عنوان: 
- Cognitive Behavior Therapy Of Dsm-Iv-Tr Personality Disorders-Routledge (2007)

درمان شناختی رفتاری اختلالات شخصیت Dsm-IV-TR - روتلج (2007)

نقل‌قول‌ها:
اصطلاح درمان شناختی رفتاری اغلب گمراه‌کننده است، زیرا دلالت بر این دارد که روش‌های اصلی یا شناختی (که با محتوا و سبک پردازش اطلاعات سروکار دارد) و رفتاری (که با کسب مهارت‌ها سروکار دارد) هستند. این دو جنبه اغلب به عنوان دو جنبه‌ی متضاد دیده شده‌اند و به نقاط مشترک گروه‌های مختلف تبدیل شده‌اند.

ما بخشی از بیمارستان دانشگاه پنسیلوانیا بودیم و «کلینیک خلق و خو» بودیم. (همانطور که بیمارستان کلینیک آسم، کلینیک پا و غیره داشت، ما متخصص خلق و خو بودیم.) ما بیماران مبتلا به افسردگی را درمان می‌کردیم. اگر بیماری مشکل اضطراب اولیه داشت، ممکن بود او را برای درمان به متخصص دیگری ارجاع دهیم. اگر بیماری اختلال شخصیت داشت (اختلالات شخصیتی و معیارهای DSM برای تشخیص تا DSM III در سال ۱۹۸۰ در دسترس نبودند)، قطعاً او را به متخصص دیگری ارجاع می‌دادیم. تا اواسط تا اواخر دهه ۱۹۸۰، ما شروع به استفاده از مدل پایه CBT برای درمان اختلالات شخصیت نکردیم.

در چند سال گذشته، از تعداد بیمارانی که برای درمان مراجعه می‌کنند و تمام اطلاعات ممکن در مورد اختلال خود (یا اختلالی که به اشتباه معتقدند که دارند) را در اینترنت جستجو کرده‌اند، شگفت‌زده شده‌ام. به عنوان مثال، یک بیمار برای درمان آمد و در جلسه اولیه خود اظهار داشت که اختلال شخصیت مرزی دارد. او چندین کتاب در این مورد خوانده بود، در اینترنت جستجو کرده بود و یک نسخه از DSM-IV-TR را از یک کتابفروشی محلی خریداری کرده بود. همانطور که در طول ارزیابی، سابقه او را با او مرور کردم، برایم کاملاً واضح بود که تشخیص او درست است.

بیمار دیگری با اظهارات مشابهی در مورد تشخیص خود مبنی بر داشتن اختلال شخصیت مرزی مراجعه کرد. او اشتباه می‌کرد. سطح بالای برانگیختگی، رفتار تکانشی و توهین‌آمیز او و ناتوانی‌اش در حفظ رابطه، بسیار بیشتر به اختلال انفجاری متناوب، اختلال شخصیت ضداجتماعی و مصرف مواد مخدر او شباهت داشت. هنگام بحث در مورد مسائل ارزیابی، مفهوم‌سازی، برنامه‌ریزی درمان، درمان و پیگیری، متوجه می‌شوم که بسیاری از پزشکان از فرمول‌بندی‌های بدون پشتوانه یا داده‌های جزئی برای پشتیبانی از تشخیص استفاده می‌کنند.