معرفی و بررسی سریال The Gilded age| عصر طلایی آمریکا
سریال عصر طلایی، چیزی بیشتر از نشون دادن روزمره ی کسل کننده ی افرادی هست که به آمریکا مهاجرت کردن و فرهنگ شاهانه شون رو توی این کشور جدید، بازتولید کردن. Gilded age در مورد دوره ای صحبت میکنه که پایه های آمریکایی امروزی ساخته شده و اونو تبدیل به یه کشور، با چرخه ی اقتصادی پیچیده و خاص کرده. فرهنگی که همه بهش به چشم یه فرصت نگاه میکنن و حتی افرادی که شدیدا منتقدش هستن، ممکنه به راحتی در اولین فرصت، بهش مهاجرت کنن و شانس خودشون رو برای رشد و کسب رفاه بیشتر، امتحان کنن.


بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

 

عصر طلایی، اولین بار در سال 2022 منتشر شده و تا الان تونسته 90 درصد رضایت مخاطبای گوگل و امتیاز 8 از 10 رو از سایت IMDb دریافت کنه. (مجموع رای ها 37 هزار تاست که لزوما مشارکت چندان بالایی رو نشون نمیده.)
با این وجود میشه حدس زد که دلیل این امتیاز بالا چیه. عصر طلایی، طعنه‌ی آشکاری به سیستم سرمایه داری زده و دوربینش مستقیما روی زندگی اینطور افراد، فوکوس کرده. 
زمانه‌ای که ما درونش زندگی میکنیم، آدمای طبقه‌ی متوسط و ضعیف جامعه، حتی اگر خودشون در خدمت افراد ثروتمند و سرمایه‌دار باشن هم ترجیح میدن در ظاهر، وانمود کنن که از این سیستم بیزارن و عقیده دارن که یه عده آدم پولدار، حقشون رو دزدیدن و خوردن. دیدن همچین سریالی، احتمالا تا حدی می‌تونه باعث تسلی خاطر چنین افرادی بشه و قانع‌شون کنه که اشراف هم به نوبه‌ی خودشون متحمل تراژدی میشن. این اتفاقیه که در جریال سریال عصر طلایی هم میوفته؛ افراد ضعیف، به این فکر نمیکنن که بهترین کاری که می‌تونن برای رشد جامعه انجام بدن چیه؛ صرفا همون شانس و اقبال خوبیو می‌خوان که افراد ثروتمند دارنش و دنبال سعادت خودشون هستن؛ اهمیتی هم نمیدن که ثروت رویایی‌شون از چه روش نامشروعی به دست بیاد.

چیزی که اول از همه باعث تعجبم شد، زمان قسمت اول این سریال بود. چیزی حدود یک ساعت نیم، کمک کرد تا با شخصیت‌های اصلی و کلیدی و پس زمینه‌ی فکری و خواسته‌های مختلفی که از زندگی دارن آشنا بشیم. 
در ظاهر، صرفا انگار این سریال، خانومایی با لباسا، مدل‌مو و اکسسوری‌های کلاسیک خوشگل هستن رو نشون میده اما در واقع در حال مشاهده‌ی پیچیدگی‌های زندگی نوکیسه‌هایی هستیم که سعی دارن موقعیت خودشون رو توی نیویورک حفظ کنن.
اینجا شهر کاملا غنی و شکوهمندی نیست. هنوز برده‌داری رواج داره و هر خونه‌ی اشرافی ممکنه به راحتی چندین خدمتکار تمام وقت داشته باشه. فضای درون شهر هم می‌تونه اتمسفر‌های مختلفی داشته باشه. خونواده‌های اشرافی، به شدت از معاشرت مستقیم با فضای شهر، بیزارن. انگار که فقر و بدبختی بقیه ویروسیه و می‌تونه دامن گیرشون بشه اما در‌عوض، به محافل خصوصی خودشون اهمیت زیادی میدن و مهمونی رفتن، براشون چیزی فراتر از دوست و رفیق پیدا کردنه.

این بین، افرادی که خودشون رو خونواده‌های اصیل و قدیمی میدونن، عارشون میاد که با افراد نوکیسه که تازه خودشون رو به طبقات بالای جامعه رسوندن معاشرت کنن و اجازه بدن که هویتشون با هم ترکیب بشه. 


دقیقا از قسمت سوم و چهارم هست که ذات پول، توی چنین جامعه‌ای مشخص میشه. پول، کمک میکنه تا پول بیشتری به دست بیاد؛ خونواده از ازدواج پسرش پول در میاره، از ازدواج دخترش پول در میاره، از مهمونیا و عضویت توی گروهای خیریه یا کارای سطحی پول در میاره، از قطع ارتباط پول در میاره و هر چیزی که فکرشو کنید.


پشت ظاهر آدمایی که با غرور و تکبر زندگی میکنن و به ثروت به ظاهر بی‌پایانشون تکیه کردن، سیستم پولی و مالی‌ای وجود داره که با یه ریسک میتونه بنیاد یه خونواده رو به باد بره. همچنان که یه خونواده، بالا رفتن ارزش سهام یا فروشش رو جشن میگیره، سرپرست یه خونواده‌ی اشرافی دیگه که تحمل ورشکسته شدن رو نداره خودکشی میکنه. زنی که تا دیروز، متکبرانه برخورد میکنه، بابت نگرانی از خالی شدن جیبش، به پای بقیه میوفته و خواهش میکنه که بذارن بازی قدرت رو ببره.

ثروتی که بر پایه‌ی خودخواهی، گروه زدگی، استعمار و دروغ به دست اومده، لزوما قادر نیست که در راه مشروعی مصرف بشه و تغییر واقعی رو توی فرهنگ آدما ایجاد کنه. پشت ظاهر زیبای زندگی طبقه‌ی اشراف، عملا هزارتا آداب و رسوم و قوانین دست و پا‌گیر و کسل کننده است که لذت استفاده از رفاه رو به کام زن و مرد، زهرمار میکنه. کارهای خیریه، جنبه‌ی فرمالیته دارن. آدمای فقیر، دوست دارن در خدمت طبقه‌ی اشراف باشن؛ نه به خاطر اینکه این کارو برای رشد جامعه مفید میدونن، به این دلیل که وارد شدن به این چرخه رو روش سرراستی برای پول درآوردن در یک بازه‌ی زمانی کوتاه میدونن.

توی این اتمسفر، عملا منتقدا و افراد جهان وطنی بسیار کمی وجود داره؛ هرچند که شهری که درونش سکونت دارنو قلب تپنده‌ی دنیا و شهر فرصت‌ها میدونن.
جمع‌بندی
کلمه‌ی عصر طلایی، به شکل کنایه‌آمیزی برای این دوره، انتخاب شده و اشاره به پدیده‌ای به ظاهر زیبا و طلایی داره که از درون، در حال قدرت دادن به نوعی نابهنجاریه. یه نابهنجاری گروه‌زده و بومی که قراره تاثیر خودشو روی تمام دنیا بذاره.