درون آن نیست.چشمانش همان مردگی اولیه را دارند.
تعبیر:
فردی که توی خواب میبینید به وضوح رفتار جنون آمیز داره. جنون، توهم و دیوانگی در دنیای خواب، نماد موقعیتهای غیر منطقی یا دستکاری ذهنی و هشدار سواستفاده میتونه باشه. همچنانکه در واقعیت، بعضیا سعی میکنن با تحریف واقعیت، ما رو محکوم یا مجازات کنن.
این خواب لزوما به معنی نیست که قراره فرد خاصی مجازاتتون کنه بلکه بیشتر میتونه هشداری درمورد این باشه که بهتره مراقب تاثیر منفی افکار و قضاوتهای غیر منطقی باشید و نذارید افکارتون رو آلوده کنن.
تابلو و رنگ نقرهای، هر دو به مفهوم محافطت اشاره دارن. مورچه به خودی خود نه مثبته و نه منفی و بعضا میتونه نماد تهدیدی باشه که جزئی و ناچیز به نظر میرسه اما میتونه به صورت نامحسوس، یه محیط رو تحت تاثیر منفی قرار بده. اینکه به تهدیدهای جزئی حساسیت نشون بدیم و سعی کنیم از بینشون ببریم اصلا چیز بدی نیست.
بعضی وقتا در واقعیت، ما رو بابت جزئی نگری و حساسیت روی حریم شخصی و مراقبت از امنیت روانیمون ممکنه به شکل بدی قضاوت کنن. این خواب احتمالا در زمانی دیده شده که از این قضاوتا زیاد شنیدید یا خاطرات مرتبطی رو به یاد آوردید.