نقد و بررسی انیمه Inu-oh 2021| اینو اوه
8 خرداد · · خواندن 4 دقیقه
انیمهی اینو اوه رو میشه از جمله انیمههای مستقل ژاپنی بهحساب آورد که در جریانش، بیشتر از اونکه به درامهای جریان عادی زندگی یا مناسبات قابل پیشبینی بین انسانها پرداخته بشه، به سمت نوعی فضای سوررئال و رازآمیز میره و در جریانش، تراژدیهای تاریک و بعضا تلخی رو بهتصویر میکشه.
این پویانمایی موزیکال، برخلاف توضیحات و ظواهرش، بیشتر برای افراد بالغ مناسبه و ممکنه برای بچهها، نوعی حس اندوه و پوچی رو تداعی کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این انیمه همونطور که حدس میزدم نتونسته امتیازای چندان دندونگیری از سایتای نقد به دست بیاره. تا الان تونسته صرفا 2600 مشارکت کننده در سایت IMDb داشته باشه که درمجموع بهش امتیاز 7.1 دادن که هرچند امتیاز خوبیه اما این تعداد مشارکتکننده، تصویری از یه کار نادیده گرفته شده است.
این انیمه هرچند که توی یه فضای تاریخی در حال اتفاق افتادنه اما داره یه سری انتقاداتی رو به حاکمیت ها و سیستم های سرمایه داری انجام میده که سعی دارن هنر رو تحت کنترل خودشون در بیارن. رفتن به یک فضای تاریخی، بیشتر به این داستان اجازه داده تا تصویرسازیهای جالب و سوررئال تری انجام بده.

اینطوری هم نیست که هنر درون این داستان، همیشه یه شکل معصوم و انتقادی به خودش بگیره و به نفع جامعه کار کنه. این هنر میتونه شیطانی، خودخواهانه یا شدیدا جنون آمیز باشه و در خدمت جاه طلبی ها و فانتزیهای صاحبش عمل کنه. نکته اینه که هنرمند تصویری از خودش میسازه که سعی داره به قدرت سرمایهدارا غلبه کنه و بگه که من میتونم به خودی خود، به چنان قدرتی برسم که حتی از پادشاهان هم فراتر برم و خودمو به واسطهی نبوغ و محصول هنریم، تبدیل به موجودی جاودانه کنم.
با این وجود، پایان شکوهمند، در عین حال با نوعی اندوه و تراژدی ترکیب میشه. یعنی هنرمند در نوعی حالت که بیشتر از زندگی پس از مرگ یا چرخه ی تناسخ، به نوعی دنیای توهم گونه شباهت داره، میتونه به ایده آلهای خودش برسه و کیفیتی که دوست داره رو در ترکیب با فرمی مالیخولیایی، زندگی کنه.
میشه حس کرد که ذهن مبتکر این داستان، درگیر انواعی از غارت و استعمارگری هست که می تونه روی زندگی هنرمندا سایه بندازه و فعالیت اونا رو محدود کنه یا اجازه نده که ذهن یه هنرمند، خواسته های خودشو دنبال کنه و به تجربه ای که میخواد برسه.

محقق کردن یه ایده آل در یه فضای توهم گونه که جامعهی انسانی رو پشت سر گذاشته، لزوما یه پیروزی بهحساب نمیاد. شما یه جامعه رو پشت سر گذاشتید که هنوز مشکلات زیادی داره و تغییر مثبتی رو تجربه نکرده و میدونید که به عنوان یه هنرمند، نتونستید چندان تاثیری ایجاد کنید. آدما رو سرگرم کردید ولی لزوما الهام بخش ایجاد یک تغییر مثبت نبودید و فرهنگ غالب بر جامعه هم شما رو زمین زد، یعنی نذاشت که به کارتون ادامه بدید و اونچنان که دوست دارید، هنر خودتون رو عرضه کنید.
تراژدی درون انیمهی اینو اوه خیلی سنگینه و بهسختی میشه گفت که به یه پایان خوب ختم شده. شخصیتهای اصلی، می تونستن انتخاب های مسئولانهتری داشته باشن یا به شکل زیرکانه تری با جامعه کار کنن اما در نهایت، شکست میخورن. داستان سعی میکنه جوری اتفاقات رو روایت کنه که حجم این تراژدی کمتر بشه ولی باز هم نمیشه منکر شد که ما با یه پایان بد رو به رو هستیم و این تلاش فرمالیته برای خوب نشون دادن پایان داستان، بیشتر باعث این میشه که بیننده نتونته یه قضاوت راحت درمورد پیام داستان داشته باشه.

جمعبندی
صرف انجام یه کار هنری، نمی تونه قداست آفرین باشه یا تعریف کنندهی یه هدف خوب باشه که میتونه منجر به رشد فردی یا جمعی بشه. هنرمندای زیادی رو میشه توی جوامع مختلف دید که نه تنها نتونستن تاثیر مثبتی ایجاد کنن بلکه در راه تبدیل شدن به یک شخصیت نابهنجار، منبع الهام طرفداراشون قرار گرفتن. این انیمه، هرچند که جنبه های ماوراطبیعی زیادی داره اما توصیف کنندهی تراژدیای هست که میتونه روی زندگی یه فرد هنرمند، سایه بندازه. روایت، صادق و صریح نیست ولی اگه شما بتونید از این وجه روایتش بگذرید، میتونید ببینید که چقدر مهمه که یه هنرمند، انگیزه ها و اهداف روشنی داشته باشه تا بتونه راه خودشو توی یه جامعه پیدا کنه و یه تعامل دو سر برد رو ایجاد کنه.