نقد و بررسی فیلم Harry Potter and the Chamber of Secrets
11 خرداد · · خواندن 9 دقیقه نقد و بررسی فیلم Harry Potter and the Chamber of Secrets 2002| هری پاتر و تالار اسرار
این روزا بسیاری از طرفدارای هری پاتر، منتظر سریالی هستن که قراره با حضور شخصیتهای اصلی این مجموعه فیلم، دوباره حال و هوای این فانتزی تحسین برانگیز رو زنده کنه. هری پاتر و تالار اسرار، سال 1381 منتشر شد و بخشی از طرفدارای بعدی این فیلم، توی این سال، تازه متولد شده بودن. تب و تابی که توی سالهای ابتدایی انتشار این فیلم بود، بهنوبهی خودش به تجربهی اسرارآمیز و هیجانانگیز دیدن این فانتزی جادویی اضافه کرد.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
قسمت دوم این مجموعه فیلم، به میزان خیلی کمی، اقبال کمتری نسبت به قسمت اول داشت که موضوع رایجی درمورد مجموعه فیلماست. با این وجود، همچنان جزو کارای دیدنی و توصیهشده است و شاهد پررنگتر شدن نقش اجتماعی هری پاتر و دوستانش هستیم.
چیزی که توی قسمت اول این مجموعه فیلم خیلی توی چشم میزد، بازیهای بعضا ناشیانه است که توی قسمت دوم، تا حد زیادی برطرف شده. با این وجود، پرداخت ضعیف به قهرمانیها و نحوهی مبارزهی هری پاتر با تاریکی، خیلی از جذابیت حماسیای که توی رمان مطرح شده، فاصله داره.
تحسینشدهترین عنصر این فیلم، تصویری هست که از تاریکی نشون داده شده و عملا اونو تبدیل به داستانی میکنه که شانس جلب توجه مخاطبایی در ردههای سنی بالاتر یا افرادی که نگاه سختگیرانهتری نسبت به محتوا دارن رو داره.

طراحی محیط و عناصر فانتزی فیلم هم ازجمله موارد دیگهای هست که تونست تفاوت این کار با قسمت اول رو نشون بده و تحسین منتقدا رو بههمراه داشت. اما بیاید بریم سراغ خوده داستان و سعی کنیم اون تاثیراتی رو ببینیم که تونسته در طولانی مدت، ایجاد کنه.
هری پاتر شخصیتی بود که رویای ما رو زندگی میکرد. دنیای جادوگرا، هر چقدر هم که تاریک و مرموز بهنظر برسه، میتونست پر از تجربههای جدید باشه و حداقل در هاگوارتز، چیزی به اسم کسالت، معنی نداشت.
اصل و نسب و خانواده، در داستان هری پاتر، نقش بسیار پررنگی داره و حتی با وجود تلاشایی که برای ایجاد صلح و برابری صورت میگیره، سرنوشت شخصیتها تا حد زیادی، وابسته به خونوادهای هست که درونش متولد شدن.
دنیای هری پاتر، حتی بهلحاظ سیاسی و کشمکشهای فرهنگی، شباهت زیادی به جامعهی آمریکایی داره و تاثیری که طیف تاریک جامعه سعی داره ایجاد کنه، روی الگوهای افراد جمهوریخواه طی میشه. هرچند که این تصویر، گاها اغراقآمیز و افراطی جلوه میکنه اما با گذر زمان و دیدن افراطیترین شخصیتهای جمهوری خواه آمریکایی، بیش از پیش میشه تطبیق این الگوها رو حس کرد.
یکی از نقدایی که همیشه متوجه داستان هری پاتر بوده، تصویری هست که از شرارت و تاریکی نشون داده میشه. هرچند که باورای برابری طلبانه، بهکرار توی این داستان ظاهر میشه و مثلا هری پاتر سعی میکنه رفتار خوبی با شخصیتای ضعیف یا موجوداتی از نژادهای دیگه داشته باشه، اما جامعهی جادوگری، با وجود پنهان بودنش، دست بالاتری نسبت به ماگلها دارن و شاید بشه گفت که ماگلها با وجود جمعیت بیشتری که دارن، باتوجه به قدرتهای محدودترشون، تاثیر بخصوصی روی زندگی جادوگرا نمیذارن؛ ولی اتفاقاتی که در دنیای جادوگرا میوفته، بعضا میتونه به ماگلها آسیب بیشتری بزنه و زندگیشون رو خراب کنه.

