نقد و بررسی فیلم Fly Me to the Moon 2024
11 خرداد · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Fly Me to the Moon 2024| مرا به ماه ببر
مرا به ماه ببر که توی وب فارسی با اسم بزن بریم ماه هم شناخته شده، یه درام تاریخی هست که خط داستانیش لزوما با اتفاقات واقعی همپوشانی نداره. شما بهکرار میتونید داستانهایی درمورد ناسا و چالش آمریکا برای سفر به ماه پیدا کنید که با این ویژگی ساخته شدن، شاید چون آمریکا جائیه که شما میتونید تقریبا با هر چیزی شوخی کنید و کسی هم کاری به کارتون نداشته باشه.

این فیلم از مجموع 41 هزار مشارکت کننده در سایت IMDb، تونسته امتیاز 6.6 رو به دست بیاره که بهنظرم امتیاز منصفانهای هست. همچنین 72 درصد پسند مخاطبای گوگل رو به دست آورده و بیشتر به افرادی پیشنهاد میشه که دوست دارن یه کار کمدی، عاشقانه و سرگرم کننده ببینن.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
شاید چیزی که بیشتر از همه در جریان این فیلم توی ذوق میزنه، نحوه ی شخصیت پردازی هست. فردی مثل کلی جونز، بیشتر شبیه کلاژ زیبایی هست که از دل عکسای تبلیغاتی قدیمی بیرون اومده. اون در عین اینکه حیلهگرانه ترین ایدهها رو برای پیشبرد اهداف خودش در پیش میگیره ولی در مواجهه با پروژه ی جدیدش، انعطافی رو از خودش نشون میده که انگار اصلا قبل از این، چندان هم درگیر حیله و دروغ گویی نبوده. یکی مثل کلی جونز فقط میاد که تبدیل به یه زن س+کسی و جذاب بشه و دل بیننده رو ببره وگرنه، وجود خارجی همچین موجودی، خیلی دور از انتظاره.
اون به اندازهی کلاژ زیبایی که داره، غیر ممکن اما محبوب قلب امثال کول هست که مستعد شکست های متمادی هستن و توی مسیری قدم میذارن که احتمال پیروزیشون خیلی کمه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

ایدهآل من در حین نقد چنین فیلمایی اینه که بتونم تا جای ممکن، از دید یه فرد امریکایی به محتوای فیلم نگاه کنم و با خودم فکر کنم که اگه داشتم توی اون جامعه زندگی میکردم و گذرم به همچین فیلمی میخورد، چه حسی بهش پیدا میکردم؟ چون این سناریو، انگار سعی داره درمورد آمریکا صحبت کنه و من دوست دارم بدونم که این صحبتا، چقدرش واقعی هست و چقدرش نشات گرفته از خواسته های جانبدارانه و نهچندان منطقی فیلمساز.
وقتی چیزایی مثل رقابت آمریکا با روسیه و مسائل سیاسی غالب بر این جامعه رو به کرار توی فیلمای آمریکایی ببینید که بهش پرداخته میشه، خودبه خود ممکنه که نوعی بدبینی یا سردرگمی پیدا کنید که رویکرد کدوم یکی شخصی تره و کدوم دسته از این فیلما صرفا نشات گرفته از نوعی گروه زدگی بیمارگونه هستن یا از بدبینی و نفرت های بیمارگونه نشات میگیرن.
در این مورد مطمئن نیستم اما حسی که از دیدن برخی از این سناریو ها منجمله این فیلم بهم دست میده اینه که روسیه در نظر آمریکایی ها یه پدیده ی خیلی منفی و خطرناکه که میتونه با کمال خونسردی، بهشون آسیب بزنه و آمریکا، در مقابل این پدیده ی شرقی، یه موجود انعطاف پذیره که می تونه نه تنها منافع شهروندای آرمانگرای خودش رو دنبال کنه بلکه بعضا از کل دنیا در مقابل تهدید روسیه مراقبت کنه.

همین کافیه که فکر کنم این فیلما به شکل جانبدارانهای ساخته میشن. آمریکا ظاهر زیبایی داره و ممکنه برای خیلیا یه مقصد خیلی رویایی به نظر برسه یا حتی بخش زیادی از مردمش ازش راضی باشن اما نمیتونم به این رایج بودن رقابت های بیمارگونه، حیلهوگری، بی تفاوتی آدما نسبت به احساسات همدیگه و تقلب و وانمود کردن به چیزی که نیستی، صرفا به چشم یه ویژگی کمدی نگاه کنم و با خودم بگم: ببین امریکا چه جای خفنیه؛ اونجا میتونی با همه چیز شوخی کنی و کسی هم کاریت نداره.

جمعبندی
کلی جونز حیلهگر، فکر نمیکنم که در دنیای واقعی، هرگز رویهی خودش رو تغییر بده. روشی که اون در پیش گرفته، ایدهی خوبی برای رشد کردن در جوامعی باشه که شما قدرتشو ندارید که چیزی رو بهزور از دیگران بگیرید و برای استعمار کردنشون لازمه اونا رو فریب بدید تا داشتههاشون رو بهصورت خودخواسته به شما تحویل بدن. کلی با ظاهر زیبایی خودنمایی میکنه و حتی بعد از اینکه همه چیزتو ازت گرفت، به سختی میتونی ازش نفرت داشته باشی اما این ظاهر زیبا، چیزی از میزان شرور بودن و تاریکی درونش کم نمیکنه. کاری که سناریوهایی مثل مرا به ماه ببر انجام میدن اینه که می تونن طبع منتقد بیننده رو خاموشتر کنن و باعث بشن که این قوانین و ایده های حیلهگرانه، بیش از پیش چهرهی زشت خودشون رو پنهان کنن و برای آدما، تبدیل به پدیده هایی بشن که صرفا باید به چشم کمدی بهشون نگاه کرد، اونا رو به مسخره گرفت و از کنارشون گذشت.