نقد و بررسی فیلم Hunter Killer 2018
12 خرداد · · خواندن 3 دقیقه نقد و بررسی فیلم Hunter Killer 2018| قاتل شکارچی
اگر دنبال یه فیلم سینمایی با اتمسفر فیلمای آخر شبی شبکهی چهار هستید، قاتل شکارچی کاملا مناسب چنین سلیقهای هست و اتمسفرسازی خوبی از یه محیط نظامی مرتبط با نیروی دریایی داره. این فیلم با میزان مشارکتکنندههای قابل قبولی تونسته امتیاز 6.6 رو از سایت IMDb بگیره که فکر میکنم امتیاز منصفانهایه و در زمان اکرانش هم فروشش تقریبا نصف هزینهای بوده که براش صورت بگیره.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
شاید برای ما که خارج از فرهنگ تولید کنندههای همچین فیلمایی زندگی میکنیم چندان منطقی نباشه که یه نفر بره سراغ همچین ایدهای و فیلمی رو بسازه که میدونه دلیل زیادی برای استقبال ازش وجود نداره. هر ملتی یهسری تولیدات هنری داره که کاملا سفارشی و در همپوشانی کامل با ایدئولوژیهای حاکم بر اون ملت هستن و قاتل شکارچی هم یکی از اون فیلماست.
همچین ایدهای میتونه مشوق خوبی برای پیوستن مردم یه ملت به نیروی نظامی باشه و همچنین اونا رو تا حد زیادی نسبت به افرادی که دارن برای امنیتشون کار میکنن خوشبین کنه. در اینجا دوباره سراغ مناقشهی تاریخی بین آمریکا و روسیه رفتن و داستان فرمالیتهای ساخته شده که میشه خیلیخیلی جانبدارانه دونستش.
با اینوجود، یه کار خوشساخته و بازیها و دیالوگهای معقولی داره.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
پاشنه آشیل چنین داستانهایی که به افتخارات ملی و میهنی ختم میشن رو میشه به درک شخصیتا از تفاوت خیروشر نسبت داد. چنانچه هدف ماموریت رو برای لحظهای کنار بذاریم، این کار چیزی جز یه درگیری و خونریزی نیست که سعی داره از وقوع درگیریهای بزرگتر، جلوگیری کنه؛ چراکه همیشه ارتباط بین شرق و غرب، دچار تنش بوده و این حس توی فکر ذهن شهروندای غربی شکل گرفته که بالاگرفتن دوبارهی تنشهای شرق و غرب میتونه باعث ایجاد جنگ جهانی بعدی بشه.
روسیه در اینجا با یه رئیس جمهور نهچندان کاریزماتیک ظاهر شده که اطرافیانش میتونن بهراحتی علیهش قیام کنن و روحشم خبردار نشه که چه اتفاقی درحال افتادنه. ذهنیتی که در پایان شکل میگیره اینه که بین نظامیا و سیاستمدارای غرب سیاره، افرادی هستن که واقعا دوست ندارن جنگ جدیدی شکل بگیره حتی اگر این تلاش، مساوی بشه با نجات دادن رئیس جمهور روسیه. این تصویری هست که چنین فیلمایی میتونن ایجاد کنن و به خاطر همینم هست که این سناریوها رو تبلیغی برای نیروهای نظامی کشورای سازندهشون میدونم.
نیروی نظامی، چیزی بیشتر از گروهیه که میتونه امنیت یک ملت رو تامین کنه. این نیرو، بهطور مستقیم تضمین میکنه که شما چقدر بتونید در زمینهی اقتصادی، راه خودتون رو توی همچین دنیایی باز کنید و تبدیل بشید به همون کشور خوشحالی که میتونه منافع مردمش رو از طریق استعمار کشورای دیگه تامین کنه.
این نوع سناریوها پتانسیل خیلی خوبی برای پنهان کردن انگیزههای شرورانه یا خودخواهانهای دارن که توی رفتارهای جمعی وجود داره یا یه ایدئولوژی خیلی قوی داره ازشون حمایت میکنه.
حتی اگر برای یک فرد غیر بومی، دیدن چنین سناریویی باعث برانگیختن حس تحسین نشه، ممکنه این حسو ایجاد کنه که با کشوری طرفه که سیاستهای جالب و تحسین برانگیزی رو دنبال کنه و مقصد خوبی برای سرمایهگذاری یا مهاجرت باشه. کشورها صدای خودشون رو با چنین رسانههایی به گوش دنیا میرسونن و سعی میکنن تصویر بینالمللی خودشون رو بسازن. غیر قابل انکاره که هالیوود، نقش چشمگیری در علاقهمندی مردم گوشه و کنار دنیا به کشورهای خاصی منجمله آمریکا داره و این تولیدات، اگر شانسی برای تقویت یک حزب سیاسی نداشته باشن اما استفادههای تجاریشون خیلی بیشتر از چیزی هست که در نگاه اول میشه دید.
جمعبندی
باوجود خوشساخت بودن این فیلم، چیزی که بیشازپیش توی ذوق میزنه، جنبهی فرمالیتهاش در دفاع از یک سازوکاره که احتمالا وجود خارجی نداره. صلحطلبی شاید در حرف، ادعای خیلی از سازوکارهای این سیاره باشه اما در عمل، پدیدهای کمیابه چه برسه به اینکه چنین سرمایهگذاری و نیروی کار گستردهای برای تحققش به کار گرفته بشه.