این موضوع، توی قسمتای بعدی این مجموعه فیلم، بیشتر ظاهر میشه و دخالت بیشتر جادوگرا در سرنوشت انسانهای معمولی رو بیش از پیش ضروری جلوه میده.
این دنیایی هست که نیاز به ناجی و قهرمان داره، وگرنه هیچ شانسی برای نجات دادنش نیست و آدماش حتی نمیتونن ریشهی شرارت رو پیدا کنن. این ریشهها، حتی بعد از اتمام مبارزات بسیار گسترده و جدی بین جادوگرا هم پنهان میمونه و آدما رسما متوجه نمیشن که چه قدرتهایی فراتر از دنیای خودشون وجود داره.
این منو یاد فانتزی بسیاری از بچههایی میندازه که این فیلم رو دیدن و آرزو داشتن که فردی از دنیاهای مخفی پیداشون کنه و دعوت نامه ای از یه مدرسهی جادویی فرستاده بشه.
دنیای ما در مقابل جامعهی جادویی، بسیار محدود و کسلکننده است. ما شرارت و نابهنجاریهای زیادی رو تحمل میکنیم و لزوما ناجیای نداریم. لیبرالهای دنیای هری پاتر، میتونن جلوی شرارت پیروز بشن اما در واقعیت، تاریکی در دنیای ما قدرتش خیلی بیشتر از این حرفاست و با وجود جنگ و تراژدیهای متعدد، هیچ قهرمانی هم وجود نداره. کسی نمیتونه جلوی تاوان پس دادن اکثریت جامعه رو بگیره. تاوانی که بهخاطر انتخابهای بد و بیمسئولیتیهاشون رخ میده.

هیچ طیف نخبه و متفکری وجود نداره که قادر به مهار تاریکی باشه و هیچ گروهی نمیتونه ادعا کنه که در الهامبخش واقع شدن و بهبود فرهنگ جمعی، تونسته قدم چشمگیری برداره. بخوایم با خودمون صادق باشیم، جامعهی انسانی در حال سقوط هست و اون دسته از افرادی که با تکیه به استعدادها و ثروت خودشون تلاش کردن تا قهرمانبازی در بیارن هم نتونستن تبدیل به هری پاتر دنیای واقعی بشن.
بهطور خلاصه، هری پاتر داستان جذابی هست اما توصیفی که از نبرد خیر و شر داره و نحوهی پیروزی جناحها، الگوهای اغراقآمیزی دارن و تصویری کمابیش ساده و خوشبینانه از یک قلب شرور، بهنمایش در میاد.
در اوج ترس، تهدید و مرگ و میرهایی که توی داستان هری پاتر صورت میگیره، راه حلها کمی سادهتر از اونچه که انتظار میره ظاهر میشن و اگر شانس با هری پاتر یار نبود، میتونست توی همون قسمت اول بمیره.
در اینکه هری پاتر و دوستانش قلب پرعطوفتی دارن و برای خیر و خوبی مبارزه میکنن شکی نیست. انتقادی که اینجا مطرح میشه، در مورد جامعهای هست که توی این داستان بهنمایش در میاد. شبیهسازیای که از یه جامعهی درگیر شرارت صورت میگیره، شبیه اینه که شما بیاید ایالات متحده و انگلیس رو از بقیهی جمعیت این سیاره جدا کنید و بهشون به چشم جوامعی خودساخته نگاه کنید.

