نقد و بررسی فیلم Godzilla x Kong: The New Empire 2024
9 خرداد · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Godzilla x Kong: The New Empire 2024| گودزیلا و کونگ: امپراطوری جدید
گودزیلا و کونگ 2024، با کاور پرحرفش، یکی از اون فیلمای جدیدی هست که در مورد نمراتش خیلی کنجکاو بودم. بدون پیش زمینهی خاصی بهسراغش رفتم و بعد از تموم شدنش، نهچندان ازش بدم اومد و نه از اون کارایی شد که بتونم بیشتر از یکبار تماشا کنم. به این میشه گفت یه کار سرگرمکننده و پاپکورنی که بیشتر از محتوای داستان، روی جذابیت ظاهریش کار شده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
شخصیتپردازی افراد کلیدی و بخصوص کونگ، جالب و خاص هست اما درمجموع، ما بیشتر با جاذبهی مهارتهای یه گروه برای رقمزدن یهعالمه جلوههای ویژه و کامپیوتری طرفیم.
این عملا پنجمین فیلم از مجموعه کارای گودزیلا و کونگ هست که بیشتر از انسانها، روی شخصیت موجودات غولپیکر، تمرکز شده.
کونگ و گودزیلا دارای شعور و ادراک بالایی هستن و به شیوهی خودشون با همدیگه ارتباط میگیرن. بهسختی میشه حس کرد که موجودات غولپیکر، قادر به درک مفهوم صلح و سازگاری هستن اما درعمل، تفاوت چندانی با انسانها ندارن و ما حتی قبیلهای از همنوعان کونگ رو میبینیم که قادر به ساخت طیف متنوعی از ابزارا شدن و پیشرفته بهحساب میان.
میشه گفت که این فیلم تونسته فروش خیلی خوبی رو تجربه کنه اما این دلیل نشده که بتونه امتیازای خوبی رو از طرف منتقدا بهدست بیاره. اغلب امتیازایی که از سایتای نقد گرفته، کارو متوسط ارزیابی کردن ولی مخاطبای گوگل که همون مخاطب عام بهحساب میان، 92 درصد پسندیدنش که یه رقم بسیار چشمگیره.
میشه حدس زد که حفرهها و نقصهای داستانی بسیار شدید، چیزی هست که باعث شده چنین کاری نتونه توجه منتقدا رو به خودش جلب کنه.

بهتره بدونید که فیلم گودزیلا و کونگ، صحنهی مثبت 18 خاصی نداره و میشه بهراحتی در جمع خونواده تماشا کرد و حتی میتونه برای بچهها و نوجوونا هم جذاب واقع بشه.
این فیلم ازون کارایی هست که از همون ابتدا میدونی که “خوبی” باید هرجور شده به شرارت پیروز بشه و تراژدی و مالیخولیا، حتی اگر اتفاق بیوفته هم قرار نیست بهتصویر کشیده بشه.
زمانی که موجودات غولپیکر وارد شهر آدما میشن، اون شهر تخلیه نشده و آدما غافلگیر میشن. مبارزه بین این موجودات، باعث تخریب بسیار گستردهای میشه ولی با وجود اینکه در ابتدا آدمای خوشحال درون ساحل بهتصویر کشیده میشن اما درادامه، شما حتی مرگ یک آدمو هم نمیبینید. نه جنازهای، نه خونی و نه چهرهی چندان وحشتزدهای. داستان با موسیقی حماسی و تقدیر از گودزیلا و کونگ به پایان میرسه و قلب شخصیتهای دیگه هم سرشار از شادی و شعفه.
زاویهی دید دوربینها، بهشکل رقتانگیز و اغراقآمیزی محدود میشه تا داستانی که سازندهها دوست دارن رقم بخوره. چنین ماجراهایی رو جزو اون کارایی میدونم که منطق داستانی رو نابود میکنن و نمیتونن منبع الهام خوبی واقع بشن.
شما درظاهر میبینید که این فیلم داره از حیوانات، برابری و برادری، دوستی با طبیعت و انتخاب خوبی به جای شرارت، صحبت میکنه اما درعمل، راهکارهای جالبی برای تحقق این ایدهآلها ارائه نمیده. این روشا قرار نیست که جوابگو باشن و چنین داستانی، بههیچعنوان نمیتونه با چنین تصمیمگیریهایی، به یه پایان خوب، منجر بشه.

در این فیلم، خوبی و خیرخواهی، صاحب نگهبانایی با سطح ادراک و قدرت بالا هست اما قهرمانای داستان، همون افرادی هستن که با همدیگه اختلاف نظر زیادی دارن و مبارزهشون بهخودی خود میتونه تخریب زیادی بهدنبال داشته باشه. قبیلهی باستانی زیر زمین، افرادی هستن که در انزوا زندگی میکنن و با وجود اینکه خودشون رو محافظای طبیعت و طرفدار صلح میدونن اما حاضر نیستن درمقابل دنیایی که میدونن درگیر هرجومرج و شرارت هست، واکنش فعالی نشون بدن و صرفا مدتها منتظر ناجی خودشون میمونن تا از راه برسه و گروه رو رهبری کنه. ناجی عملا کار بخصوصی انجام نمیده و بهسختی میشه تجسم کرد که کاری ازش ساخته است که از بقیهی همقبیلهایهاش برنمیاد.
قبیلهی میمونهای به بردگی گرفتهشده از مدتها پیش وجود داشتن اما کونگ عملا ازشون بیاطلاع بود. کار دشواری نبود که این قبیله بیاد با کونگ یا موجود مشابهی ارتباط بگیره و بهسمت این قبیله بره که عملا سعی داره بقای آدما رو تهدید کنه.
جمعبندی
گودزیلا و کونگ رو میشه نمایش جذابی از جلوههای بصری درنظر گرفت اما بهلحاظ داستانی، کاری بسیار ضعیفه و درمورد الهام گرفتن از این مدل داستانا، بهتره که محتاط بود. کاری که صرفا برای ایجاد حماسهای شیرین خلق شده و زمان کوتاهی رو به غربال و بهسرانجام رسوندن داستانش اختصاص داده، شانس زیادی برای درس دادن درمورد مفاهیمی مثل تفاوت خیروشر و استراتژیهای پیروزی خیر بر شر نداره.