نقد و بررسی فیلم Mission: Impossible- Dead Reckoning Part One 2023
ماموریت غیر ممکن، از اون فیلمایی هست که حتی اگر هیچ کدوم از قسمتاشو هم ندیده باشید، حداقل یه‌بار با موسیقی معروف و جالبش رو به رو شدید و ممکنه به راحتی ریتمشو از حفظ باشید. 
 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

فیلمی که قراره توی این مطلب بررسیش کنیم، در‌واقع هفتمین قسمت منتشر شده از این مجموعه فیلمه که بازیگر معروف، یعنی تام کروز رو توی سنین میانسالی به تصویر میکشه. 
مشخصا از اسمش هم پیداست که باید منتظر یه دنباله باشیم، اما خب سوال اینه که قسمت هفتمش چجوره و چه تجربه‌ای رو می‌تونه برای بیننده‌اش ایجاد کنه؟

اگه به کارای اکشن و جاسوسی و سرگرم‌کننده علاقه دارید، ماموریت غیر ممکن، خیلی وقته که امتحان خودشو پس داده و قسمت هفتم این مجموعه فیلم هم شانس جذب مخاطب خودشو داره؛ چه بسا که تا همین الان هم 73 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 7.7 رو از سایت IMDb به دست آورده.

هرچند که کلمه‌ی فانتزی یا تخیلی رو توی لیست ژانرای این فیلم نمیشه دید اما مشخصا افرادی مثل تام کروز و اطرافیانش رو نمیشه به‌راحتی در دنیای واقعی دید و بسیاری از توانایی‌ها و کاراشون، نوعی افراط و اغراق، به‌جهت جذابیت بخشیدن به خط داستانی هست.

تام کروز در نقش ایتن، یه مرد بسیار جنتلمن و مدافع بانوان هست و بعضا حاضره به خاطر نجات جون آدما، انواع قهرمان بازی‌های مرگ آسا رو انجام بده. ایتن و اطرافیانش نوعی ابرقهرمان هستن که سعی دارن تخیلی جلوه نکنن، اما بعضی وقتا واقعا دیالوگ‌ها و کاراشون توی ذوق میزنه. میشه تصور کرد که چنین سنارویی، توی دهه‌های گذشته، می‌تونست جذابیت زیادی داشته باشه و چشمای بیننده رو گرد کنه اما ساختن همچین سناریویی توی سال 2023، برای من یه جور طعنه و کنایه‌ی تلخ بود.

دنیایی که روز به روز بیشتر درگیر انواع بحران و جنون میشه، بیش از پیش میتونه به شهرونداش این حسو بده که نجات دهنده‌ای وجود نداره و تلاش هنرمندا برای خلق شخصیت‌های قهرمان که دنیا رو از نابودی نجات میدن، بیش از پیش این حسو به وجود میاره که هنرمندا صرفا از این ایده دارن برای کاسبی استفاده میکنن و حتی خودشون هم هیچ باوری به آرمان قهرمانایی که خلق میکنن ندارن و صرفا سعی میکنن از صنعت سینما، حتی شده با ریاکاری و دروغ، سود ببرن.

هرچند که هنر، دستش بازه تا هر تخیلی رو به تصویر تبدیل کنه اما غیر قابل انکاره که حتی توی تخیلی‌ترین و انتزاعی‌ترین آثار هم، رد پایی از تجربه‌ی روانی ما در دنیای واقعی به چشم میخوره و در خلال این آثار، جهانبینی خودمون رو به تصویر میکشیم. 
ابرقهرمانا و قهرمانا، شخصیت‌های محبوب آدمایی هستن که خودشون رو افراد بسیار معمولی جامعه میدونن یا دوست دارن یه حرکت جالب و فداکارانه برای نجات دنیا از فساد و ظلم انجام بدن اما دقیقا نقطه ضعف این سناریو‌ها هم از اینجا نشات میگیره که اغلب این ایده‌های قهرمانی، نه تنها به کاهش ظلم و فساد کمک نمیکنه بلکه به آدمایی که با بی‌مسئولیتی و به صورت خودخواهانه تصمیم میگیرن، این حسو میده که همیشه یکی هست که عواقب تصمیمات بدشون رو جمع و جور کنه.