جادو چه احساسی رو درون ما زنده میکنه؟
جادو بهعنوان یک عنصر محبوب در دنیای داستانهای تخیلی، قدرت کنترلی فراانسانی رو ایجاد میکنه که بخش زیادی از فانتزیهای ما رو پوشش میده. کارهایی که در حالت عادی نیاز به صرف انرژی و وقت زیادی دارن رو میشه به کمک جادو، سریعا به انجام رسوند. داشتن چنین کنترلی بر زندگی، میتونه طمع کنترل و تسلط بیشتری ایجاد کنه، چرا که خلاقیت یه جادوگر، هیچ حد و مرزی نداره و بهسادگی هم میشه ایدههایی برای سواستفاده از این قدرت، پیدا کرد.
در داستان هری پاتر، جادوگرای نژادپرست، بهسادگی خودشون رو برتر از بقیهی گونهها میدونن چراکه قدرت کنترل بیشتری دارن و عجیب هم نیست که از این قدرت، برای نابودی یا تسلط بر انسانها استفاده میکنن.
چنانچه شما عنصر جادو رو از این داستان بگیرید، با تعصب کمتری میتونید به نقد جهانبینی شخصیتها و انگیزه و اهدافشون بپردازید.
طراحی یک انگیزهی نرمال و سالم، ازجمله ابتداییترین مهارتهای روانی هست که بهکمک نقد و بررسیش میشه به بررسی جهانبینی افراد پرداخت. هری پاتر و دوستانش، آشکارا افرادی آزادیخواه هستن و هر قسمت از این مجموعه فیلم میتونید برخی از افکار رایج لیبرالی و یا ایدههای مرتبط با ایدئولوژیهای مدرن رو مشاهده کنید. تالار اسرار، تمرکز بیشتری روی موضوع برابری و افکار نژادپرستانه داره.
این قبیل نقدها رو بهکرار میتونید توی مطالبی که برای نقد کارای نتفلیکسی و هالیوودی نوشته شدن مشاهده کنید و شاید با خودتون فکر کنید که نویسندهی این مطالب، صرفا یه چیزی رو میخواد تکرار کنه و چیز دیگهای بلد نیست اما چیزی که درحال تکرار هست، محتوا و جهانبینی رایج در کارای هالیوودیه. قصدم از گفتن این حرفا هم این نیست که بگم از دیدن این کارا اجتناب کنید و وجههشونو خراب کنم. بهشخصه کارای هالیوودی رو خیلی دوست دارم و از طرفدارای هری پاتر هستم؛ صرفا سعی میکنم نسبت به محتوایی که باهاش رو به رو میشم، یه نگاه انتقادی داشته باشم و رویکردهایی که بهنظر ناکارآمد و مشکلدار هستن رو نپذیرم. چیزی که درمورد چنین داستانهایی نمیپسندم، تصویری هست که از یک مبارز لیبرال و یه فرد علاقهمند به آزادی نشون میدن.
موضوعی که حتی باعث اختلاف نظر و چنددستگی بین شخصیتهای لیبرال شده اینه که توصیف چندان روشنی از مفهوم آزادی وجود نداره. آیا شما میخواید چیزی آزاد بشه که خودتون دوست دارید یا میخواید چیزی آزاد باشه که به لحاظ اخلاقی قابل توجیهه؟ یا صرفا دنبال اون قبیل آزادیهایی هستید که اکثریت مردم درموردش اتفاق نظر دارن؟
بر این اساس، ما انواعی از رویکردهای منشعب از افکار لیبرالیستی رو داریم. چیزی که هری پاتر و دوستانش براش تلاش میکنن، بنا به گفتهی خودشون، خوبی و صلح و آزادی هست. اونا میخوان در طرف درست ماجرا باشن و برای چیزی تلاش کنن که باعث میشه وضعیت جامعه بهبود پیدا کنه.
بسیاری از خواستههای این قبیل افراد، بههیچعنوان یه باور جمعی و پذیرفتهشده نیست و درمورد اخلاقیاتش هم بهاندازهی کافی کار نشده. اونا صرفا شامل خواستههای افراد خاصی از جامعه هستن و معمولا با این حرف، خودشون رو توجیه میکنن که چنین خواستهای نمیتونه به بقیه آسیب بزنه پس اخلاقیه و حاکمیت باید بهکمک قانون، از افرادی که بهدنبال محقق کردن این قبیل آزادیها هستن، حمایت کنه.
