تعبیرخواب پاساژ و موشک
27 خرداد · · خواندن 1 دقیقه
ظهر خواب میدیدم تو یه پاساژ بودم
داشتیم میگشتیم یهو گفتن دارن میزنن همه برین بیرون
حالا اون وسط من داشتم دنبال مانتو و روسریم میگشتم که بدون حجاب نرم
بعد با خودم میگم خنگول مگه تو بیرون نیستی؟
قاعدتاً داخل پاساژ و بیرونش فرقی نداره
تعبیر:
نگران ظاهر و لباس بودن معمولا به نگرانیهایی که آدم درمورد وجههی اجتماعیش داره برمیگرده. اینکه بقیه چجور قضاوتش میکنن، چجور میبینناش و درموردش چی فکر میکنن. در حالت افراطی حتی میتونه نماد خودسانسوری شدید هم باشه، مثل آدمی که سادهترین حرفا و افکارشو هم بروز نمیده و اونها رو پنهان میکنه.
مراکز خرید میتونن نماد موقعیتی باشه که آدم دنبال تجارب جدید و تغییر زندگیشه. موقعیت جنگی هم میتونه تصویری از اضطراب و نگرانیهایی باشه که این وضعیت رو مختل میکنه.
وضعیت جنگی لزوما تقصیر ما نیست؛ زندگی و تغییراتش میتونه موقعیتهای اضطرابآور زیادی داشته باشه. مهم اینه که آدم بدونه دقیقا چه مسائلی دارن مضطربش میکنن و احساساتش رو مدیریت کنه، اگه لازمه درموردشون حرف بزنه و کمک بخواد و در نوعی احساس آرامش و امنیت خاطر، روی اهدافش تمرکز کنه.