توی فیلمی مثل ماموریت غیر ممکن، امثال ایتن، به‌وضوح میگن که با حکومتای جنگ‌طلب یا سیستم سرمایه‌داری مشکل دارن، ولی به وضوح طرف مردمن و آرمان خودشون رو در خدمت بشریت میدونن. برای این دست از قهرمانا، اهمیت نداره که عموم مردم، چرا دارن تصمیمات بدی رو اتخاذ میکنن و چرا میذارن که افراد و سیستم‌هایی فاسد، توی جوامع‌شون به قدرت برسن. همچین قهرمانایی عملا نمیذارن که آدما از اشتباهات خودشون درس بگیرن و این درس گرفتن رو غیر ضروری میدونن و در خود قربانی پنداری عموم مردم شریک میشن. 
پرچم‌دار این افکار در سینمای امروز هم بیش از هر چیز، لیبرالا هستن که اتفاقا به دست آورد‌های خودشون افتخار میکنن و عقیده دارن که تبدیل شدن جایی مثل هالیوود به یه جامعه که عمده‌ی افرادش افکار لیبرالی دارن، می‌تونه کمک کنه تا مردم تمام جهان، درس‌های دموکراسی رو یاد بگیرن و پیاده کنن.

آدم‌هایی که تصمیمات خودشون رو نه بر پایه‌ی جدا کردن خیر از شر، بلکه بر پایه‌ی منفعت‌های گروه‌زده و خودخواهانه اتخاذ میکنن و به قولا براشون فرقی نداره منفعت از طریق شرارت تامین بشه یا درستکاری، قهرمانا رو نیاز دارن تا عواقب تصمیمات شرورانه‌ای که خودشون علاقه‌ای به پذیرفتن مسئولیتش ندارن رو جمع و جور کنن. 
اینطور آدما، براشون اهمیت نداره که مثلا چند نفر خونشون برای جمع کردن یه فساد که در نتیجه‌ی زنجیره‌ای از تصمیمات جمعی سطحی‌نگرانه گرفته شده ریخته بشه و حتی میان روی این خون‌ها مرثیه میخونن و از این افراد، به‌عنوان قهرمان یاد میکنن. این الگوها رو به‌راحتی میتونید در نحوه‌ی شکل‌گیری انگیزه های جنگ استقلال آمریکا مشاهده کنید. جنگی که نتیجه‌اش شکل‌گیری آمریکایی شد که امروز میبینیم.

این چرخه، نه‌تنها دموکراسی رو به وجود نمیاره بلکه اتفاقا جلوی این کار رو میگیره، چرا‌که همیشه اون افرادی که با بی‌مسئولیتی و به‌صورت خودخواهانه تصمیم میگیرن، دست بالا رو خواهند داشت و لزومی هم نمیبینن که توی اتخاذ رویکرد‌هاشون تجدید‌نظر کنن و عملا اون طیفی از جامعه که ترجیح میده انتخاب سالمی داشته باشه و سطحی‌نگرانه به سراغ تامین منافعش نره، زیر کثرت این طیف بی‌مسئولیت، سطحی‌نگر و خودخواه، گم میشن و به تعداد افراد مسئولیت‌پذیر، نه‌تنها اضافه نمیشه بلکه زیر بار وضعیت جامعه، روز به روز ممکنه از تعدادشون کم هم بشه.

ماموریت غیر ممکن، دقیقا داره روی همین الگوی کشتن دموکراسی حرکت میکنه و قهرمانایی که توی این داستان می‌بینیم، از همونایی هستن که خونی که برای نجات طیف سطحی‌نگر و خودخواه جامعه ریخته میشه رو تقدیس میکنن.

جمع‌بندی
جذابیت اکشن و ماجراجویی ماموریت غیر ممکن، غیر قابل انکاره و بازی تام کروز هم حرف نداره. این حرفا هم به این معنی نیست که همچین فیلمایی رو نباید دید و می‌تونن تاثیر بدی روی ذهنمون بذارن، بلکه به نظرم میشه در عین دیدن این فیلما، نگاه نقادانه‌ی خودمونو هم حفظ کنیم. هم ازش لذت ببریم و هم تحت تاثیر بخش‌های نه‌چندان قابل اعتماد محتواش هم قرار نگیریم. 
قهرمان‌هایی مثل ایتن، روزمره و رفتارای جالبی دارن و ماموریت‌های خودشون رو به شکل هنرمندانه‌ای به پیش میبرن اما لزوما آرمان‌هاشون رو نمیشه به راحتی تحسین کرد و میشه بخش‌های زیادی از جهانبینی این قبیل شخصیت‌ها رو مورد انتقاد قرار داد.