دنیای جادوگرای هری پاتر، هیچوقت سعی نمیکنه که ارتباط آشکاری با جامعهی ماگلا بگیره و صلاح میدونن که این دو دنیا رو از همدیگه دور نگه دارن. جادوگرا میتونن بین انسانای معمولی زندگی کنن و از جوامعشون منفعت ببرن اما نباید اسرار دنیای خودشون رو با افراد معمولی در میون بذارن، مگه اینکه موارد ضروری خاصی پیش بیاد.
این تفکر رو بذارید در کنار بخشی از توجیهاتی که جادوگرای سیاه به کار میگیرن تا حرکتای نژادپرستانهشون رو دنبال کنن. این افراد صرفا بابت اینکه انسانها ضعیفن ازشون نفرت ندارن بلکه انسانهای معمولی رو مزاحم زندگی و رفاه جادوگرا میدونن و دوست ندارن دنیا رو با این طیف از افراد، بهاشتراک بذارن.
چی میشد اگر جادوگرا سعی میکردن که دنیای خودشون رو با آدمهای معمولی در اشتراک بذارن؟ در این شکی نیست که جادوگرا قدرتای بیشتری نسبت به آدما دارن و همکاریشون با انسانها میتونست باعث افزایش قدرت جوامع انسانی بشه اما جادوگرای به قولا سفید یا صلحطلب، همچین کاری رو انجام نمیدن و هیچ نگاه انتقادی خاصیو هم نسبت به این موضوع، نمیشه توی این داستان، مشاهده کرد. شاید اگر چنین تعاملی ایجاد میشد، میتونست به مهار راحتتر حرکتای شرارتآمیز و ضد انسانی که مرتبا در دنیای جادوگرا شکل میگیره کمک کنه و به آدما کمک کنه تا مصونیت خودشون رو در مقابل شرارت بخش تاریک جامعهی جادویی، افزایش بدن.
شاید چنین نقدی به یک داستان فانتزی، کمی مسخره بهنظر برسه اما این نقد، نسبت به جوامعی که امروزه خودشون رو صاحب بهینهترین افکار لیبرالی هم میدونن صدق میکنه. آزادی یه مسالهی فردی نیست و رویکرد جامعه به انواع آزادی، روی کیفیت زندگی ما خیلی خیلی تاثیر داره. این خیلی مهمه که شما چطور میخواید آزادی رو محقق کنید و محقق شدنش رو از چه افرادی طلب میکنید.
بسیاری از لیبرالای پیشرو، توی جوامعی شکل گرفتن که صنعتی شدن و پیشرفت خودشون رو مدیون جنگ و کشتارهای گسترده و استعمارهای وسیعی هستن که هنوزم ادامه داره. هرچند که بسیاری از این کشورها درحال حاضر درگیر جنگ نیستن اما نیرو و سرمایهی زیادی رو صرف جنگ های نیابتی میکنن و بهکمک تجارت اسلحه و ایدههای شرورانهی دیگه، رفاه مردم خودشون رو تامین میکنن. طلب آزادی بیشتر در قلمرو و مرزهای یک جامعه که بهصورت انگلی، در حال تغذیه از جوامع دیگهی این سیاره است، مثل اینه که شما از حاکمیت بخواید که شرارت بیشتری رو انجام بده تا بتونه شهروندای خودشو راضی نگه داره.
جمعبندی
شخصیت هری پاتر و دوستانش قابل تحسین هست اما ساختار اجتماعیای که سعی دارن بهش خدمت کنن و ازش مراقبت کنن، میتونه ایرادات زیادی داشته باشه و بهنظرم این افراد، سرمایهگذاری خاصی روی بهبود جامعه نمیکنن بلکه با حرکتای قهرمانانه، بیشتر روی وجههی اجتماعی خودشون تاثیر میذارن، درحالی که میتونستن انتخابهای بهتری داشته باشن.